تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٠٣
عربى رهبرى مى كردند، وجود داشت.
١- باز پس گيرى بنادر شام از دست صليبيها سلطان ظاهر بيبرس (٦٥٨- ٦٧٦ هجرى: ١٢٦٠- ١٢٧٧ م) بيش از ديگر پادشاهان مملوكى به نيروى دريايى توجّه داشت ومى خواست از اين نيرو براى سركوب دشمنانش كه پيوسته ازراه درياى مديترانه بهكشورش يورش مىآوردند، استفاده كند، مقريزى آورده است:
«او به كشتى هاى جنگى توجّه كرد و ناويان را طلبيد و فرماندهانى را كه در امر هدايت كشتى هاى آتش افكن و ديگر رزمناوها مهارت داشتند را تشويق كرد كه به مأموريت جنگى اعزام شوند و دستور داد كه كشتيهاى جنگى را مدد كنند و درختان رابراى ساختن آنها قطع كنند و ناوگان را به همان صورت زمان پادشاه نيك سيرت نجم الدّين ايوب درآوردند، او جنگلها را دولتى اعلام كرد و استفاده از چوبهاى آن را براى مردم ممنوع شمرد، و در دو بندر اسكندريه و دمياط به كشتى سازى اقدام كرد، او خودش به محل كارگاه آمد و امور صنعتى آنجا را سر وسامان مى داد پس از مدتى شمار اين كشتيها به جز آتش افكنها و كشتيهاى نيرو بر، به بيش از چهل فروند رسيد، كه عدد بزرگى بود.» «١» مقريزى داستان جالبى را درباره توجّه اين پادشاه به ناوگان خويش آورده و مىنويسد:
پادشاه، يك روز ناچار شد سفراء كشور سيسيل را در كارگاه كشتى سازى مصر به حضور پذيرد، آنها وارد شدند در حالى كه او در ميان چوبهانشسته بود صنعتگران و فرماندهان با دست خود قطعات كشتى را حمل مى كردند آنها از ديدن اين وضع شگفت زده شدند. «٢»