تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٠١
را زندانى مىكردند تا فرار نكنند، بدين ترتيب، خدمت در نيروى دريايى در مصر ننگ به حساب مىآمد و آن را دشنامى براى خود مىدانستند و اگر به كسى مىگفتند اى ناوى، به سختى خشمگين مىشد و حال آنكه در گذشته ناويان رامجاهدان در راه خدا و رزمندگان بر ضدّ دشمن مىشمردند و به دعاى آنها تبرك مىجستند. «١» نيروى دريايى مصر و شام: (دوران مماليك) (٦٤٨- ٩٢٢ ه: ١٢٥٠- ١٥١٧ م)
مسلمانان از آغاز جنبش صليبى، برترى خود را در درياى مديترانه ازدست داده بودند و غرب مسيحى توانسته بود، سواحل و جزاير و بازرگانى اين دريا را به كنترل خود درآورد به گونهاى كه اين دريا يك درياى اروپايى شده بود. ابن خلدون به اين گونه دگر گونى اعتراف مى كند و مى گويد:
هنگامى كه صلاح الدّين يوسف بن ايّوب پادشاه مصر و شام به باز پس گيرى شام از دست مسيحيان پرداخت ... ناوگانهاى كافران به كمك اين بندرها از هر طرف به سوى مسلمانان سرازير بودند، او نيروى دريايى خود را از نظر سرباز و آذوقه تقويت كرد، ناوگانهاى اسكندريه به دليل قدرت دشمن درشرق اين دريا، نتوانست در برابر آنها مقاومت كند، زيرا ناوگانهاى آنها بيشمار بود و مسلمانان از مدّتها پيش ضعيف شده بودند و نمىتوانستند از هجوم آنها جلوگيرى كنند، چيرگى فرنگيها بر غرب اين دريا نيز كمتر از شرق نبود، آنان جزاير غربى درياى روم را در اختيار داشتند و قدرت آنان در مركز دريا نيز فراوان بود، شوكت آنها افزايش يافت و شمار ناوهاى آنان رو به فزونى نهاد و قدرت مسلمانان گام به واپس مىنهاد تا آنكه دو نيرو برابر شدند، پس از آن، باز هم قدرت دريايى مسلمانان رو به ضعف گذارد، تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج٢) ١٠٧ ١ - باز پس گيرى بنادر شام از دست صليبيها ص : ١٠٣ زيرا دولتها ضعيف شدند و فوايد دريا از خاطره ها فراموش شد.
مسيحيان به عادت هميشگى خود به تمرين و كارآموزى و آگاهى از احوال دريا پرداختند و بر دريا و منابع چوب، چيره شدند ولى مسلمانان به جز بخش اندكى از مردم ساحل، از كار دريا بيگانه گشتند. «٢»