تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام(ج2) - سید العزیز سالم - الصفحة ١٠٠
شام، مانند بنادر صور، حيفا، قيساريه، ارسوف، يافا واز همه مهمتر عكا رااشغال كند كه درحقيقت، روزنه اصلى ورود به كشور بيتالمقدس صليبى برساحل درياى مديترانه بود. «١» نيروى دريايى مسلمانان بىگمان به دليل از دست دادن مهمترين سواحل و پايگاههاى خود در شام، زيان بزرگى ديد و آنچه وضع را بدتر كرد اين بود كه مرگ صلاح الدّين، اختلافات و كشمشكهايى را در ميان خاندان ايّوبى پديد آورد و مقاومت اسلامى را بطور كلّى به ضعف و ناتوانى كشانيد.
پادشاه قبرس، «عمورى لوزنيان» از اين فرصت بهره گرفت و با ناوگانها و سپاهيانش در سال ٥٩٣ هجرى (١١٩٧ م)، به بيروت يورش برد، فرماندار شهر، عزالدّين سامه بدون جنگ يا مقاومتى از برابر او گريخت، اين كار، عدّه بسيارى را ناراحت كرد، شاعر معاصر در اين باره مىگويد:
«دژ را به دشمن بده وبر تو سرزنشى نيست، زيرا عافيت طلب را نمىتوان سرزنش كرد.» واگذارى دژها، بدون جنگ، سنتى است كه سامه آن را در بيروت پديد آورده است. «٢» با اينكه ملك عادل در يكپارچه ساختن دولت ايّوبى و به زير فرمان خود درآوردن دوباره آن، موفّق شده بود و به جاى بيروت، در سال ١١٩٧ ميلادى شهر يافا را به دست آورد، ولى نيروى دريايى درواقع گرفتار ضعف و سهل انگارى شده بود.
اگر چند مورد، تلاشهاى ملك كامل وملك صالح ايوب را كه در نتيجه دو حمله جان دى بريين صليبى در سال ١٢١٨ ميلادى و لويى نهم در سال ١٢٤٨ ميلادى «٣»، به مصر انجام گرفت، استثنا كنيم، در مجموع اوضاع چنان بود كه مقريزى توصيف مىكند:
«ديگر توجّهى به ناوگان نمىشد، وتنها به هنگام ضرورت به آن عنايت مىكردند و هرگاه تجهيز آن ضرورت پيدا مىكرد، دنبال نيرو مىگشتند ودر روز افراد را براى خدمت درآن دستگير مىكردند و به زنجير مىكشيدند و در شب آنها