أجوبة المسائل - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٠٩ - حدّ زنا
ج ١ - الف - مراد تبعيد است.
ب - مراد از آن فقط خارج نمودن از شهرى كه ساكن است به شهر ديگر مىباشد و لذا زندانى نمودن و يا تحت نظر قرار دادن بطبع اوّليه جايز نيست مگر مواردى كه در ذيل اشاره شده البته در مثل نفى محارب بايد شخص تحت نظر قرار گيرد كه با مردم مراوده و معاشره و تجارت نداشته باشد.
ج - تبديل تبعيد به حبس معنىٰ ندارد بلكه مىتوان مصداق تبعيد را در زندان شهرى كه شخصى تبعيد شده، محقّق نمود.
د - مىتوان او را دستگير و در همان شهر تبعيد شده زندانى نمود تا مصداق تبعيد تحقّق پيدا كند.
ه - اگرچه ادّله در محارب مطلق است ولى آنچه از مذاق شارع استفاده مىشود اين است كه زن نفى بلد نگردد و لذا در محارب به موارد ديگرِ كيفر بايد عمل شود.
س ٢ - با توجّه به بيان منحصر به فرد شهيد ثانى در شرح لمعه در مورد تجاوز به صغيره كه مورد ترديد شهيد قرار گرفته آيا در مورد صغيره تجاوز به عنف صدق مىكند يا خير و در صورتى كه مورد تجاوز واقع شود مانند امرائه حكمش اعدام است يا نه؟
ج ٢ - تجاوز به عنف حكمش اعدام است چه به صغيره باشد يا زن كامله.
س ٣ - آيا مفاد تركه (الضَرْبُ بِالضِّغْثِ) كه در حدّ زنا ثابت است در مورد حدود ديگر مانند حدّ شرب خمر و قوّادى و لواط و امثالهم در صورت وجود شرايط مربوطه قابل تسرّى است يا خير؟
ج ٣ - ظاهراً الضرب بالضغث مختصّ به زنا نيست و هر جا كه مرتكب جنايت تحمّل نداشته باشد كه تازيانه بخورد بايد توسط ضرب به ضغث، حكم جارى شود.