أجوبة المسائل - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٧٠ - متفرّقات
س ٥ - بانوئى كه شوهرش سه سال و نيم قبل، فوت كرده است و از آن تاريخ تاكنون ادّعايى در مورد دائمى بودن عقد و ازدواج نداشته و قرائنى هم بر موقّتى بودن ازدواج ايشان وجود دارد اخيراً مدّعى دائمى بودن عقد و ازدواج خود با آن مرحوم شده ولى همسر اوّل و دائمى مرحوم منكر دائمى بودن رابطه زوجيّت مدّعى است اگر قرار باشد كه صحّت و سقم موضوع با سوگند شرعى اثبات شود قسم را بايد همسر موقّت كه مدّعى دائمى بودن است ياد كند يا قسم متوجّه همسر دائمى است كه منكر ادّعاى مدّعى است؟
ج ٥ - اينطور كه تقرير شده همسر دوّم در حقيقت ادّعا بر ميّت دارد و لذا بايد قسم تغليظى در دائمى بودن عقد بخورد و احكام عقد دائم بر آن مترتّب مىشود ولى اگر به طورى ادّعا كند كه ادّعا بر زوجه اوّل باشد تحالف پيش مىآيد و هر دو قسم مىخورند و در صورتى كه هر دو قسم خوردند بايد با مصالحه، احكامى مثل ارث تقسيم شود.
س ٦ - اينجانبه ولىّ قهرى ندارم و هيچگونه اطّلاعى به مسائل شرعى ندارم و مصلحت و مفسده خود را هم تشخيص نمىدهم، شخصى كه از مسائل شرعى اطّلاع كامل دارد و با علم به حكم، اينجانبه را فريب داده است و بدون تعيين مهريه و بدون وكالت از اين جانبه پيش خودش عقد موقّت را جارى نموده و به اينجانبه گفت من تو را به عقد دائم خود در مىآورم و گفت چون صيغه موقّت را خواندم اگر عمل زناشوئى انجام نگيرد عقد دائم شرعاً امكان ندارد اينجانبه از روى سادگى و عوامى پذيرفتم و هنگامى كه به آمال شيطانى خود رسيده و از اين جانبه ازاله بكارت نمود مبلغى را به اين جانبه داده و گفت اين مهريه توست چون از اوّل هيچگونه مهريهاى تعيين نشده بود با توجّه به مطالب فوق:
١ - آيا با عدم تعيين مهريه زنا انجام داده؟
٢ - آيا از عدالت ساقط است؟