أجوبة المسائل - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٩٥ - تصرّف در مال غير
درآمده و با حيله از دست مردم رفته آيا معاوضهاش اشكال دارد يا خير؟
ج ١ - چون كدخدا زمين را بدون رضايت از مردم گرفته، تمام تصرّفات بعدى مورد اشكال است.
س ٢ - در قريهها و مناطق چنين رسم مىباشد كه صحرا و كوه عامّ را در بين خودشان طورى حدود قرار مىدهند كه حريم هر كس مشخص مىباشد و هر كس در حدود خود گياهانى مىكارد و علف آن را براى مواشى خود جمع آورى مىكند، حال نفرى ديگر از حدود مشخصّه شخصى ديگر علف آن را جمع مىكند و آن شخص كه حدود متعلّق به او بوده آن علف جمع آورى شده را مىگيرد آيا شرعا ً جواز دارد يا خير و بعضى از مردم از ديگرى پول مىگيرند و اجازه مىدهند كه از محدودهاى كه شريك است علوفه بردارد آيا اينگونه پول و اجازه دادن جايز است؟
ج ٢ - بدون اجازه ديگران جمع كردن محصولات حريمشان جايز نيست و اجاره دادن حدود متعلّق به آن فرد نيز اشكال ندارد.
س ٣ -
شخصى چشمهاى در بالاى زمين خود دارد كه سيلاب آن را خراب مىكند و آن چشمه سر از زمين كس ديگرى بيرون مىآورد آيا آب از آن صاحب اوّلى مىباشد يا از آن كسى است كه چشمه از زمين او سر در آورده است؟
ج ٣ - چشمه متعلّق به صاحب اوّلى است و اگر صاحب زمين دوّم خواسته باشد از آن آب استفاده كند، بايد با اجازه صاحب چشمه باشد و بر صاحب چشمه هم لازم است كه چشمه را از زمين غير خارج كند.
س ٤ - شخصى سند زمينى را در اختيار دارد ولى آن زمين را شخص ديگرى بدون سند در تحت تصرّف خود دارد آيا شرعاً زمين متعلّق به كيست؟
ج ٤ - اگر ثابت شود كه سند معتبر است به عنوان بيّنه مقدّم است.