أجوبة المسائل - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٩٢ - وكالت، ولايت و اذن در عقد
بلكه احوط آن است كه خود شوهر را الزام به طلاق نمايند. والّله العالم.
س ٢ - زنى كه پدر و پدر بزرگ ندارد اجازه ازدواج او با چه كسى است؟
ج ٢ - اگر باكره بالغه رشيده باشد، در فرض مزبور اذن كسى لازم نيست گرچه اگر از حاكم شرع اجازه بگيرد بهتر است.
س ٣ - آيا حاكم شرع مىتواند دخترى كه پدر و جدّ او معلوم نيست و دخترى كه به سنّ بلوغ نرسيده را تزويج كند؟ اگر نتواند نماينده حاكم شرع صيغه عقد را بخواند آيا باطل است يا خير؟
ج ٣ - اگر مصلحت بداند اشكالى ندارد، امّا عقد نماينده در فرض مزبور فضولى است و بستگى به اجازه حاكم شرع دارد.
س ٤ - اگر زنى مردى را وكيل مىكند كه او را به عقد دائم خود در آورد و مرد بر خلاف نظر زن، او را به عقد منقطع در مىآورد و بعد از مدّتى اين دو با هم زندگى مىكنند و بچّهدار مىشوند مرد اعلام مىكند كه عقد تو منقطع است، آيا اين عقد صحيح بوده يا خير و آيا مسئله ارث براى بچّهها به چه نحو است و آيا بعد از اتمام مدّت على فرض صحّت عقد چه كنند؟
ج ٤ - در ادامه زندگى بايد مجدّداً عقد نمايند متعةً يا دواماً، ولى نسبت به گذشته اگر مرد گمان بر صحّت عقد مزبور داشته، بچّهها از پدر ارث مىبرند همانگونه كه پدر از آنان ارث مىبرد ولى اگر با رضايت ساير ورثه باشد اوفق به احتياط است و حدّ زنا هم در اين صورت ثابت نيست، امّا چنانچه علم به عدم صحّت عقد داشته بنابر عدم صحّت، توارث ساقط و زنا ثابت است گرچه مسئله خالى از شكال نيست و بهتر آن است كه توارث با توافق ورثه باشد.