ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧
كرده است. جناح چپ همچنين در قبال فرهنگ انگلوپروتستان موضعى انتقادى اتخاذ كرده است، بهويژه در قبال بخش مذهبى آن، ليبرالها پيوسته برترى ارزشهاى سكولاريستى و جدايى دين از حكومت و زندگى عمومى آمريكا را تبليغ مىكنند و از نظر هانتينگتون اين امر به تضعيف عنصر مسيحى، به عنوان عنصر سازنده هويت آمريكا، انجاميده است.
٣. سياستهاى جديد آمريكا در زمينه مهاجرت: هانتينگتون اين سياستها را مورد انتقاد قرار مىدهد؛ زيرا به نظر او سياستهاى مذكور سبب شده است از دهه ٦٠ تا به حال ميليونها مهاجر به آمريكا سرازير شوند؛ بدون آنكه قوانين كافى و مؤثر جهت تضمين پيوند و تلفيق موجهاى جديد مهاجران در سايه فرهنگ پلوراليستى موردنظر جناح چپ ليبرال در آمريكا كه از نيمه دوم قرن بيستم تلاش در ترويج آن دارد، وضع شود. هانتينگتون همچنين به شدت از مهاجرتهاى لاتينى زبانها به آمريكا و اجازه تدريس زبان اسپانيايى و به كارگيرى آن به عنوان زبان رسمى دوم در بسيارى از شهرها و ايالتهاى آمريكا انتقاد مىكند. اينجا نگرانى ويژه هانتينگتون نسبت به تأثير مهاجران لاتينى زبان آمريكا بر هويت آمريكايى آشكار مىشود. بهويژه با توجه به اين مطلب كه آنها امروزه ١٢ درصد از جمعيت آمريكا را تشكيل مىدهند و ارتباط تنگاتنگى با سرزمينهاى مادرى خود كه به ايالات متحده آمريكا نزديك است، دارند. از اين رو هانتينگتون دعوت به شناسايى زبان اسپانيايى به عنوان زبان رسمى دوم آمريكا را يكى از مهمترين و جدىترين تهديدات كه متوجه هويت آمريكايى است، برمىشمارد. به عقيده او اين امر مىتواند به تبديل آمريكا به كشورى داراى هويت زبانى دوگانه (اسپانيايى و انگليسى) بينجامد.
٤. فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و عدم شكلگيرى دشمن جديد براى ايالات متحده آمريكا: به نظر هانتينگتون اين امر در تضعيف اقبال آمريكاييها به هويتشان و اتحاد در سايه آن نقش جدى داشته است.
سناريوهاى چهارگانه براى آينده هويت آمريكايى
هانتينگتون معتقد است تهديدات چهارگانه فوق ممكن است به يكى از پيامدهاى چهارگانه زير نسبت به هويت آمريكايى در آينده منجر شود:
١. از بين رفتن هويت آمريكايى و تبديل آمريكا به جامعهاى متشكل از فرهنگ و اديان متعدد در كنار محافظت از ارزشهاى بنيادين جامعه. بسيارى از ليبرالهاى آمريكايى خواهان چنين سناريويى هستند اما اين، سناريويى آرمانى نيست و تحقق آن بسيار دشوار است.
٢. تبديل آمريكا به كشورى با هويت دوگانه انگليسى- اسپانيايى.
٣. انقلاب آمريكاييهاى سفيدپوست جهت قلع و قمع هويتهاى ديگر. هانتينگتون معتقد است در حال حاضر وقوع اين امر كاملًا محتمل است. او در فصل ماقبل فصل پايانى كتاب خود به احتمالات و انگيزههاى وقوع اين سناريو به شكل مبسوط مىپردازد.
٤. تأكيد مجدد بر هويت آمريكايى از جانب همه آمريكاييها و اتخاذ اين ديدگاه مبنى بر آن كه آمريكا سرزمينى مسيحى است كه در آن اقليتهاى ديگرى نيز زندگى مىكنند كه بايد از ارزشهاى انگلوپروتستانى و ميراث اروپايى و عقيده سياسى آمريكايى به عنوان اساس اتحاد همه آمريكاييها، پيروى كنند.
آينده هويت آمريكايى و نقش اسلام در نقشدهى آن
در مقابل اين تهديدات و سناريوها، هانتينگتون راهكارى جديد براى شكلدهى و محوريت مجدد هويت آمريكايى ارايه مىكند. اين راهكار مبتنى بر ملاحظه برخى تغييرات ريشهاى مثبت و فورى در جامعه آمريكا در چند دهه اخير است؛ تغييراتى كه روح هويت ملى را زنده كرده است. منظور هانتينگتون از اين تغييرات دو تحول اساسى زير است:
الف) بازگشت آمريكاييها به دين مسيحيت و افزايش نقش مسيحيت در زندگى عمومى آمريكاييها.
ب) نقشى كه دين اسلام به عنوان دشمن اصلى و جديد آمريكا مىتواند ايفا كند.
در مورد نقش مسيحيت، هانتينگتون مظاهر