ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - الوتر الموتور و المنتقم الموعود
الوتر الموتور و المنتقم الموعود
على اكبر مهدى پور
قسمت دوم
يكهزار و يكصد و هفتاد سال پيش بنيانگذار حكومت واحد جهانى، براساس عدالت و آزادى، ويرانگر كاخهاى ظلم و استبداد، منتقم خون مظلومان در راستاى تاريخ، منجى بشريت، دست نيرومند حضرت احديت، اندكى پس از ولادت، در آستين غيبت فرو رفت، تا پس از سپرى شدن دوران غيبت كبرى ظهور كرده، خون مظلومان تاريخ را از ستمپيشگان خونآشام بگيرد.
يكى از صدها نام نامى و اسم گرامى آن مصلح آسمانى منتقم است، چنانكه خداوند منان جمال عالم آراى آن ستاره فروزان را در شب معراج به خاتم پيامبران ارايه نموده و از آن كعبه مقصود و قبله موعود به منتقم ياد كرده است.[١]
هفتمين امام نور نيز در تعقيبات نماز عصر عرضه مىداشت:
بار خدايا در فرج منتقم خود تعجيل بفرما.[٢]
جان جانها، محبوب دلها، يوسف زهرا (ع) نيز خطاب به احمد بن اسحاق فرمود:
من تنها بازمانده از حجج الهى و دست انتقام او از دشمنان اويم.[٣]
در پگاه هر جمعه در دعاى ندبه مىخوانيم:
كجاست منتقم خون پيامبران و فرزندان پيامبران؟[٤]
و در فراز ديگرى از آن مىخوانيم:
كجاست منتقم خون شهيد كربلا؟[٥]
دلباختگان سالار شايستگان، همه روزه در زيارت عاشورا مىخوانند:
خداوندا! به ما نيز روزى كن كه در محضر مهدى آل محمد (ع) به خونخواهى خون حسين عزيزت برخيزيم.[٦]
ولى آنچه كمتر مورد بررسى قرار گرفته اين است كه چون دست نيرومند الهى از آستين غيبت بيرون آمد، انتقام خون سالار شهيدان و ديگر مظلومان تاريخ را از چه كسى مىگيرد؟
انتقام از كى؟ چرا و چگونه؟
در اينجا ظاهراً چهار احتمال وجود دارد كه هر كدام نيازمند بررسى و تحقيق است:
الف) از فرزندان آنها: در برخى از روايات آمده است:
يقتل والله ذرارى قتلة الحسين بفعال آبائهم.
به خدا سوگند ذريه قاتلان حسين را به جهت عمل پدرانشان مىكشد.[٧]
پذيرش اين حديث مشكلات فراوان دارد، كه به برخى از آنها در اينجا اشاره مىكنيم:
١. اين حديث با آيه شريفه قرآن كه مىفرمايد:
لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى.
كسى وزر و وبال ديگرى را به دوش نمىكشد[٨]
مغاير است، اگر نياكان آنها گناه كردهاند، آنها چه تقصيرى دارند؟
دهها حديث صحيح و معتبر داريم كه ائمه (ع) امر فرمودهاند كه احاديث را به قرآن عرضه كنيم، هر كدام با آيات قرآن همخوانى نداشته باشد، آن را رد كنيم و قبول نكنيم.[٩]
٢. قرآن كريم فرزند صلبى حضرت نوح را به