ماهنامه موعود
(١)
شماره چهل و هشتم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
توقيع مبارك حضرت به افتخار جمعى از شيعيان
٢ ص
(٤)
پياده ها و موج سوارها و
٤ ص
(٥)
جمعه اى گذشت
٧ ص
(٦)
از ميان اخبار
٨ ص
(٧)
منتظران آواى ظهور مهدى موعود (ع) را سر دادند
٨ ص
(٨)
طرح بزرگ هديه آسمانى، هديه اى به ساحت حضرت مهدى (ع)
٨ ص
(٩)
به مناسبت ميلاد بر سرور حضرت قائم (ع) فرهنگسراى قرآن برگزار كرد نشست قرآن و مهدويت
٨ ص
(١٠)
همايش علمى فرهنگى مهدويت، استراتژى انتظار و جهان آينده برگزار شد
٨ ص
(١١)
آيت الله صافى گلپايگانى دشمنان قصد تضعيف هويت دينى ما را دارند
٩ ص
(١٢)
همزمان با ميلاد بقية الله الاعظم (ع) بزرگ ترين كيك جهان در كرمان به نمايش درآمد
٩ ص
(١٣)
پخت كيك يك تنى در اصفهان
٩ ص
(١٤)
آيت الله صافى گلپايگانى اگر مى خواهيد امام زمان راضى باشد، جامعه را اصلاح كنيد
٩ ص
(١٥)
آيت الله جوادى آملى بساط مدعيان رويت امام زمان (ع) بايد برچيده شود
١٠ ص
(١٦)
آيت الله نورى همدانى علما و محققان منابع واقعى اسلام را به بشريت عرضه كنند
١٠ ص
(١٧)
مفتى قدس نسبت به ويران كردن مسجد الاقصى هشدار داد
١١ ص
(١٨)
ابوطبى برگزارى جمهورى اسلامى
١١ ص
(١٩)
آوى ديختر رئيس سازمان امنيت رژيم صهيونيستى شاباك اعتراف كرد كه يهوديان تندرو به شيوه هاى گوناگون در صدد ويران كردن مسجد الاقصى هستند
١١ ص
(٢٠)
اين ماييم كه غايبيم
١٢ ص
(٢١)
روز بيست و يكم ماه رمضان، روز قتل خاتم پيامبران است
١٥ ص
(٢٢)
تو بستر قدرى
١٩ ص
(٢٣)
ضرورت بازنگرى معارف مهدوى
٢٠ ص
(٢٤)
نظريه اختيارى بودن ظهور 1
٢٨ ص
(٢٥)
1 مؤلفه هاى نظريه
٢٩ ص
(٢٦)
2 اهميت نظريه
٣٣ ص
(٢٧)
گزارش حضور موعود در جشن ميلاد
٣٥ ص
(٢٨)
1 برگزارى سومين همايش مهدويت، استراتژى انتظار و جهان آينده
٣٦ ص
(٢٩)
اعزام كاروان زيارتى به مسجد مقدس جمكران
٣٦ ص
(٣٠)
2 برگزارى مجموعه نشستهاى مهدوى (24 نشست در 19 محل)
٣٦ ص
(٣١)
3 تهيه مقدمات برگزارى 70 نمايشگاه عرضه آثار مهدوى
٣٧ ص
(٣٢)
4 تهيه مقدمات لازم براى چاپ و ارائه كتاب
٣٧ ص
(٣٣)
5 ارائه ويژه نامه موعود
٣٨ ص
(٣٤)
6 طراحى و گرافيك
٣٨ ص
(٣٥)
متن پيام مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمى صافى گلپايگانى به سومين همايش مهدويت، استراتژى انتظار و جهان آينده (نيمه شعبان 1425)
٣٨ ص
(٣٦)
گلبانگ
٤٠ ص
(٣٧)
شاه كليد
٤٠ ص
(٣٨)
رباعى ها
٤٠ ص
(٣٩)
يك هفته بى قرارى
٤١ ص
(٤٠)
ما چشم به راهيم
٤١ ص
(٤١)
شوق وصال
٤٢ ص
(٤٢)
مرتضى ديگر دوچرخه نمى خواهد
٤٢ ص
(٤٣)
نكهت باغ بهشت
٤٢ ص
(٤٤)
يا سيدى يا حجت الله
٤٣ ص
(٤٥)
الوتر الموتور و المنتقم الموعود
٤٤ ص
(٤٦)
اسلام، هويت يوسف
٤٨ ص
(٤٧)
احداث معبد بزرگ در بيت المقدس
٥٢ ص
(٤٨)
مبلغان انجيل
٥٣ ص
(٤٩)
مكتب نوظهور صهيونيسم مسيحى
٥٣ ص
(٥٠)
صهيونيسم مسيحى در آمريكا
٥٤ ص
(٥١)
پروتستانيسم در خدمت صهيونيسم
٥٥ ص
(٥٢)
خلسه روحانى
٥٦ ص
(٥٣)
تروريسم مقدس و مبلغان جنگجوى انجيل
٥٧ ص
(٥٤)
نقش دين در رياست جمهورى آمريكا
٦٠ ص
(٥٥)
رمضان، بهار انتظار
٦٢ ص
(٥٦)
1 نقش امام و حجت الهى در جهان هستى
٦٣ ص
(٥٧)
2 آمادگى براى ظهور دولت كريمه اهل بيت (ع)
٦٤ ص
(٥٨)
حكومت جهانى حضرت مهدى
٦٦ ص
(٥٩)
1 جهانى بودن رسالت اسلام
٦٨ ص
(٦٠)
2 اعتقاد به مهدويت
٦٨ ص
(٦١)
تاريخ پس از ظهور
٧٠ ص
(٦٢)
اشاره
٧٠ ص
(٦٣)
د) راه هاى خروج از اين مشكلات
٧١ ص
(٦٤)
ه) ترتيب بخش ها و فصل هاى اين كتاب
٧٣ ص
(٦٥)
بخش اول نشانه ها و مقدمات ظهور
٧٣ ص
(٦٦)
بخش دوم حوادث مربوط به ظهور و برپايى دولت جهانى تا وفات امام مهدى عليه السّلام
٧٤ ص
(٦٧)
بخش سوم جهان پس از امام مهدى عليه السّلام
٧٤ ص
(٦٨)
دشمنى با اسلام براى حفظ هويت ملى
٧٥ ص
(٦٩)
تهديدهايى كه متوجه هويت ملى آمريكاست
٧٦ ص
(٧٠)
سناريوهاى چهارگانه براى آينده هويت آمريكايى
٧٧ ص
(٧١)
آينده هويت آمريكايى و نقش اسلام در نقش دهى آن
٧٧ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - اين ماييم كه غايبيم

اينها مسئله امامت را خيلى نازل كردند و آن را پايين آوردند. عصمت را انكار كردند تا خودشان بتوانند به جاى پيامبر بنشينند و همين كار را هم كردند. بعد از اين بود كه جامعه فهميد. وقتى وجود مبارك رسول اكرم (ص) كه در مسائل جزيى وموارد اختلاف، خليفه و جانشين تعيين مى‌كردند، چگونه مى‌شود براى حكومت دينى، نظام اسلامى، و اصل دين خليفه تعيين نكنند، آمدند و پذيرفتند كه نصب، حق است ولى منصوص، درباره حضرت على (ع) نيست! نسبت به ديگرى است!

سيدنا الاستاد، مرحوم علامه طباطبايى (ره) مى‌فرمودند: اخيراً ما به اين نتيجه رسيده‌ايم هر روايتى كه در فضيلت وجود مبارك حضرت امير پيدا شده، يقين داريم كه مشابه آن درباره اولى و دومى جعل شده است، منتظر بودند ببينند چه فضيلتى از طرف پيامبر (ص) درباره حضرت امير (ع) هست، فوراً مشابه اين را براى آنها جعل مى‌كردند. اگر پژوهشگرى جست‌وجو كند، پيدا مى‌كند. پس اينها اول جريان منصوص بودن و منصوب بودن را نمى‌پذيرفتند بعد كم‌كم ديدند كه جامعه مى‌پرسد، چگونه مى‌شود آن كسى كه عقل كل است، امور را رها كند؟ اينها هم گفتند: بله، درست است، ولى منصوص و منصوب زيد است نه عمرو.

چهارمين جريان، جريان روحانيت است كه وجود مبارك پيامبر (ص) فرمود و ائمه (ع) نيز فرمودند: علما وارثان انبيا هستند[١]. حالا بحث لفظى نيست كه علما هستند يا روحانيون؟ شما بگوييد علما، آن كه مى‌گويد اسلام منهاى روحانيت، نمى‌گويد عالمان دين، حوزه‌ها و مراجع باشند ولى به نام علما باشند نه به نام روحانيت. او با اصل جريان مخالف است نه اين كه اسمش عوض شده باشد. مى‌گويند: خدا كه واسطه نمى‌خواهد. بله! خدا واسطه نمى‌خواهد، ولى معلم مى‌خواهد يا نه؟! مفسر مى‌خواهد يا نه؟! مبين مى‌خواهد يا نه؟! در جريان چهارم، تا جايى كه امكان داشت، با مسئله روحانيت و علماى دين و امثال ذلك مبارزه كردند، بعد ديدند كه نه! نمى‌توان گفت مكتب، مفسر، مبين و مبلغ نمى‌خواهد، و اين نياز، ضرورت جامعه دينى و اسلامى است، پذيرفتند كه چنين چيزى بايد باشد. منتها علماى دربار را ساختند، وعاظ سلاطين درست كردند و گفتند: اينها علماى راستين هستند. اين علماى مشايخ و خود فروخته‌هاى دربارى يا مسئله بلعم باعورا كه قرآن كريم مطرح مى‌كند، از همين قبيل هستند.

جريان پنجم، جريان ايمان است. در جامعه افرادى هستند كه به خدا، قيامت، وحى، نبوت، كتاب و سنت معتقدند. عده‌اى در برابر ايمان، اعراض و اعتراض و معارضه داشتند. گفتند: ايمان چيست؟ بعد وقتى ايمان به انبيا در جامعه جا افتاد همين‌ها گفتند ما مؤمنيم نه شما! اينجا مسئله نفاق پديد آمد. نفاقى كه قرآن مطرح مى‌كند اين‌طور نيست كه مثلًا آنها واقعاً از اول ايمان را قبول داشتند كه بگويند ايمان حق است و بعد منافق شده باشند. بيان نورانى اميرالمؤمنين (ع) در اين باره چنين است: ما أسلموا و لكن استسلموا ...[٢]. اينها كه مسلمان نشدند بلكه به ظاهر تسليم شدند. يعنى ابوسفيان و معاويه و امثال اينها، زندگيشان به دو بخش تقسيم شد، قبل از فتح مكه، كافر مطلق بودند بعد از فتحه مكه منافق مطلق شدند. اينها لحظه‌اى هم مسلمان نبودند و تا ممكن بود در برابر ايمان و مؤمنان مبارزه كردند. بعد وقتى ديدند ايمان در جامعه حاكم شد، گفتند: ما مؤمنيم!

اين جريان خمسه‌اى كه قرآن كريم ذكر مى‌كند شامل جريان مهدويت هم مى‌شود. در جريان مهدويت، كم نبودند عده‌اى كه مى‌گفتند چگونه مى‌شود كسى به نام امام زمان باشد و ظهور كند. بعد كم‌كم مهدويت شخصى، تبديل به مهدويت نوعى شد و مدعيان فراوانى پيدا كرد. جريان بابيت و بهائيت و امثال ذلك از اين قبيل است.

مى‌بايست پژوهشگران و محققان بسيار ژرف‌انديشى داشته باشيد تا آنچه را درباره وجود مبارك حضرت (ع) است از هم تفكيك كنند. بايد مدعيان رؤيت، بساطشان را جمع كنند، چون افراد به شدت به حضرت علاقه‌مند و ارادتمندند، اگر كسى ادعاى رويت كند و ظاهرالصلاح هم باشد ممكن است مقبول قرار بگيرد و اين مشكلات فراوانى دارد. در جريان رؤيت بايد اين كارها روشن شود، خيلى از موارد است كه انسان بيمار دارد شفا پيدا مى‌كند يا گمشده‌اى دارد، پيدا مى‌كند. اما آيا اينها به وسيله شخص حضرت است يا اولياى فراوانى كه زير نظر حضرت هستند و يا شاگردان فراوانى كه حضرت دارد؟ يا اين كه يكى از اولياى خود را اعزام مى‌كند؟ هيچ برهانى بر مسئله نيست كه مثلًا آن كسى كه شخص گمشده را به منزل مى‌رساند يا مشكل كسى را حل مى‌كند، شخص حضرت باشد. اولياى فراوانى در خدمت و تحت تدبير حضرت هستند. حضرت ممكن است به يكى از اينها دستور داده باشند و آن مشكل حل شود. در بعضى از موارد آن تمثلات نفسانى را انسان مشاهده مى‌كند و خيال مى‌كند واقعيت است. اين بخش اول كه مشهود است تمثلات نفسانى بوده، بايد از واقعيت‌بينى جدا شود.

در بخش دوم كه حقيقتاً كسى را مى‌بيند و مشكل او حل مى‌شود يا شفاى مرضى بوده يا گمشده‌اى را به مقصد مى‌رساند؛ در اين‌جا نيز هيچ برهانى ندارد كه حضرت باشد يا شاگردى از شاگردان او. حضرت،