ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - چون برف در آفتاب تابستان
و رادعى بركشيده نشد تا آنجا كه فساد مالى، تبديل به عادت معتاد عموم سازمانها و نهادهاى رسمى و غيررسمى شدند. چنانچه از روز نخست و در اوّلين تعدّى و تجاوز به بيتالمال، دست متجاوز و سارق از تجاوز به حقوق مستضعفان قطع مىشد، موج تجرّى و تجاوز به سونامى وحشتناك اختلاس و ارتشاء و دزدى چند هزار ميلياردى تبديل نمىشد.
مىخواهم عرض كنم، توجّه به «فرهنگ و تربيت»- البتّه نه از جنس همايش و نمايش رايج- و اهتمام مخلصانه به «عدالت و مساوات»، دو بازوى قوى بازدارنده بودند كه مىتوانستند چون سدّ سكندر در مقابل همه حرمتشكنىها، تقدّسزدايىها و جسارتها بايستند. هيهات! اين اتّفاق نيفتاد و به اين زودى نيز اميد جبران مافات نمىرود.
امروزه روز، با نسلى رو بهرو هستيم كه در آئينه صاحب منصبان، متولّيان امور اجرايى و ادارى و مدّعيان اسلام و اسلامخواهى به خود مىنگرد و در نگاه هر روز به فهرست اخبار اختلاس، ارتشاء، سرقت كلان، صورتبندى و نقشبازى برخى بىتعهّد و بىمحتواى دينى، خود را محق به حرمتشكنى مىشناسد و شايد تجرّى و جسارت را طريقى براى مقابله با واقعه مىشناسد و نمىداند كه خود را به گردابى درمىافكند كه جز هلاكت نصيبى نخواهد برد.
در اين ميانه، جماعتى به غلط، بازدارندگى را در روشهاى پليسى و جماعتى ديگر در رهاسازى همهچيز و همهكس مىشناسند؛ درحالىكه به نظر مىرسد كه هيچيك از اين دو گروه، دردمندانه و از سر تقوا و پاكدستى در اينباره داد سخن نمىدهند. گويا همه، از اين مسير پوششى بر همه آنچه بايد مىكردند و نكردند و همه آنچه نبايد مىكردند و كردند، مىكشند و خود را از تيررس نگاه منتقدانه شماتتآميز مصلحان مىرانند.
از نگاه تيز خداوند قهّار و منتقم چى؟
در ميانه اين غوغا، «موعود» نيز بهسان بسيارى ديگر از مردم اين سرزمين و اهالى فرهنگ، لاغر و لاغرتر شد. اگرچه چونان هميشه، براى گذار از اين وضعيت، چشم به عنايات حضرت مولانا صاحبالزّمان، عليه السّلام، دوختهايم، امّا حسب وظيفه، همه وجدانهاى بيدار را براى نشر معارف مهدوى در ميان جوانان اين سرزمين فرا مىخوانيم. شايد از اين مسير و به عنايت و توفيق الهى، تنى چند از ساكنان اين ديار خدايى، از دامهاى تنيدهشده شيطانى برهند؛ انشاءالله.
سردبير