ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - چرا حضرت ولى عصر (عج) به صورت موقت ظهور نمى كنند؟
چرا حضرت ولى عصر (عج) به صورت موقت ظهور نمىكنند؟
آيتالله العظمى صافى گلپايگانى
سؤال: چرا حضرت ولى عصر (ع) براى رفع ظلم و ارشاد مردم تا حدودى كه ممكن است، ظاهر نمىشوند كه به دوستان، شيعيان و حقپرستان مددى برساند و هر زمان خطرى براى ذات شريفشان پيش آمد يا مصلحتى اقتضا كرد، دوباره غايب شوند؟
اين نحو ظهور و غيبت، خلاف مصالح تربيتى جامعه است و مانند مداخله يك قوّه مستمرّ غيبى در كار اختيار بشر و سلب اختيار از انسان مىباشد و بالأخره با هدف خلقت انسان، تكامل عادّى و اختيارى و سير ارادى و تدريجى او به سوى كمالى كه:
«إِنَّاخَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً؛[١]
ما او را از آب نطفه مختلط خلق كرديم و داراى قواى چشم و گوش گردانيديم.»
آن را بيان مىدارد، سازگار نيست و موجب وقوف و بازماندن بشر از سير ترقّى و كمال است. اين رخداد مانند آن است كه همهچيز، وابسته به معجزه گردد و جريان طبيعى و عادى كه سنّت خدا بر آن قرار دارد، متروك شود.
ما مىدانيم كه شرايط و مقدّمات ظهور، به طور ناگهانى حاصل نمىشود، (اين نكته با مسئله دفعى و ناگهانى بودن ظهور آن حضرت، كه حسب روايات، اصل مسلّم ظهور آن حضرت است، منافات ندارد؛ زيرا غرض ما از اين شرايط و مقدّمات، امورى است كه حسب اراده و حكمت بارىتعالى، قبل از ظهور، بايد تحقّق يافته باشد؛ به طورى كه ظهور ناگهانى، موجب آن تحوّل عظيم و تغيير مسير حركت جهان گردد؛ بلكه از قرنها پيش و به تدريج فراهم مىگردد و دنيا به سوى آن پيش مىرود و از آن استقبال مىنمايد. ظهور، نتيجه حركت و سير جامعه انسانى و تحوّلات فكرى مختلف و ديدن مكتبها و كلاسهاى متعدّد بسيارى است.
چنانكه مىدانيم، از مقدّمات و شرايط ظهور آن حضرت اين است كه بايد سطح انديشه و طرز تفكّر مردم، آمادگى براى ظهور و قبول حكومت واحد و جهانى اسلام را داشته باشد و اين ويژگى در اثر سير عادى جامعه در جهات علمى، فكرى، سياسى و اجتماعى حاصل مىگردد و اين نحو غيبت و ظهور، غيبت در عين ظهورهاى پراكنده، مانع از حصول اين اهداف و موجب غيرعادى شدن وضع رشد و ترقّى افراد و جوامع خواهد شد. به علاوه، اين ظهور و اختفا، اگر ملازم با شناختن شخص امام (ع) باشد، لازمه آن اين است كه هر وقت در بين حوادث، به حسب وضع عادى، اهل باطل به حسب ظاهر غالب شده و آن حضرت (عج) در خطر افتادند، ايشان كه برنامهاش يك سلوك عادى و رهبرى متعارف رهبران الهى است، براى حفظ جانش كه وديعه خدا براى ظهور كلّى است، مختفى گردد و مردم را تنها بگذارد. بديهى است كه اين برنامه، عكسالعمل مساعدى نخواهد داشت و اگر با شناختن ايشان ملازم نباشد و به طور ناشناس باشند، اين ظهور و غيبت نيست؛ بلكه استمرار غيبت است؛ زيرا كه با مداخله داشتن در امور، به حسب امكان و مصالح، كه البتّه هست؛ هرچند ما نحوه دخالت ايشان را ندانيم؛ از كجا كه آن حضرت، مثلًا در جنگهاى صليبى شركت نكرده