كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٥ - مقدمه

ور مزعفر نبودت با قند و مشك‌

خوش بود دوغ و پياز و نان خشك‌

***

ور نباشد شانه‌اى از بهر ريش‌

شانه بتوان كرد با انگشت خويش‌

از اسامى مختلفى كه به مثنويات نان و حلوا- نان و پنير- شير و شكر داده نام‌گذارى آنها به مقتضاى حال و تناسب مقال بوده است مثلا مقصودش از نان و حلوا شيرينى آن است كه به حلاوت دنيا تشبيه كرده! لقمه گلوگير شيرينى است كه ظاهرش كام را شيرين مى‌كند ولى باطنش زهرى تلخست ...

مثنوى شير و شكر[١] را كه وزن مخصوصى دارد و بنا به مقدمه آن بوزن (خبب) و از اوزان خاصه عرب است بتقطيع (مفعول و فعول و مفاعلين):

يا مدعيا لطريقتهم‌

قوم فطريقك معوج‌[٢]

و شايد شيخ بهائى اول كسى باشد كه در اين وزن شعر فارسى ساخته و از قرار معلوم اين وزن آهنگ مخصوصى دارد كه در مقامات موسيقى به (حزين) معروف است چون در پايان اين مثنوى مى‌گويد:

آن را برخوان به نواى حزين‌

وز قله عرش بشنو تحسين‌


[١] در مثنوى شير و شكر در نسخه آقاى فخر الدين نصيرى امينى اضافه بر مطلبى كه در عنوان شير و شكر دارد اين عبارات هم تحرير شده است:

اين بحر در فارسى متعارف نيست و ميان شعراى عرب مشهور است و اين بحر را خبب نامند من افادات استادى و من به فى جميع العلوم استنادى افضل المتقدمين اكمل- المتأخرين مجتهد الزمانى المقلب بشيخ بهاء الدين العاملى عاملة التعالى بلطفه الخفى و الجلى.

توضيحا اينكه اين نسخه بخط علامه مجلسى اول است كه در حيات خود مصنف كتابت شده است.

[٢] اى كسى كه مدعى هستى با راهى كه آنها در پيش گرفته‌اند راست باش چون راه و طريقه تو كج است.