كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٣١ - افكار و عقايد و ميزان دانش

وى مطلقا پى بمقام روحانى او نبرده و سخنان او را نفهميده و بدين‌گونه به او تهمت‌هاى گوناگون زده‌اند.

بزرگترين كارى كه بهائى در جهان كرده آنست كه همواره در تأليف ميان طريقت و شريعت كوشيده است و در همه‌ى آثار وى اين كوشش جانكاه كه در جمع ميان عرفان و فقه بكار برده آشكارست.

در ضمن آنكه از علوم طبيعى و رياضى كاملا بهره‌مند بوده است و در حكمت و فلسفه نيز دستى داشته، چون طبع وى فطرة مايل بتصوف بوده و لازمه‌ى مقام ظاهرى او فرو رفتن در غوامض فقه بوده است همواره در دو رشته‌ى بسيار مهم كار مى‌كرده است، نخست در رياضيات كه در اين فن آثار بسيار جالب توجه از خويش گذاشته، و سپس در حديث و فقه و تفسير كه مشغله شبانروزى او و لازمه‌ى مقام شيخ الاسلامى او بوده است و همه جا در كتاب‌هاى حديث و فقه و حتى در كتابهاى دعا كه تأليف كرده است آن روح تصوف و عرفان را با خويش آورده و با نهايت زبردستى و با كمال دلنشينى دشوارپسندى‌هاى فقيهان پيش از خود را از سرچشمه‌ى عرفان آب داده و در لفافه‌ى زراندود تصوف پيچيده است.

بهمين جهت جنبه‌ى حكمت و فلسفه‌ى او بسيار ضعيف‌ترست و چنان مى‌نمايد كه مطلقا پيرامون علم كلام هم نگشته است.

شماره‌ى مردان بزرگى كه در عالم اسلام از اين گونه تأليفات در ميان گفتارهاى متضاد كرده و اين سرحد انديشه را بدان سرحد ديگر رسانده و نزديك كرده‌اند بسيار كم است.

حجة الاسلام غزالى نخستين آنهاست كه همواره كوشيده است دين را جامه‌ى سلوك و عرفان بپوشاند و براه طريقت اندر آورد.

شهاب الدين مقتول (شيخ اشراق) پيوسته در آن راه گام زده است كه حكمت يونان و حتى تعليمات مانوى را با دين الفت دهد.

پس از او افضل الدين كاشانى همه‌ى كوشش خود را درين بكار برده كه‌