كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٢٩ - افكار و عقايد و ميزان دانش
او فاضلترين مردم روزگار بود، بلكه در پارهاى از دانشها يگانه بود و بتصوف ميل بسيار داشت.
صاحب مطلع الشمس مىگويد:
علامه محبى مصنف خلاصة الاثر او را از اهل سنت شمرده و گويد چون بدمشق رسيد كتابى را كه در تفسير بنام شاه عباس نوشته بود بنام سلطان مراد خان عثمانى كرد.
و در جاى ديگر گويد:
مايل بفقر و سياحت بود و نيت حج كرد و سى سال در مصر و حجاز و عراق و شام سياحت نمود.
ولى آنچه كه مسلم است و از آثار وى بر مىآيد، شيخ پيرو اهل سنت نبوده است، زيرا گذشته از اينكه او و پدران او از ديارى بودهاند كه مردم آن ديار از ديرباز پيرو حقيقى مذهب تشيع بودهاند، وى را يكى از پايهگذاران و سازندگان بناى مذهب تشيع در عصر صفويه مىتوان دانست، و نيز مناظرات وى با رهبران اهل سنت و پاسخهاى عالمانهى او به آنان در بيشتر تراجم وى ثبت شده است و اندكى نيز در كتاب الخزائن ذكر گرديده است.
و اما در باب تمايل وى به طريقت تصوف شكى نيست زيرا وى در تصوف و عرفان زندهكنندهى روش گذشتگان بوده است و نخستين كسى است كه در عصر صفويه شريعت و طريقت را با يكديگر جمع كرده[١] و خويشتن را به مزاياى مختلف طريقت آراسته و از ماديات جهان روى در كشيده و به خدمت مردم پرداخته است[٢]
[١]- چنانكه در كتاب موش و گربه اصولى از طريقت را كه با شريعت سازگار نيست مورد انتقاد قرار داده است.
[٢]- صاحب سلافة العصر گويد كه شيخ بسيار بخشنده بود و سراى عالى داشت و زنان و يتيمان بدانجا پناه مىبردند و چه بسيار كودكان كه در آن سراى شير خوردند و چه بسيار مردم كه از آن پناه جستند، و وى به مردم بخشش فراوان مىنمود، و با آن همه تقرب ميل به پادشاه نداشت و بيشتر مايل به تنهائى و سياحت بود.