كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى - شيخ بهائى - الصفحة ٣٠ - افكار و عقايد و ميزان دانش
و از اين نظر معاصران وى كه از دانش و بينش بسان او بهره نداشتند اين حقايق را درك ننمودند و بوى تهمتها زدند و زمانى او را ساحر و گاهى كافر خواندند!.
استاد سعيد نفيسى مىگويد:
هيچ ترديدى نيست كه وى دانشمندترين مردم روزگار خود بوده و از بسيارى دانش مسائلى بر او كشف و حل شده بود كه ديگران همه از آن بىخبر بودند و استطاعت و استعداد و ادراك و فهم آن را نداشتند و البته چون وى به زبونى و بىاستعدادى هم عصران خود پى برده بود در صدد آشكار كردن آن مطالب بر نمىآمد و بدين جهت كسى آنچنانكه بايد پى بمقام او نبرده بود و سخن وى يا رفتار و گفتار او را تاويل نمىتوانست كرد و اينست كه اينهمه نسبتهاى ضد و نقيض به او دادهاند.
در اين ميان چيزى كه مسلم است اينست كه قطعا مشرب تصوف داشته و طبعا بعرفان و سلوك متمايل بوده است.
كدام دانشمند بزرگ روشنفكر با ذوق ايرانى بوده است كه همين صفت را نداشته باشد؟، تصوف ايران سرحد دانش و بينش انسانى و بالاترين پايه فكريست كه كسى بتواند بهآن برسد. تصوف دو چيز مىخواهد، يكى استعداد ذاتى و ذوق فطرى كه كسى بتواند بدان آراستگى و پيراستگى روحانى و مادى برسد، ديگر كمال دانش و طى كردن مراحلى از علم كه براى رسيدن بدان درجه از وارستگى روحانى لازم است، و البته رسيدن بدين مقام همه كس را ممكن نيست ولى قطعا بهائى را ممكن شده است و بهترين دليل آن، افكار عارفانه و صوفيانهى روشنيست كه در آثار وى و مخصوصا در شعر فارسى او را در كمال وضوح هويدا است و جاى آن دارد كه بهائى را بزرگترين عارف قرن نهم و اوايل قرن دهم ايران بشماريم و در آن بحبوحهى هجوم تعليمات فقيهان قشرى ظاهربين خشكپسند و در آن گيرودار مشكلتراشى متشرعين پديد آمدن كسى چون بهائى از شگفتىهاى روزگار است و رياست كردن وى برايشان شگفتترست و بهمين جهتست كه معاصرين