آثار و برکات روزهداري در دنيا، قبر و قيامت - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٢ - پيش گفتار
دست نائل آمدند؛ و ميدانيم که آن نامداران تاريخ انسان که مسلمانان واقعي عصر خويش ميبودند، در تمام ابعاد انسانيت خويش اسوه و نمونه بودند. در صفا و صميميت چون سرچشمههاي روشن آب، پاک و زلال، و در ميدان مبارزه با مشکلات و نبرد با ناراستي ها، چون کوه نستوه و استوار، و در دانش و انديشه، چون دريا پر موج و ژرف، و در مناعت و بينيازي از غير خدا، چون آسمان بلند و برافراشته بودند.
آري دستورات اسلام، در عين سادگي و شيريني، چون صيقلي است که جان مسلمان را جلا ميدهد، و چون اسلحهاي بُرنده در نبرد با هر چه جان را زمينگير و جامعه را منحط و ناتوان ميسازد، بکار ميآيد ...
پرورش اسلام ، برق ثروت را در چشم مسلمان حقير ميسازد، و هيبت مرگ را از انديشهي او ميربايد، و براستي شگفتآور است که شربت مرگ که در ذائقهي هر جانداري تلخترين طعم را دارد، در ذائقهي ايمان مسلمان گوارا ميشود.
و ديديم که با تکيه بر اسلام و شهادت، چگونه ملتي ناتوان و غارت شده و اسير، با فرياد تکبير بر جهان شوريد، و خواب خوش جهان خواران را چنان برآشفت که هنوز از حيرت و شگفتي آنچه واقع شده است، نرهيدهاند!
حس خودخواهي، دلبستگي به خويش، پيروي از هوس ها، لذتجوئي و پايبندي به خور و خواب و شهوت تن، بندهايي است که انسان ها را خوار و بي مقدار ميسازد، و تا سر حد حيواني فرود ميآورد،