دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨ - ابن برجان
ابن برجان
نویسنده (ها) :
بخش فلسفه
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِبَرَّجان، ابوالحكم عبدالسلام بن عبدالرحمن بن عبدالسلام ابن ابی الرجال لخمی مغربی آفريقی (د ٥٦٣ ق/ ١١٤٢ م)، شيخ صوفيه، محدث، متكلم، قاری و مفسر قرآن.
ابنابار (د ٦٥٨ ق/ ١٢٦٠ م) كه نخستين نويسندۀ شرح حال ابنبرجان است، وفات او را پس از ٥٣٠ ق ذكر كرده و ديگر مورخان به اتفاق ٥٣٦ ق را سال درگذشت او آوردهاند. طاش كوپریزاده تاريخ وفات او را به خطا ٧٢٧ ق ياد كرده است (١/ ٤٤٢).
سيوطی (ص ٣٠٦) «ابنبرجان» را مخفف ابن ابی الرجال دانسته و طاش كوپریزاده نيز از او پيروی كرده است، اما اين امر با قواعد تخفيف و تبديل مطابقت ندارد.
ابنبرجان صحيح بخاری را نزد ابن منظور فرا گرفت. محدثانی مانند قنطری و عبدالحق ازدی و ديگران از او روايت كردهاند. وی در علم كلام و لغت عرب بسيار قوی دست بوده، در حساب و هندسه دستی داشت، به علاوه قرآن را به شيوهای تفسير میكرده كه تا پيش از او سابقه نداشته است (ابنابار، ٣/ ٦٤٥).
ابنبرجان علاوه بر شخصيت علمی و مذهبی، از يك وجهۀ عميق اجتماعی ـ سياسی نيز برخوردار بوده، چنانكه به مخالفت و مقابله با دولت مرابطون در اندلس و مذهب مورد تأييد اين دولت گرايش يافت. از جزئيات دقيق زندگی و فعاليتهای اجتماعی ـ سياسی اينبرجان كه در يك پوشش مذهبی صوفيانه صورت میگرفته، آگاهيهای چندانی در دست نداريم. اما از مجموع اطلاعاتی كه در منابع مختلف پراكنده است، میتوان خطوط برجستۀ زندگی عملی و اعتقادات نظری او را مشخص كرد. وی يكی از پيشوايان گروهی از صوفيۀ غرب اندلس بود كه به مريدين معروف شده بودند. ويژگی اين گروه آن بود كه به بحث و جستوجو در موضوعات غُلات باطنی و كتب صوفيه و رسائل اخوان الصفا میپرداختند و اندك اندك بر عده و نيرويشان افزوده میگشت. پس از وقوع حوادثی، مركز تجمع اين گروه به دو شهر المريه و خله انتقال يافت و فرماندهی آنان در شهر اول به ابن عريف (ه م) و در دومی به ابنبرجان رسيد. ابن عريف پيرو مكتب عرفانی ابن مسره (ه م) بود و آراء و عقايد ابن برجان كه شاگرد ابن عريف بود نيز از طريق او به ابن مسره میرسيد (ابن خطيب، ٢٤٨- ٢٤٩؛ آسين پالاسيوس، «ابن مسرۀ و مكتب او»، ١١٠-١٠٧؛ همو،«مقدمۀ محاسن المجالس ابنالعريف»).
ابنخلدون ضمن بيان مكتبهای تصوف، ابن برجان را از لحاظ نظری جزء اصحاب تجلی و مظاهر و اسماء قرار داده و به طور خلاصه به شرح اهم اصول عقايد اين مكتب پرداخته است. وی رأی اصحاب تجلی را ــ كه در اصل به ابن عربی (ه م) فيلسوف و عارف تعلق دارد ــ به عنوان رأيی غريب وصف كرده است (ص ٥١). با اين حال مقام بلند عرفانی و پيشگوييهايی كه از او نقل شده، موجب آن گرديده كه برخی او را در رديف اولياء الله به شمار آورده، صاحب كراماتش بخوانند (نبهانی، ٢/ ٦٩). از جمله كرامتهای منسوب به او پيشگويی فتح بيتالمقدس است كه در ٥٨٣ ق به دست صلاحالدين ايوبی صورت گرفت (ابن خلكان، ٤/ ٢٢٩-٢٣٠).
سرانجام پيشوايی و نفوذ فراوان ابنبرجان در ميان مردم، حاسدان را بر آن داشت تا توطئهای برای قتل او برانگيزند و بر كفر او شهادت دهند، اما اين توطئه ناموفق ماند. ديگر بار به سلطان چنين رسانيدند كه در نزديك به ١٣٠ شهر به نام ابن برجان خطبه خوانده میشود (شعرانی، ١/ ١٧). از همين رو علی بن يوسف بن تاشفين (د ٥٣٧ ق) از بيم آنكه مبادا وی نيز مانند ابن تومرت (د ٥٢٤ ق/ ١١٣٠ م) قيام كند، او را به مراكش احضار كرد (ذهبی، ٢٠/ ٧٢). به گفتۀ آسين پالاسيوس، علی بن يوسف در نظر داشت تمام صوفيان را به قتل برساند كه دو تن از ايشان به الغرب (واقع در پرتغال امروزی) گريختند و دو تن ديگر از جمله ابن برجان، به مراكش رفتند («ابنمسره و مكتب او»، ١٠٨-١٠٩). در آنجا در مجلس مناظرهای كه تشكيل يافت، دشمنانش او را به بدعتگذاری متهم كردند و وی به زندان افكنده شد، و پس از مدت كوتاهی بيمار گرديد و درگذشت. گفته شده است كه چون ابنبرجان متفقهان را طعمه كرده بود، سلطان دستور داد، جسدش را بدون نماز در مزبلهای بيندازند، اما به همت يكی از اهل فضل، مردم بر جنازۀ وی حاضر شدند و پس از نماز او را در كنار قبر ابنعريف به خاك سپردند (ذهبی، ٢٠/ ٧٢؛ ابنحجر، ٤/ ١٤؛ داوودی، ١/ ٣٠٠).
آثار
ابنبرجان تفسيری عرفانی و ناتمام از قرآن به نام الارشاد فی تفسير القرآن داشته است. گفته شده كه گروهی از رموز و اشارات اين كتاب وقايع آينده را پيشگويی كردهاند. وی كتابی نيز به نام شرح اسماءالله الحسنی نوشته كه در آن بيش از ١٣٠ نام مشهور از اسماءالله را هر يك در سه فصل شرح كرده است (حاجی خليفه، ٢/ ١٠٣١- ١٠٣٢؛ كحاله، ٤٤). از اين اثر ابن برجان، در ٩٣٤ ق تلخيصی صورت گرفته است ( آلوارت، ١١/ ٥٠٢). قنطری از اين دو كتاب ابنبرجان روايت كرده است (ابنخلكان، ٤/ ٢٧٣؛ ذهبی، ٢٠/ ٧٣). از ابن برجان دو اثر ديگر نيز باقی مانده است، يكی به نام تنبيه الافهام الی تدبر الكتاب الحكيم و تعرف الآيات و النبأ العظيم (آومر، ١٥, ١٦) و ديگری ترجمان لسان الحق المثبوت فی الامر و الخلق كه رسالۀ كوچكی است و اسماء حسنی را در ٣ بخش شرح كرده است. تاريخ تحرير اين نسخه ٩٨٣ ق است (دوسلان، ٤٧٧).
مآخذ
ابنابار، محمد بن عبدالله، تكملة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، مادريد، ١٨٨٢ م؛
ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ ق؛
ابنخطيب، لسانالدين، اعمال الاعلام، به كوشش لوی پرووانسال، بيروت، ١٩٥٦ م؛
ابنخلدون، شفاء السائل لتهذيب المسائل، به كوشش الاب اغناطيوس عبده خليفة البسوعی، بيروت، ١٩٥٩ م؛
ابنخلكان، وفيات؛
حاجی خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤٠ م؛
داوودی، محمد، طبقات المفسرين، به كوشش علی محمد عمر، قاهره، ١٣٩٢ ق/ ١٩٧٢ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب الارنؤوط و محمد نعيم العرقسوسی، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
سيوطی، بُغيةالوعاة، قاهره، ١٣٢٦ ق؛
شعرانی، عبدالوهاب بن احمد، الطبقات الكبری، به كوشش احمد سعدعلی، قاهره، ١٣٧٤ ق/ ١٩٥٤ م؛
طاش كوپریزاده، احمد بن مصطفی، مفتاحالسعادة، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩ ق؛
كحاله، عمررضا، مخطوطات المدينة المنورة، دمشق، ١٩٧٣ م؛
نبهانی، يوسف بن اسماعیل، جامع كرامات الاولياء، قاهره، ١٣٢٩ ق؛
نيز:
Ahlwardt;
Asin palacios, M., Abenmasarra y su escuela, Madrid, ١٩١٤;
id, Préface à Mahasin Al-Majalis d’Ibn Al-Arif, Paris, ١٩٣٣;
Aumer, Joseph., Catalogus codicum manuscriptorun Bibliothecae Regiae Monacensis, München, ١٨٦٦;
De slane, Baron., Catalogue des manuscrits Arabes, de la Bibliothèque nationale Paris, ١٨٨٣-١٨٩٥.
بخش فلسفه