دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢ - آنالوطیقا
آنالوطیقا
نویسنده (ها) :
صمد موحد
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٥ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
آنالوطیقا، عنوان مبحثی از منطق ارسطو كه در كتاب ارگانون وی تحت همین عنوان در دو بخش تنظیم شده است (این واژه، معرب واژۀ یونانی آنالوتیكا به معنی تحلیل كردن است): آنالوطیقای اول و آنالوطیقای دوم.
آنالوطیقای اول شامل دو قسمت است و به نظریۀ عمومی استنتاج قیاسی مربوط میشود. ارسطو در آنالوطیقای اول، ساختار عمومی هر استدلال را مطرح میسازد و به صورت كلّی قیاس توجه دارد، بیآنكه به صدق و كذب یا قطعی و احتمالی بودن مقدمات نظر داشته باشد. وی در قسمت اول این رساله میگوید: موضوع اصلی بحث ما برهان و دانش برهانی است، ولی از آنجا كه برهان قسمی قیاس است پس باید پیش از برهان بررسی شود. به این ترتیب، او به مبحث قیاس میپردازد و ضمن تحلیل قضایا و بیان خصوصیات و نحوۀ تألیف آنها با یكدیگر از تعریف قیاس و سه حد اصغر و اكبر و اوسط سخن میگوید. پس اَشكال سهگانۀ قیاس و ضروب چهارگانۀ منتجه در هر شكل را نشان میدهد بیآنكه از شكل چهارم كه معروف به شكل جالینوسی است، نامی ببرد. آنگاه شرایط عمومی صحت قیاس را یادآور میشود و مصادره به مطلوب و خطاهای استدلال را توضیح میدهد و در بخشهای پایانی این رساله به روشنگری قواعد استقراء و تمثیل میپردازد.
آنالوطیقای دوم نیز دو بخش دارد و در آنها دربارۀ استدلال برهانی، یعنیقیاسی كه مقدمات آن قضایای یقینی است، گفتوگو میشود. ارسطو در آنالوطیقای دوم نخست دربارۀ ماهیت علم و شرایط و مقدمات آن و چگونگی ضرورت محمول برای موضوع سخن میگوید و خصوصیات «حد» و «تعریف» را كه به گفتۀ او به استدلال برهانی بستگی دارد، بررسی میكند. سپس از مبادی علوم برهانی یاد میكند و اصول موضوعه و متعارفه را روشن میسازد و ضمن برشمردن خطاهای قیاس، تفاوت دانش و پندار را توضیح میدهد.
در دورۀ اسلامی، آنالوطیقای اول را تیادورُس كه تاكنون به درستی شناخته نشده است، به عربی ترجمه كرد و بعدها ابواسحق ابراهیم قُوَیری و ابوبِشرْ مَتّی بن یونس (د ٣٢٩ق / ٩٤١م) و ابویوسف یعقوب بن اسحق كِنْدی (د ح ٢٥٢ و ٢٦٠ ق / ٨٦٦ و ٨٧٤ م) بر آن شرح و تفسیر نوشتند. آنالوطیقای دوم نیز ابتدا توسط اسحق بن حُنَین (د ٢٩٨ یا ٢٩٩ ق / ٩١١ یا ٩١٢ م) به سریانی درآمد. ابوبِشر مَتّی ترجمۀ وی را به عربی برگردانید و سپس قویری و كندی و فارابی (ح ٢٥٩- ٣٣٩ ق / ٨٧٣-٩٥٠ م) توضیحات و شروحی بر آن افزودند.
كتاب منطق ارسطو ٦ بخش دارد و آنالوطیقای اول و دوم، بخشهای سوم و چهارم آن محسوب میشود. فارابی در این باره مینویسد: جزء سوم شامل تبیین قیاسِ مطلق است و رسالهای كه این جزء در آن است، آنالوطیقای اولی نام دارد كه به معنای تحلیلاتِ بالعكس است. جزء چهارم مشتمل است بر تبیین برهان، آنچه برهان از آن تألیف میشود و لوازم آن، و رسالهای كه این جزء در آن است آنالوطیقای ثانی خوانده میشود (ص ١٠٥).
پس از آنكه پُروفوریوس (فُرفُورِیوس)، فیلسوف نوافلاطونی سدۀ ٣ م، رسالۀ ایساغوجی را نوشت و آن را مقدمۀ باب مقولات گردانید، جای این بخشها تغییر كرد و از همین جاست كه در كتب اسلامی آنالوطیقای اول و دوم، بخشهای چهارم و پنجم به شمار آمده است. در آثار فلاسفه اسلامی آنالوطیقای اول به نامهای انالوطیقا الاولی، التحلیلات الاولی، تحلیل القیاس یا علم التحلیل خوانده شده است. همچنین آنالوطیقای دوم گاهی انالوطیقا الثانی انالوطیقا الاخیرة، انالوطیقا الاواخر، التحلیلات الثانیة یا ابودیقطیقا (ابودقطیقا) نامیده شده است كه معرب كلمۀ یونانی آپودیكسیس به معنای برهان است.
اكنون به محتوای این دو بخش در كتابهای منطقیون اسلامی نظری بیفكنیم. در این كتابها آنالوطیقای اول مربوط به مباحث عمومی قیاس است و شامل دو فن میشود: یكی دربارۀ قیاس و دیگری در لواحق و عوارض آن. در قسمت اول، این مباحث مطرح میگردد: تعریف قیاس، اجزای تشكیل دهندۀ قیاس، تقسیم قیاس به اقترانی و استثنائی متصل و منفصل، توضیح خصوصیات و نكات مربوط به هریك، اشكال چهارگانۀ قیاس و شرایط هر شكل، شرایط عمومی انتاج شكلها و شرایط اختصاصیِ انتاج هریك از چهار شكل. در مبحث لواحق و عوارض قیاس، مطالبی از قبیل: قیاسات مركبه، قیاس دور، قیاس عكس، قیاس خلف، قیاس ضمیر، قیاس مساوات، قیاس دلیل، مصادره به مطلوب و سرانجام «تألیفاتی كه شبیه بود به قیاس مانند استقراء و تمثیل» (نصیرالدین، ٣٣٠) به بحث گذارده میشود.
آنالوطیقای دوم به مبحث برهان مربوط میگردد و شامل دو فن است: یكی دربارۀ «برهان» و دیگری دربارۀ «حد». در قسمت اول، كیفیت اكتساب تصدیقات به وسیلۀ برهان، تعریف برهان و مبادی و شرایط مقدمات آن بررسی میشود و سپس از برهان اِنَّ و برهان لِمَ سخن به میان میآید. قسمت دوم شامل مباحث مربوط به نحوۀ اكتساب تصورات تام از طریق «حد» و كیفیت مشاركت حد و برهان است.
مآخذ
ابنسینا، الشفاء، كتاب البرهان، به كوشش ابوالعلاء عفیفی، قاهره، ١٩٥٦م، جم ؛
همو، همان، كتاب القیاس، به كوشش سعید زاید، قاهره، ١٩٦٤ م، جم ؛
ابنندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، بیروت، ١٩٧٨ م، صص ٣٤٧- ٣٤٨؛
صفا، ذبیحاللّٰه، تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی، تهران، ١٣٣١ ش، صص ٩٣، ٣٦٢؛
فارابی، ابونصر، الالفاظ المستعملة فی المنطق، به كوشش محسن مهدی، تهران، ١٤٠٤ ق؛
نصیرالدین طوسی، محمد، اساس الاقتباس، به كوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران، ١٣٢٦ ش، صص ١٨٦-٤٤٣.
صمد موحد