دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٩ - امکان اشرف
امکان اشرف
نویسنده (ها) :
شرف الدین خراسانی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِمْكانِ اَشْرَف، مفهومی در فلسفۀ اسلامی، به ویژه در مكتب اشراق و بینشهای فلسفیِ برخاسته از آن كه در شمار یكی از قواعد فلسفی درآمده، و نزد فیلسوفان متأثر از بینش اشراقی از اهمیت ویژهای برخوردار است. این فیلسوفان از این قاعده همچون وسیلهای برای حل برخی مسائل دشوار دیگر بهره گرفتهاند. مضمون قاعدۀ امكان اشرف این است كه در میان موجودات ممكن آنچه از مرتبۀ بالاتری برخوردار است، در وجود یافتن بر ممكناتی كه مرتبۀ وجودی پایینتری دارند، مقدم است. بنابراین، اگر ممكن پستتری وجود داشته باشد، مستلزم این است كه ممكن شریفتر از آن پیشتر به وجود آمده باشد.
طرح موضوع امكان اشرف در تفكر فلسفی اسلامی، از دیدگاه تاریخی به ابن سینا بازمیگردد، بیآنکه وی آن را به صورت قاعدهای درآورد، یا همچون مسألۀ مستقلی به آن بپردازد و یا آن را در پاسخگویی به مسائل دیگر به كار برد. ابنسینا در تعلیقات این مسأله را در چهرۀ كلی آن چنین مطرح میكند: «كمال مطلق، حیثیت وجوبِ بدون امكان، و وجود بدون عدم و فعل بدون قوه و حق بدون باطل است. هر آنچه از پس آن بیاید، ناقصتر از وجود اول است و غیر از آن هرچه هست، در ذات خود ممكن است. پس از آن اختلاف در ترتیب و اشخاص و انواع به استعداد و امكان بستگی دارد. پس هر یك از عقول فعال نسبت به آنچه از آن صادر میشود، اشرف است و همۀ عقول فعال از امور مادی شریفترند. در میان مادیات نیز موجودات آسمانی بر عالم طبیعت برتری دارند. مقصود او [؟] از اشرف در اینجا چیزی است كه در ذات خود تقدم دارد و هستی مرتبۀ فروتر از آن، تنها پس از هستی آن امر متقدم امكانپذیر است» (ص ٢١، نیز نک : «العرشیة»، ١٥-١٦).
در اینجا ابن سینا گویا به اندیشهای از ارسطو اشاره میكند، زیرا آنجا كه میگوید: «مقصود او ... »، مرادش ارسطوست. صد و اندی سال پس از ابن سینا، این مسأله به صورت قاعدهای مهم نزد شهابالدین سهروردی (د ٥٨٧ ق/ ١١٩١ م) بنیانگذار حكمت اشراق دیده میشود. وی صریحاً اصل این قاعده را به ارسطو بازمیگرداند، و چنین میگوید: «شایسته است بدانی یكی از اموری كه گذشتگان را به اعتقاد به وجود اشرف و اكرم در موجودات آسمانی و جز آنها واداشته، گواهی فطرت است به پدید آمدن موجودات به ترتیب شرافت ... » («المشارع ... »، ٤٣٤)؛ و به دنبال آن میگوید: «بر تواست كه به هستی اتمّ و اكمل در امور آسمانی و عوالم قدسی معتقد شوی، و به اینکه كمال واجب الوجود و امور عقلی و آسمانی را هرگونه تصور كنی، مرتبۀ آنها در ذات خود بالاتر و شریفتر از تصور تواست؛ و اگر جوهر عقلی شریفتر از نفس است، باید قبل از نفس موجود باشد؛ و اگر اجسام اثیری از اجسام عنصری برترند، لازم است كه پیش از آنها به یكی از طرق علیت حاصل شده باشند، و این تفصیلی است كه اجمال آن را ارسطو در كتاب السماء و العالم آورده، و معنای آن این است كه در موجودات علوی باید به آنچه برای آنها اكرم و اشرف است، باور داشت» (همان، ٤٣٥).
سهروردی از این قاعده بیش از هر چیز برای اثبات مُثُل نوریه یا به تعبیر خودش «انواع نوریۀ مجرده» بهره میگیرد. او در «حكمةالاشراق» نیز فصلی را به امكان اشرف اختصاص میدهد و آن را یكی از قواعد اشراق میشمارد و در یك جا میگوید: «انواع نوریۀ قاهره بر افراد خود مقدمند، یعنی تقدم عقلی دارند؛ و امكان اشرف اقتضا میكند كه این انواع نوری مجرد وجود داشته باشند» (ص ١٤٣)، و در جای دیگری میگوید: «یكی از قواعد اشراقی این است كه هرگاه ممكن اخس به وجود آید، مستلزم آن است كه ممكن اشرف وجود داشته باشد» (همان، ١٥٤؛ قس: قطبالدین، ٣٦٧ بب ؛ نیز نک : سهروردی، «اللمحات»، ١٥٦، ١٦٤-١٦٦، «الالواح ... »، ٣٩).
فیلسوف بزرگ دیگری كه پس از سهروردی، قاعدۀ امكان اشرف را پذیرفته، و به شرح و بسط آن پرداخته، صدرالدین شیرازی (ملاصدرا) (د ١٠٥٠ ق/ ١٦٤٠ م) است. وی مضمون این قاعده را از نوشتههای سهروردی گرفته است و به پیروی از او اصل آن را به نوشتۀ ارسطو بازمیگرداند و در این رهگذر عین عبارات سهروردی را به كار میبرد. ملاصدرا در كتاب بنیادی خود اسفار (٧/ ٢٤٤- ٢٥٨) به تفصیل مسأله را مطرح و بررسی میكند و قاعدۀ «امكان اخس» را كه به گفتۀ خودش ابتكار خود اوست، در برابر آن قرار میدهد و به بررسی و اثبات تفصیلی هر دو میپردازد. صدرالدین شیرازی قاعدۀ امكان اشرف را اصلی برهانی و دارای نتایج سودمند میشمارد و استفاده از آن را به ارسطو نسبت میدهد كه به گفتۀ او در اثولوجیا بسیار به آن پرداخته است (برای نمونه، نک : «اثولوجیا»، ١٣٤- ١٣٩). وی همچنین به همان عبارت او در السماء و العالم استناد میكند كه سهروردی به آن اشاره كرده است. ملاصدرا میگوید: ابن سینا در آثار مختلف خود ترتیب نظام وجود و بیان دو سلسلۀ «بدو و عود» را برپایۀ همین قاعده نهاده است. وی میافزاید كه سهروردی نیز از این قاعده برای اثبات عقول و اثبات مُثل نوری بهره برده است (٧/ ٢٤٤-٢٤٥).
ملاصدرا در دنبالۀ بحث خود میگوید: من سالها به این قاعده اشكال داشتم، تا اینکه خداوند دلم را روشن ساخت و آن را حل كردم (٧/ ٢٥٤-٢٥٥). وی در جای دیگری در برابر قاعدۀ امكان اشرف، قاعدۀ امكان اخس را قرار میدهد و این مبحث را با این مطلب فلسفی بسیار مهم آغاز میكند: «حق این است كه جهان هستی واحد است و كل جهان به سان حیوان بزرگ واحدی است كه اجزاء آن به یكدیگر متصلند، نه به معنی اتصال مقداری و اتحاد سطوح و اطراف، بلكه بدین معنی كه هر مرتبۀ كمالیهای از وجود باید با مرتبۀ پس از خود در كمال وجودی مجاور باشد و میان آن و مرتبۀ بالاتر یا پایینتر خود در شدت و ضعف وجود جای خالی نباشد، به گونهای كه در آن میان درجه یا درجاتی تحقق نیافته را بتوان تصور كرد. این امر از دیدگاه ما جایز نیست و برهان آن از قاعدۀ امكان اشرف و قاعدۀ دیگری كه قاعدۀ امكان اخس است، به دست میآید. قاعدۀ نخست میراث معلم اول است و قاعدۀ دوم را ما به یاری خداوند بنیان نهادهایم (٥/ ٣٤٢، نیز ٢/ ٣٠٧).
چنانکه دیدیم، سهروردی و به دنبال وی ملاصدرا، اصل قاعدۀ امكان اشرف را به ارسطو، و به كتاب السماء و العالم بازگرداندهاند. نوشتۀ ارسطو زیر عنوان «دربارۀ آسمان» به وسیلۀ یوحنا ابن بطریق (د ح ٢٠٠ ق/ ٨١٦ م) كه یكی از نخستین مترجمان معاصر مأمون بوده، از یونانی به عربی ترجمه شده است. وی بنا بر گزارش تاریخنگاران در كار ترجمه كاملاً وفادار به متن نیست، بلكه در آن تصرف میكند و برای وضوح بیشتر از اصل دور میشود.
اكنون در متن عربی السماء ارسطو عبارتی كه سهروردی و ملاصدرا از ارسطو نقل میكنند، دیده نمیشود؛ تنها عباراتی در متن ترجمۀ یوحنا ابن بطریق كه شاید بتوان از آن معنایی شبیه به نقل قول سهروردی یافت، مربوط به فصلی است كه ارسطو در آن به اثبات عنصر پنجم (اثیر) كه دارای حركت دوری است، میپردازد: «از آنچه گفته شد، میتوان با قیاسی قانع كننده نتیجه گرفت كه جرم (یا جسم) دیگری غیر از این اجسامی كه نزدیك و در پیرامون ما هستند، وجود دارد و از مادهای طبیعی پدید آمده است كه از طبایع این اجسام ارجمندتر، و به حسب دوری و ارتفاع از این اجسام دارای طبیعتی عالیتر است» (ص ١٣٦ بب ، قس: متن یونانی، كتاب I، فصل ٢، گ ٢٦٩b، سطرهای ١٣-١٧).
از سوی دیگر، در میان نوشتههای شارحان آثار ارسطو، شرح سیمپلیكیوس (نیمۀ دوم سدۀ٦ م) فیلسوف نوافلاطونی، بر كتاب «دربارۀ آسمان» ارسطو مشاهده میشود. وی در جایی از شرح خود عباراتی از نوشتههای گم شدۀ ارسطو نقل میكند كه مضمون آنها با قاعدۀ امكان اشرف همانندیهایی دارد. سیمپلیكیوس در آنجا جملاتی را از دیالوگ ارسطو به نام «دربارۀ فلسفه» كه از میان رفته است، میآورد. وی مینویسد: «[ارسطو] در این باره میگوید: به طور كلی در اموری كه یك چیز بهتر هست، در آنها یك چیز بهترین هست. پس چون در میان موجودات یكی از دیگری بهتر است، یك چیزی هم هست كه شریفترین است كه همانا الٰهی است» (گ ٢٨٩، سطرهای ١-١٥).
اما آنچه ملاصدرا از مضمون قاعدۀ امكان اشرف در اثولوجیا استنباط كرده، روشن است كه اندیشۀ ارسطویی نیست، زیرا میدانیم كه اثولوجیا اثری از ارسطو نیست، بلكه ترجمۀ آزاد عربی پارههایی از متن سریانی انئادهای افلوطین بنیانگذار مكتب نوافلاطونی است (نک : ه د، اثولوجیا؛ افلوطین).
مآخذ
ابن سینا، التعلیقات، به كوشش عبدالرحمان بدوی، قاهره، ١٩٧٣ م؛
همو، «العرشیة»، رسائل، حیدرآباد دكن، ١٣٥٤ ق؛
«اثولوجیا»، افلوطین عند العرب، به كوشش عبدالرحمان بدوی، كویت، ١٩٧٧ م؛
ارسطو، فی السماء و الآثار العلویة، به كوشش عبد الرحمان بدوی، قاهره، ١٩٦١ م؛
سهروردی، یحیى، «الالواح العمادیة»، «اللمحات»، سه رساله از شیخ اشراق، به كوشش نجفقلی حبیبی، تهران، ١٣٥٦ ش؛
همو، «حكمة الاشراق»، «المشارع و المطارحات»، مجموعۀ مصنفات، به كوشش هانری كربن، تهران، ١٣٥٥ ش؛
صدرالدین شیرازی، محمد، الاسفار، تهران، ١٣٨٣ ق؛
قطبالدین شیرازی، شرح حكمة الاشراق، تهران، ١٣١٥ ق؛
نیز:
Aristotle, De Caelo, ed. E. H. Warmington, London, ١٩٧١;
Simplicius, «De Caelo», ed. J. L. Heiberg, Commentaria in Aristotelem graeca, Berlin, ١٨٩٣, vol. VII.
شرفالدین خراسانی (شرف)