دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٦ - بهمنیار بن مرزبان
بهمنیار بن مرزبان
نویسنده (ها) :
مرتضی قرائی گرکانی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَهْمَنْیارِ بْنِ مَرْزْبان، ابوالحسن، ملقب به كیا رئیس (د ٤٥٨ ق /١٠٦٦ م)، فیلسوف ایرانی و از شاگردان نامدار ابن سینا. به گمان قزوینی، بروكلمان به اشتباه سال درگذشت بهمنیار را ٤٣٠ق یاد كرده (نک : GAL, I /٥٩٩) كه این امر ظاهراً ناشی از قرائت نادرست وی از عبارت شهرزوری (ص ٣١٧) بوده است (ص ٢٥٢).
بهمنیار از مردم آذربایجان و از زردشتیان آن ناحیه بود (بیهقی، تاریخ ... ، ٩٧- ٩٨؛ شهرزوری، ٣١٦). برخی معتقدند كه او بعدها به دین اسلام گروید (نک : خوانساری، ٢ /١٦٠؛ بغدادی، ١ /٢٤٤)، اما منابع متقدم از اسلام آوردن وی سخنی نگفتهاند و بر شمردن كتاب او در زمرۀ تصانیف شیعه (نک : آقابزرگ، ٣ /٣٩٥) نمیتواند دلیلی بر این امر باشد، زیرا در اثر خود وی التحصیل سخن روشنی كه نشان دهد وی مسلمان بوده است، به چشم نمیخورد. هر چند خطبه و خاتمۀ این كتاب رنگ و بوی مسلمانی دارد، اما معلوم نیست جزو متن بوده، یا افزودۀ نسخهنگاران است. با اینهمه، دور نیست كه بهمنیار آیین زردشت را رها كرده، و اسلام آورده باشد، زیرا شیوۀ تفكرش در مسائل توحید و خیر و شر، حتى با تفسیر وحدتانگارانـه از ثنویت زردشتی ــ كه به مرتبۀ ذات تعلق میگیرد، نه به مرتبۀ خالقیت ــ نیز سازگار نیست (نک : مطهری، «ح»).
بهمنیار در دورۀ اقامت ابنسینا در همدان (٤٠٥-٤١٤ق /١٠١٤-١٠٢٣م)، در حلقۀ درس و بحث او حضور داشت (نک : نظامی، ٨٢). حكایت مشهوری كه متأخران دربارۀ نحوۀ پیوستن او به ابنسینا نقل كردهاند (خوانساری، ٢ /١٥٧؛ مدرس، ٨ /٢٠١)، بر هوشمندی او دلالت دارد. پرسشهای بهمنیار از استاد و اشكالهایی كه بر وی وارد میكرد، نشانی دیگر از قوت ذهن اوست. عمدۀ مطالب كتاب المباحثات ابن سینا پاسخهای اوست به مسائل طرح شده توسط بهمنیار در دورهای كه علاءالدولۀ ابنكاكویه (نک : ه د، آل كاكویه)، حاكم اصفهان در حضور ابنسینا مجالس بحث و مناظره بر پا میكرد (نک : ابنسینا، ١١٩-١٢٠؛ بیهقی، همان، ٩٨؛ ابن ابیاصیبعه، ٣ / ٢٨). كتاب التعلیقات ابنسینا نیز براساس فهرستی كه ابوالعباس لوكری، شاگرد بهمنیار برای آن تنظیم كرده، و در سرآغاز نسخههای خطی آن آمده، تحریر بهمنیار از مطالبی است كه استادش بر او املا كرده است. عبدالرحمان بدوی زمان آن را میان سالهای ٤٠٤-٤١٢ق، یعنی دورۀ وزارت ابنسینا در دربار شمس الدوله در همدان دانسته است (نک : ص ٥- ٨).
بهمنیار را معرف مكتب ابنسینا برای نسلهای بعدی شناختهاند، اما شواهد تاریخی خاصی در این باره نمیتوان یافت؛ جز اینكه شاگرد سرشناس وی، ابوالعباس فضل بن محمد لوكری، مؤلف بیان الحق به ترویج حكمت ابن سینا در خراسان شهرت داشته است (بیهقی، همان، ١٢٦؛ قس: خوانساری، ٢ / ١٥٩، كه به اشتباه بهمنیار را شاگرد لوكری دانسته است).
فیلسوفانِ پس از بهمنیار در موارد بسیاری از وی و كتابش، التحصیل یاد كردهاند و گاهی در نقد آراء او سخن گفتهاند (نک : فخرالدین، ٢ /٣٥٢-٣٥٤؛ میرداماد، ١٠، ٦٥، ١٠٢، ٢١٢، جم ؛ صدرالدین، الاسفار، ١ /٤٨، ٣٣٨، ٤١٦، ٤٢٣، مفاتیح ... ، ٢٦٦، ٣٩١، ٥٥٥؛ نیز نک : نورانی، ٢٤-٢٥).
آثـار چاپی
١. التحصیل، كه التحصیلات نیز نامیده شده است (نک : GAL, I /٦٠٠؛ منزوی، ١ /٦٥٣)، بهمنیار آن را به نام دایی خود، ابومنصور بهرام بن خورشید بن یزدیار (یا ایزدیار) زردشتی نوشته (نک : ص ١)، و در ترتیب فصول آن از دانشنامۀ علایی ابنسینا پیروی كرده است. این كتاب مشتمل بر ٣ بخش منطق، مابعدالطبیعه و علم اعیان موجود (طبیعت) است. آقابزرگ به خطا، التحصیل را مشتمل بر ریاضیات نیز دانسته است (نک : ٣ /٣٩٥). بهمنیار در این اثر از بیشتر تصنیفات شیخ و نیز از نتایج مباحثات خود با استادش بهره گرفته، و همچنین به بازگویی آراء خاص خود پرداخته است.
التحصیل نخست در ١٣٢٩ق /١٩١١م در قاهره به چاپ رسید و چاپ دیگر آن به كوشش مرتضى مطهری در ١٣٤٩ش در تهران انتشار یافت. بخشهایی از این كتاب نیز به زبان روسی ترجمه، و در باكو (١٩٨٣م) منتشر شده است.
ترجمۀ این كتاب با عنوان جام جهان نمای، به كوشش عبدالله نورانی و محمدتقی دانشپژوه در ١٣٦٢ش در تهران منتشر شده است. اگرچه سبك این ترجمه گواه كهن بودن آن است و میتواند نزدیك به روزگار بهمنیار باشد، از آنجا كه در این ترجمه، كاتبِ نسخه از خود به عنوان مترجم (و نه مؤلف) یاد كرده است و نیز با توجه به افزودهها و ایرادهای وی، میتوان گفت كه او بهمنیار نبوده است. از این گذشته، مترجم رسالهای با نام دانش فزای كمالی را از آثار خود معرفی میكند، حال آنكه در هیچیك از منابع چنین اثری به بهمنیار نسبت داده نشده است (نک : بهمنیار، جام ... ، ٢١٢، ٢١٨، ٢٥٢؛ حائری، ٣٦-٣٧؛ نورانی، ٣١-٣٢؛ نیز نک : خوانساری، ٢ /١٥٧). در آغاز كتاب سوم (علم طبیعی) جام جهان نمای (نک : ص ٤٢٢)، مترجم این اثر را تحفة الكمالیة نامیده است.
٢. رسالة فی مراتب الموجودات، كه نخستینبار همراه ترجمۀ آلمانی آن به كوشش زالُمُن پوپر در ١٨٥١م در لایپزیگ به چاپ رسید. در ١٣٢٩ ق، این اثر همراه دو رسالۀ دیگر به كوشش عبدالجلیل سعد در مصر منتشر شده است. اسماعیل واعظ جوادی نیز این رساله را همراه با ترجمۀ فارسی آن در نشریۀ جاویدان خرد (تهران، ١٣٥٦ش، س ٣، شم ٢، ص ٦١-٦٦) به چاپ رسانده است.
٣. رسالة فی موضوع علم ما بعد الطبیعة، كه چاپ نخست آن همراه رسالة فی مراتب الموجودات، با ترجمۀ آلمانی به كوشش زالمن پوپر در ١٨٥١م در لایپزیگ انتشار یافت. عبدالجلیل سعد نیز آن را با دو رسالۀ دیگر بهمنیار در ١٣٢٩ق در مصر به چاپ رساند.
آثار خطی
١. فی اثبات العقول الفعالة و الدلالة على عددها و اثبات النفوس السماویة (ششن، فهرس ... ، ٢/٣٣١)؛ ٢. مقالة فی آراء المشائین فی امور النفس و قواها (همو، نوادر ... ، ١/٣٧٣)؛ ٣. البهجة فی المنطق و الطبیعی و الالٰهی (بیهقی، تتمة ... ، ٩١؛ بغدادی، ١/٢٤٤)؛ ٤. الرتبة (یا الزینة) فی المنطق (بیهقی، همانجا، تاریخ، ٩٨)؛ ٥. السعادة (همو، تتمة، نیز بغدادی، همانجاها)؛ ٦. فی الموسیقٰ (بیهقی، تاریخ، همانجا).
آراء فلسفی
به گفتۀ بهمنیار، عمدۀ مطالب التحصیل (نک : ص ١) او برگرفته از آثار ابنسیناست. وی حتى در بسیاری جاها عبارتهای استاد را بیكم و كاست آورده، و در هیچ موضوعی از در مخالفت با آراء او بر نیامده است؛ اما افزون بر اینكه شارحی ملتزم به فلسفۀ ابنسینا به شمار میرود، در پارهای مسائل دیدگاهها و بیانهای ویژهای نیز داشته است.
توضیح روشن بهمنیار دربارۀ «وجود»، دیدگاه او را نزدیك به نظریۀ اصالت وجود نشان میدهد. به بیان او اضافۀ وجود به چیزی، به معنای حقیقی، موجودیت و هستی آن چیز است. چنین نیست كه چیزی به واسطۀ وجود، در خارج موجود شود. وجود چیزی عین بودن و شدن آن چیز است. حمل وجود بر مصادیقِ خود حمل تشكیكی است، نه متواطی: جوهر بر عرض، و علت بر معلول مقدم است. عمومیت و فراگیری وجود مانند عمومیت جنس نیست، بلكه حمل وجود بر آنچه در زیر آن قرار میگیرد، حمل لازم است، نه حمل مقوّم (همان، ٢٨١- ٢٨٣).
آموزههای نوافلاطونی همچون نظریۀ «فیض» در اندیشۀ او جایگاه مهمی یافته است. آنچه او دربارۀ نظام علّی آفرینش و مبدئیتِ علتِ نخستین آورده است، به وضوح بیشتری با مفهوم فیض و صدور پیوند مییابد (همان، ٥٤٣ بب ). از همین جاست كه او در تدوین دورۀ حكمت، با تأكید بیشتری به مباحث مربوط به سلسله مراتب هستی و شناخت نفس پرداخته است. اگر گزارشی كه در برخی منابع متأخر دربارۀ مباحثههای علنی او با ابنسینا آمده، درست باشد، نشان میدهد كه او در مسئلۀ بقای نفس با استادش موافق نبوده، و به بقای آن همراه با تغیر و تحول معتقد بوده است (نک : قریب، ٩٩-١٠٠؛ خوانساری، ٢ / ١٥٨).
بهمنیار تعریف خاصی برای جوهر آورده كه با تعریف رایج متفاوت است. به عقیدۀ وی میتوان جوهر را چیزی دانست كه قوام آن در موضوعی نیست. در این صورت، بر خلاف تعریف رایج، حمل جوهر بر واجب الوجود نیز میتواند پذیرفتنی باشد (همان، ٥٧١). این نوع اطلاق را میتوان با تقسیمبندی دكارت (١٠٠٤-١٠٦٠ق /١٥٩٦- ١٦٥٠م)، فیلسوف عقلگرای فرانسوی از انواع جوهر ــ كه خدا را نیز شامل میشود ــ مقایسه كرد.
همچنین از برخی عبارتهای بهمنیار برمیآید كه او با نظر مشهور، و از جمله نظر شیخ دربارۀ «جنس اعلا بودن جوهر» برای ٥ مقولۀ دیگر (ماده، صورت، جسم، نفس و عقل) موافق نبوده است (همان، ٣٥٢). وی در برخی مواضع، جنس اعلا بودن جوهر را برای آنها انكار میكند و جوهر را مفهومی جامع و از لوازم ٥ مقولۀ دیگر میداند (همان، ٢٩٩-٣٠٢).
بهمنیار در التحصیل، مباحث مربوط به حركت را نه در طبیعیات و نه در بحث قوه و فعل و نظایر آن، بلكه در مابعدالطبیعه (كتاب دوم)، و در مبحث مقولات ٩ گانۀ عرضی (مقالۀ دوم كتاب دوم) و ذیل مقولۀ «ان یفعل و ان ینفعل» (فصل دوازدهم) آورده است. از سوی دیگر حركت را به «موافاة حدود علی الاتصال» تعریف میكند و این تعریف را نزدیكترین عبارتها به فهم میداند (نک : ص ٤٢٠). صدرالدین شیرازی نیز همین تعریف را با افزودن «بالقوه»، بدون ذكر مأخذ آورده، و آن را اقربِ تعاریف دانسته است ( الاسفار، ٣ /٣١).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابن ابی اصیبعه، احمد، عیونالانباء، بیروت، ١٣٧٧ ق / ١٩٥٧م؛
ابنسینا، «المباحثات»، ارسطو عند العرب، به كوشش عبدالرحمان بدوی، قاهره، ١٩٤٧م؛
بدوی، عبدالرحمان، مقدمه بر التعلیقات ابنسینا، قاهره، ١٩٧٣م؛
بغدادی، هدیه؛
بهمنیار بن مرزبان، التحصیل، به كوشش مرتضى مطهری، تهران، ١٣٤٩ش؛
همو، جام جهان نمای (ترجمۀ التحصیل)، به كوشش عبدالله نورانی و محمدتقی دانشپژوه، تهران، ١٣٦٢ش؛
بیهقی، علی، تاریخ حكماء الاسلام، به كوشش محمد كردعلی، دمشق، ١٣٦٥ق /١٩٤٦م؛
همو، تتمة صوان الحكمة، لاهور، ١٣٥١ق /١٩٣٢م؛
حائری، عبدالحسین، «ترجمۀ تحصیل بهمنیار»، وحید، ١٣٤٤ش، س ٢، شم ١٢؛
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، تهران، مكتبة اسماعیلیان؛
ششن، رمضان، فهرس مخطوطات مكتبة كوپریلی، استانبول، ١٤٠٦ ق /١٩٨٦ م؛
همو، نوادر المخطوطات العربیة، بیروت، ١٩٧٥ م؛
شهرزوری، محمد، تاریخ الحكماء، به كوشش عبدالكریم ابوشویرب، طرابلس، ١٣٩٨ق؛
صدرالدین شیرازی، محمد، الاسفار، تهران، ١٣٨٣ق /١٩٦٣م؛
همو، مفاتیح الغیب، به كوشش محمد خواجوی، تهران، ١٣٦٣ش؛
فخرالدین رازی، المباحث الشرقیة، حیدرآباد دكن، ١٣٤٣ق؛
قریب، یحیى، تعلیقات بر مرقوم پنجم كتاب سلّم السموات انصاری كازرونی، تهران، ١٣٤٠ ش؛
قزوینی، محمد، تعلیقات بر چهار مقاله (نک : هم ، نظامی عروضی)؛
مدرس، محمدعلی، ریحانة الادب، تهران، ١٣٢٤ش؛
مطهری، مرتضى، مقدمه بر التحصیل (نک : هم ، بهمنیار بن مرزبان)؛
منزوی، خطی؛
میرداماد، محمد، القبسات، به كوشش مهدی محقق و دیگران، تهران، ١٣٦٧ ش؛
نظامی عروضی، احمد، چهار مقاله، به كوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٣٢٧ ق / ١٩٠٩م؛
نورانی، عبدالله و محمدتقی دانشپژوه، مقدمه بر جام جهان نمای (نک : هم ، بهمنیار بن مرزبان)؛
نیز: GAL. .
مرتضى قرائیگركانی