دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٥ - جیلی، ابوالفضل
جیلی، ابوالفضل
نویسنده (ها) :
عطیه میرزایی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جیلی، ابوالفضل مجدالدین یوسف بن نصر، حکیم، فقیه و متکلم سدۀ ٦ ق / ١٢م. وی بهرغم آنکه از شهرت چندانی برخوردار نیست، در انتقال سنت فلسفی و منطقی به نیمۀ دوم سدۀ ٦ ق سهم داشته است. در اکثر منابع از او بهعنوان مدرس حوزۀ فلسفی مراغه یاد شده است و گفتهاند که شهابالدین یحیى سهروردی (مق ٥٨٧ ق / ١١٩١م) و فخرالدین رازی (٦٠٦ ق / ١٢٠٩م) از شاگردان او در مراغه بودهاند (یاقوت، ١٩ / ٣١٤-٣١٥؛ ابن خلکان، ٦ / ٢٦٩؛ ابن ابیاصیبعه، ٣ / ٣٤).
برخی از محققان، این دو شخصیت را همدرس حوزۀ جیلی دانستهاند (نک : نصر، ٦٦). بر این مطلب سندی تاریخی وجود ندارد، اما با توجه به اینکه ابن فوطی تاریخ شاگردی فخرالدین رازی نزد جیلی را ٥٧٠ ق ذکر کرده است (٤ / ٥٥٥)، تحصیل همزمان آن دو بعید به نظر نمیرسد. افزون بر این، در روایتی از شهرزوری ( نزهة ... ، ٢ / ١٢٦) حاکی از مصاحبت آن دو، چنین آمده است که از شهابالدین پرسیدند که فخرالدین رازی را چگونه یافتی؟ گفت: ذهنش را مشوش دیدم؛ اما از فخرالدین رازی پرسیدند که شهابالدین سهروردی را چگونه دیدی؟ گفت که ذهن او مشتعل است از زیادتی ذکاوت و هوش.
مراغه در حوزۀ فلسفه بهسبب حضور این دو شخصیت برجستۀ فلسفی وکلامی در این شهر و همچنین وجود مدرسۀ «مجاهد» یا «مجاهدیه» که به احتمال قریب به یقین همان مدرسهای است که جیلی در آن تدریس میکرده، اهمیت داشته است. از نشانههای این موقعیت، وجود مجموعهای خطی در کتابخانۀ اصغر مهدوی در تهران، مشتمل بر حدود ٢٠ اثر فلسفی است که در سالهای ٥٩٦ تا ٥٩٧ ق، یعنی اندکی پس از مرگ سهروردی، در آن مدرسه کتابت شده، و نمودار وجود سنتی فلسفی در مراغۀ آن روزگار است (نک : پورجوادی، «جایگاه ... »، ١١، مقدمه بر ... ، ١٨).
در این مجموعه رسالهای در باب شکل چهارم قیاس از مجدالدین جیلی وجود دارد که از میان تصانیف متعدد جیلی (نک : ابن ابیاصیبعه، همانجا)، تنها اثر باز ماندۀ او ست. این رساله با عنوان «کتاب اللامع فی الشکل الرابع» در مجموعۀ فلسفی مراغه که حاوی تصویر کامل نسخۀ یادشده است، به کوشش نصرالله پورجوادی به چاپ رسیده است. جیلی این اثر را در دفاع از شکل چهارم قیاس منطقی نوشته است که منطقدانان از دیرباز دربارۀ اعتبار آن، بحثها و نقدهایی مطرح کردهاند. وی ٥ ضرب منتِج را برای قیاسهای نوع چهارم بر میشمارد و سپس به فروع آنها در قیاسهای مرکب از موجهات میپردازد. شهرزوری در رسائل الشجرة الالٰهیة (١ / ٢٤٤-٢٤٥) با معرفی این ضربها، گفته است که ضرب پنجم تا زمان سهروردی طرح نشده بوده است. به گفتۀ شهرزوری، برخی این ضرب را حاصل استخراج مجدالدین جیلی، استاد سهروردی دانستهاند (همانجا؛ قس: جیلی، ٣٤٩-٣٥٠).
مآخذ
ابن ابی اصیبعه، احمد، عیون الانباء، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٧م؛
ابن خلکان، وفیات؛
ابن فوطی، عبدالرزاق، مجمع الآداب، به کوشش محمدکاظم، تهران، ١٣٧٤ش؛
پورجوادی، نصرالله، «جایگاه آذربایجان در تاریخ فلسفه»، نشر دانش، تهران، ١٣٨١ش، س ١٩، شم ٢؛
همو، مقدمه بر مجموعۀ فلسفی مراغه (هم )؛
جیلی، یوسف، «کتاب اللامع فی الشکل الرابع»، همان؛
شهرزوری، محمد، رسائل الشجرة الالٰـهیة، به کوشش نجفقلی حبیبی، تهران، ١٣٨٣ش؛
همو، نزهة الارواح و روضة الافراح، به کوشش خورشید احمد، حیدرآباد دکن، ١٣٩٦ق / ١٩٧٦م؛
مجموعۀ فلسفی مراغه، به کوشش نصرالله پورجوادی، تهران، ١٣٨٠ش؛
نصر، سید حسین، سه حکیم مسلمان، ترجمۀ احمد آرام، تهران، ١٣٥٤ش؛
یاقوت، ادبا.
عطیه میرزایی