دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٣ - ابن میثم
ابن میثم
نویسنده (ها) :
سید جعفر سجادی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ مِيْثَم، كمالالدين ميثم بن علی بن ميثم بحرانی، محدث، فقيه و متكلم مشهور شيعی سدۀ ٧ق / ١٣م. برخی لقب او را مفيدالدين آوردهاند (شوشتری، ٢ / ٢١٠؛ تنكابنی، ٤٢٠). از زندگی او آگاهی اندكی در دست است. همين قدر گفتهاند كه در ٦٣٦ق / ١٢٣٩م، زاده شد (ماحوزی، فهرست، ٦٩) و نزد ابوالسعادات اسعد بن عبدالقاهر بن اسعد اصفهانی و كمالالدين علی بن سليمان بحرانی دانش آموخت (افندی، ٥ / ٢٢٧). اگرچه در منابع اشارتی به محل تحصيلات او نشده، ولی محتملاً در عراق و در مراكز تجمع شيعيان مانند حله به تحصيل علم پرداخت. اما ظاهراً پس از آن به بحرين بازگشت و گوشۀ عزلت برگزيد تا آنكه دانشمندان عراق، خاصه اهل حله كه او را مردی دانشمند میشمردند، از او خواستند كه به تربيت شاگردان و تأليف و تصنيف بپردازد. ابن ميثم در آغاز از سفر تن زد، اما سپس به عراق رفت (ماحوزی، «السلافة»، ١ / ٤٣، ٤٤) و به احتمال قوی در حله اقامت گزيد، چه، كسانی كه از او روايت كردهاند مانند سيد عبدالكريم بن طاووس حلی (افندی، همانجا) و علامۀ حلی (خوانساری، ٧ / ٢١٦) اهل حله هستند. وی با خواجه نصيرالدين طوسی معاصر بود و گفتهاند كه خواجه نزد او فقه میخواند و ابن ميثم در كلام شاگرد خواجه بوده است (ماحوزی، همان، ١ / ٤٧؛ نك : نوری، ٣ / ٤٦٢؛ خوانساری، ٦ / ٣٠٢). در واقع شهرت عمدۀ ابن ميثم در كلام است و حتی در شرحی كه بر نهج البلاغة نوشته، روش كلامی و فلسفی در پيش گرفته است.
وی در طرح مسائل و سبك استدلال به روش خواجه نصيرالدين در تجريد الاعتقاد نظر داشته و مستند استدلالهای او، برخلاف علامۀ حلی، بيشتر عقل است نه نقل: اگرچه از نظر چيرگی بر همۀ آراء و عقايد گونهگون متكلمان از علامۀ حلی ضعيفتر مینمايد.
ابن ميثم، معرفت و شناخت خدا را عقلاً واجب دانسته و بر آن است كه اين معرفت از روی تقليد و به موجب نقل قابل حصول نيست (قواعد المرام، ٢٨). وی ظاهراً در باب اثبات صانع، نظر معتزله را بر اشاعره برتری داده است (همان، ٦٣، ٨٢، ٨٤). وی در باب نبوت، سبك دقيق فلسفی در پيش گرفته و آن را به مطالب «ما، هل، لِمَ، كيف و من» تطبيق داده و بيان كرده است (همان، ١٢١). دربارۀ حشر و معاد نظر ابوالحسن بصری را پذيرفته و بر آن است كه اجزاء اصليۀ انسان كه تحول و تغيير نمیيابد، محشور میشود (همان ١٣٩-١٤٤؛ برای برخی ديگر از نظرات او، نك : شرح نهج البلاغة؛ شريف لاهيجی، ٢ / ٥٤٥-٥٤٧). به هر حال ابن ميثم در روزگار خود چندان شهرت داشته كه او را با صفاتی چون فيلسوف، محقق و زبدۀ فقها و محدثان و متكلم ماهر (حر عاملی، ١ / ٣٣٢؛ ماحوزی، «السلافة»، ١ / ٤٢) وصف كرده و طريحی (٦ / ١٧٢) او را در فقه، چون خواجه نصيرالدين در كلام دانسته است. همچنين سليمان ماحوزی بحرانی به درخواست شاگردان و دوستان، رسالهای در شرح حال او به نام السلافة البهية فی الترجمة الميثمية پرداخته است. به گفتۀ همو («السلافة»، ١ / ٤٧-٥٣) فقيهان و محدثان و متكلمان و اديبان به آراء و روايات ابن ميثم، به تصريح يا به اشاره استناد جستهاند. از جمله گفتهاند مراد ميرسيد شريف جرجانی از «بعض الافاضل» در حاشيۀ مطول تفتازانی به تصريح فاضل چلبی شارح ديگر مطول، كمالالدين ابن ميثم بحرانی است (همان، ١ / ٤٧، ٤٨).
دربارة تاريخ درگذشت ابن ميثم اگرچه بيشتر منابع ٦٧٩ق / ١٢٨٠م را ذكر كردهاند، ولی با توجه به اين نكته كه وی در ٦٨١ق تأليف الشرح الصغير لنهج البلاغة را به پايان رساند (آقابزرگ، طبقات، ١٨٨)، میبايست پس از آن تاريخ درگذشته باشد؛ كنتوری نيز در يك جا ٦٩٩ق / ١٣٠٠م را تاريخ درگذشت او دانسته است (ص ٢٩١). قبر او را در دو جا: الدونج يا هلتا در ماحوز بحرين دانستهاند. نوری (٣ / ٤٦١) يادآور شده كه براساس قراين و شواهد قبر او میبايست در هلتا باشد، ولی برخی اشاره كردهاند كه قبر واقع در الدونج، از آنِ نيای او ميثم بن معلی است نه كمالالدين ابن ميثم (نامۀ دانشوران، ٣ / ٢٨٧).
آثـار
حدود ٣٠ اثر به ابن ميثم نسبت داده شده است:
الف ـ چاپی
اختيار مصباح السالكين، خلاصۀ شرح بزرگ نهج البلاغۀ وی است كه آن را به اشارۀ عطاملك جوينی برای دو فرزند او نظامالدين محمد و مظفرالدين علی تأليف كرد. اين كتاب به ويرايش محمد هادی امينی به چاپ رسيده است؛ شرح المائة كلمة لنهج البلاغة (استرآبادی، ٥١١) كه كنتوری (ص ٣٤٩) نام اصلی آن را منهاج العارفين ذكر كرده و آقابزرگ از نسخههای آن در كتابهای اهدايی مشكوة و كتابخانۀ كاشف الغطا ياد كرده است ( الذريعة، ٢٣ / ١٦٨). اين كتاب در ١٣٩٠ق به كوشش محدث ارموی در قم چاپ و منتشر شده است؛ قواعد المرام فی علم الكلام، كه آن را به اشارۀ عزالدين ابوالمظفر عبدالعزيز بن جعفر نيشابوری نوشت. اين كتاب به كوشش سيد احمد حسينی در قم (١٣٩٨ق) چاپ شده است. نام ديگر آن القواعد الالهية فی الكلام و الحكمة است (همان،١٧ / ١٧٩)؛ مصباح السالكين يا شرح بزرگ نهج البلاغة كه در ١٢٧٦ق به اهتمام آخوند ملا محمدباقر در تهران چاپ سنگی شد و بار ديگر در ١٤٠٤ق در تهران به كوشش جمعی از محققان به نام شرح نهج البلاغة به چاپ رسيد. ابن ميثم خود در مقدمه آورده كه اين شرح را به تشويق و برای عطاملك جوينی نوشته است (شرح نهج البلاغة، ١ / ٤).
ب ـ خطی و آثار يافت نشده
رسالة فی آداب البحث (طريحی، همانجا)؛ الاستغاثة فی بدع الثلاثة (شريف لاهيجی، ٢ / ٥٤٥) كه آقابزرگ ( الذريعة، ٢ / ٢٨) آن را از تصنيفات شريف ابوالقاسم علی بن احمد كوفی (د ٣٥٢ق) دانسته و كنتوری (صص ٨٢، ٨٣) پس از تأييد اين مطلب، نام اصلی آن را البدع المحدثة ذكر كرده است؛ استقصاء النظر فی امامة ائمة الاثنی عشر (شريف لاهيجی، همانجا)، كه افندی اصفهانی در صحت انتساب آن به ابن ميثم ترديد كرده است (همانجا)؛ اصول البلاغة، كه آن را برای نظامالدين منصور پسر عطاملك جوينی نوشت (كنتوری، ٤٩). اين كتاب به تجريد البلاغة نيز نامبردار است (آقابزرگ، همان، ٣ / ٣٥٢) و دو نسخه از آن يكی در كتابخانۀ سپهسالار و ديگری در كتابخانۀ مجلس شورای اسلامی شمارۀ ٢ موجود است (دانش پژوه، ١ / ١٤٦). به نظر میرسد كه كتاب تجريد الاصول فی علم البلاغة كه به ابن ميثم منسوب است و نسخهای از آن در جامع كبير صنعا وجود دارد (عيسوی، ٤٥٢) همين اصول البلاغة باشد؛ رسالة فی الامامة (استرآبادی، ٥١١)؛ بحرالخضم در الهيات (بحرانی، ١ / ٤٥)؛ جواب رسالة نصيرالدين، كه نسخهای از آن در كتابخانۀ حكيم در نجف موجود است (نجف، ١ / ١٦٤)؛ شرح الاشارات فی الحكمة النظرية، شرحی است بر اثر استادش علی بن سليمان بحرانی در كلام و حكمت (ماحوزی، فهرست، ٦٩؛ كنتوری، ٤٥)؛ شرح حديث « الناس نيام»، كه نسخهای از آن در نجف هست (فهرست، ٥١)؛ شرح رسالة العلم اثر شيخ طوسی (كنتوری، ٣٣٥)، كه محتملاً همان كتابی است كه به نام رسالة فی العلم به او نسبت داده شده است (استرآبادی، همانجا) و نسخهای از آن در دانشگاه استانبول نگهداری میشود (ششن، ٢ / ٣٥٣)؛ شرح صغير نهجالبلاغة (استرآبادی، همانجا)، كه به گفتۀ آقابزرگ (الذريعة، ٢٠ / ١٩٨) احتمالاً همان شرح المائة كلمة لنهج البلاغة است؛ غاية النظر در علم كلام (همان، ١٦ / ٢٤)؛ القواعد فی اصول الدين (طريحی، ٦ / ١٧٢)؛ المراسلة، نامههايی است كه به خواجه نصيرالدين طوسی نوشته است (آقابزرگ، همان، ٢٠ / ٢٩٧)؛ المعراج السماوی (همان، ٢١ / ٢٣٠)؛ مقاصد الكلام، كه گويا همان قواعد المرام اوست (همان، ٢١ / ٣٨٤)؛ النجاة فی القيامة فی تحقيق امر الامامة، كه نسخهای از آن در آستان قدس هست (آستان، ١١ / ٤١٣)؛ رسالة فی الوحی و الالهام (بحرانی، ١ / ٤٥)، يا الوحی و الالهام و الفرق بينهما و الاشراق (آقا بزرگ، همان، ٢٥ / ٦١). برای ديگر نسخ خطی او میتوان به بروكلمان مراجعه كرد (GAL, S, I / ٧٠٥).
مآخذ
آستان قدس، فهرست؛
آقابزرگ، الذريعة؛
همو، طبقات اعلام الشيعة، قرن ٧، به كوشش علی نقی منزوی، بيروت، ١٩٧٢م؛
ابن ميثم، ميثم بن علی، شرح نهج البلاغة، تهران، ١٤٠٤ق؛
همو، قواعد المرام فی علم الكلام، به كوشش احمد حسينی، قم، ١٣٩٨ق؛
استرابادی، ميرزا محمد، منهج المقال، تهران، ١٣٠٦ق؛
افندی اصفهانی، عبدالله، رياض العلماء، به كوشش محمود مرعشی و احمد حسينی، قم، ١٤٠١ق؛
بحرانی، يوسف، كشكول، بيروت، ١٤٠٦ق؛
تنكابنی، محمدبن سلیمان، قصص العلماء، تهران، ١٣٦٤ش؛
حرعاملی، محمدبن حسن، امل الآمل، به كوشش احمد حسينی، بغداد، مكتبة الاندلس؛
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، تهران، ١٣٨٢ق / ١٩٦٢م؛
دانش پژوه، محمدتقی و بهاءالدين علمی انواری، فهرست كتابهای خطی مجلس شورای اسلامی شم ٢، تهران؛
شريف لاهيجی، محمدبن علی، محبوب القلوب، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
ششن، رمضان، نوادر مخطوطات العربية فی مكتبات تركيا، بيروت، ١٤٠٠ق؛
شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المؤمنين، تهران، ١٣٦٥ش؛
طريحی، فخرالدين بن محمد، مجمع البحرين، به كوشش احمد حسينی، تهران، مكتبة المرتضوية؛
عيسوی، احمد محمد و محمد سعيد مليح، فهرست مخطوطات المكتبة الغربية بالجامع الكبير بصنعاء، اسكندريه، منشأة المعارف؛
فهرست مخطوطات خزانة الروضة الحيدرية، به كوشش احمد حسينی، نجف، ١٣٩١ق؛
كنتوری، اعجاز حسين، كشف الحجب و الاستار عن اسماء الكتب و الاسفار، به كوشش م. هدايت حسين، كلكته، ١٩٣٥م؛
ماحوزی بحرانی، سليمان، «السلافة البهية فی الترجمة الميثمية»، كشكول (نك : بحرانی در همين مآخذ)؛
همو، فهرست آل بابويه و علماء البحرين، به كوشش احمد حسينی و محمد مرعشی، قم، ١٤٠٤ق؛
نامۀ دانشوران، قم، دارالفكر؛
نجف، محمد مهدی، فهرست مخطوطات مكتبة آية الله الحكيم العامة، نجف، ١٣٨١ق؛
نوری، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل، تهران، ١٣١٨-١٣٢١ق؛
نيز:
GAL,S.
سیدجعفر سجادی