دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨ - ابراهیم همدانی
ابراهیم همدانی
نویسنده (ها) :
ناصر شعار
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْراهیم هَمَدانی، ظهیرالدین یا رفیعالدین سید میرزا ابراهیم بن قوامالدین حسین بن عطاءالله حسن حسینی همدانی، مشهور به قاضیزاده، حكیم صوفی مشرب، فقیه، محدث و متكلم امامی. در منابع قدیمی و نزدیك به زمان وی، نام كامل او نیامده است. افندی، بیآنكه توجهی داشته باشد، در دو جا از او یاد كرده (١ / ٩، ٢٨) و همین امر موجب اشتباه نویسندگان بعدی گردیده است (نک : كشمیری، ٢١، ٦٥؛ دائرةالمعارف تشیع، ٢٧٧، ٢٨٨). ابراهیم همدانی از سادات حسینی است (اسكندر منشی، ١ / ١٤٩؛ افندی، ١ / ٩)، هر چند در جامع الرواة، عالم آرا و روضات الجنّات او را حسنی نیز گفتهاند (اردبیلی، ١ / ٣٠؛ اسكندر منشی، ٢ / ٩١٤؛ خوانساری، ١ / ٣٣)، اما او خود را حسینی معرفی میكند (شورا، ٩(١) / ٢٩٨). از سال ولادت ابراهیم اطلاعی در دست نیست، اما سال وفات او را به اختلاف ١٠٢٥ و ١٠٢٦ق آوردهاند. اسكندر منشی ضمن شرح حال كامل وی وفاتش را ١٠٢٦ق نوشته است (١ / ١٥٠)، اما در جای دیگر نام او را ضمن وفیات ١٠٢٥ق آورده است، غافل از آنكه مادۀ تاریخی كه از میرفانی كرمانی نقل كرده حاكی از ١٠٢٦ق است (٢ / ٩١٤؛ نخجوانی، ١٨١). ابن معصوم (ص ٤٨٠) و حرّ عاملی (٢ / ٩) به صراحت ١٠٢٦ق نوشتهاند. در حالی كه اردبیلی (همانجا) و حسینی (ص ٢١٠) سال ١٠٢٥ ق یاد كردهاند. این دوگانگی كه ابتدا در عالم آرا دیده میشود، به مآخذ بعدی راه یافته است، از جمله افندی در یكجا (١ / ٩) سال ١٠٢٥ق و در جای دیگر (١ / ١٠) سال ١٠٢٦ق را نقل كرده است، اما مادّۀ تاریخی كه از نصیرالدین همدانی شاهد آورده مؤید ١٠٢٥ق است. آقابزرگ در جایی ١٠٢٨ق نقل كرده كه قطعاً نادرست است (الذریعة، ٩(١) / ١٦).
پدرش در زمان سلطنت شاه تهماسب صفوی در همدان منصب قضا و تصدی امور شرعیه را داشت (اسكندر منشی، ١ / ١٤٩)، از این رو ابراهیم به قاضیزاده نیز شهرت داشته است (صادقی، ٩٤؛ خاتونآبادی، ٤٨٩). حزین لاهیجی از یكی از نوادههای ابراهیم، به نام «ابراهیم همدانی» برادر نجف خان صدر سخن میگوید كه به جهت همنامی با جدّش به «ابراهیم همدانی ثانی» شهرت داشت (ص ٥٥). ابراهیم چندی در قزوین نزد میرفخرالدین سمّاكی استرابادی علوم عقلیه را فراگرفت و سمّاكی اجازهای برای او نوشت و در آن وی را ستود. مدتی نیز درخدمت میرزا مخدوم اصفهانی تلمّذ میكرد (اسكندر منشی، همانجا؛ افندی، ١ / ٩). وی حدیث را از شیخ بهایی آموخت و شیخ به او اجازۀ روایت مبسوط داد (اردبیلی، ١ / ٣٠؛ آقابزرگ، طبقات، ذیل «ابراهیم الهمدانی»؛ همو، الذریعة، ١ / ٢٣٧). از دیگر مشایخ اجازۀ او، شیخ محمدبن شهابالدین احمد بن نعمةالله بن خاتون عاملی است كه ابراهیم در ١٠٠٨ق در مكه از او اجازۀ روایت گرفته است. صورت اجازه در بحارالانوار آمده است (مجلسی، ١٠٦ / ١٠١). ضمناً به گفتۀ كنتوری شیخ محمد بن خاتون اجازهای برای ابراهیم همدانی به تاریخ ٩٨٠ق نوشته است (ص ٦) كه ظاهراً درست نیست. ابراهیم همدانی بعد از درگذشت شاه تهماسب به مقام قضا در همدان منصوب شد، اما به گفتۀ اسكندر منشی «خود كمتر متحمل امر قضا میشد و مرافعات به دست نایبانش قطع و فصل میشد و میرزا اوقات خود را صرف مطالعه و مباحثه میكرد و جمعی كثیر از حوزۀ درس او مستفیض میشدند» (١ / ١٤٩). بعداز جلوس شاه عباس اول نزد او تقرب یافت و به گفتۀ همو، بارها به اردوی پادشاه رفته، در پیشگاه او معزّز و محترم بوده است. چنانكه یك بار «٧٠٠ تومان عراقی، عوض قرض او از خزانۀ عامره شفقت شده و او را از دیوان مسلمین سبكبار گردانیدند» (١ / ١٥٠) از شاگردان و تربیتیافتگان حوزۀ درس وی، این افراد را نام بردهاند: ١. عبدالغنی تفرشی (اوحدی، ٧٩٠؛ اسكندر منشی، ٢ / ٧٥٦)؛ ٢. مرادبن علیخان تفرشی نویسندۀ كتاب تعلیقة السجادیة كه شرحی بر من لایحضره الفقیه است (اردبیلی، ٢ / ٢٢٣)؛ ٣. میر مصطفی تفرشی مؤلف نقد الرّجال كه از ابراهیم با تعبیر «استادی و استاد البشر» یاد كرده است (تفرشی، ٤٢٧)؛ ٤. جسمی همدانی، از ایرانیهای مهاجر به هند كه اكثر اوقات به شاگردی و مصاحبت ابراهیم سرافراز بود (نهاوندی، ٣ / ٩٢٧- ٩٢٩)؛ ٥. ملاّ زكی همدانی، غزلسرایی كه تخلّصش با نامش یكی است (نصرآبادی، ٢٣٦؛ صدیق، ١٨٥؛ صادقی ٢٠٨- ٢٠٩)؛ ٦. ملاعبدالباقی شكوهی همدانی، شاعر و خوشنویس معاصر شاه عباس (نصرآبادی، ٢٣٩-٢٤٠).
ابراهیم همدانی سفرهایی به گیلان، مكه و گرجستان داشته است. در ٩٩٩ق / ١٥٩١م، به همراه هیأتی به دستور شاه عباس اول جهت شركت در مراسم ازدواج شاهزاده محمدباقر مشهور به صفی میرزا به خان بیگم دخترخان احمد حاكم گیلانی، سفری به خطۀ گیلان نمود (قاضی احمد، ٢ / ١٠٨٦-١٠٨٧؛ نیز، نک : منجم یزدی، ١٠٧- ١٠٩؛ فلسفی، ٣ / ١٤١-١٤٢). در ١٠٠٧ق به قصد حج به مكۀ معظمه رهسپار شد و چنانكه اشاره شد در آنجا با شیخ محمد بن خاتون عاملی، مؤلف حواشی بر الفیۀ شهید، ملاقات كرد و از او اجازۀ روایت مبسوطی گرفت (مجلسی، ١٠٦ / ١٠١، ١٠٣، ١٠٧). وی در اواخر عمر با اردوی شاه عباس اول به گرجستان رفت و پس از چندی در ئیلان ئیل مطابق با ١٠٢٦ق رخصت مراجعت یافت و روانۀ همدان گردید، امّا در بین راه اجلش فرا رسید و دیده از جهان فروبست (افندی، ١ / ١٠؛ اسكندر منشی، ١ / ١٥٠).
ابراهیم در علوم عقلی چندان تبحّر داشت كه نظریاتش نزد معاصران با اعتبار تلقی میشد (افندی، همانجا)، چنانكه با القابی چون عقل حادی عشر، استاد البشر، سلطان العلما، سیدحكمای متكلم علامۀ زمان، ملجأ فقرا و مساكین، افلاطون و ابوعلی عصر، وی را ستودهاند (نک : نهاوندی، ٣ / ٩٢٧؛ اوحدی، ٧٩٠؛ اردبیلی، ١ / ٣٠؛ حزین، ٥٥؛ گلچین، ٦٠٣-٦٠٤، به نقل از مآثر رحیمی). شیخ محمد بن خاتون او را جامع علوم و سید سند میدادند (مجلسی، ١٠٦ / ١٠١؛ قس: كنتوری، ٦). افندی ضمن اشاره به مهارت ابراهیم همدانی در علوم عقلی میگوید: از امور شگفتآوری كه به وی نسبت داده شده این است كه او عارف به مسائل شرعی نبوده، و یا اینكه جماعتی از بزرگان امرای شاه عباس را كشته است ... (١ / ٩، ١٣)؛ اما دیگر مؤلفان وی را به زهد، تقوا، عفاف و صلح ستودهاند (ابن معصوم، ٤٨٠) و شیخ بهایی در نامهای خطاب به ابراهیم او را آگاه از رموز اسرار عرفانی میداند (افندی، ١ / ١١-١٢).
آثـار
آثاری چند از ابراهیم همدانی به جا مانده است كه از آن جملهاند: ١. انموذجة ابراهیمیة، به عربی، تعلیقاتی است بر الهیات شفاء و نجاة، تألیف در ١٠٠٧ق و نسخهای خطی از آن در دست است (شورا، ٢ / ٥٥)؛ ٢. حاشیۀ شرح تجرید، به عربی، نسخهای از آن در كتابخانۀ آستان قدس (آستان، ١ / ٢٦) موجود است. افندی (١ / ٩) از این اثر تحت عنوان «حاشیة علی الشرح الجدید للتجرید» نام برده است؛ ٣. رسالة فی توجیه كلام الشیخ فی «ان الواحد لایصدر عنه الاّ الواحد»، به عربی، رسالهای است در توجیه و تفسیر كلام ابن سینا در پاسخ به بهمنیار، در باب قاعدۀ مذكور. نسخههای آن در كتابخانههای مختلف موجود است (آستان، ٤ / ١٨٠؛ حقوق ٤٩٩؛ شورا، ٩(١) / ٢٩٨، ٤٤١؛ مركزی، ٨ / ٦٣٨- ٦٣٩).
ابراهیم همدانی شعر نیز میسرود. نمونهای از اشعار فارسی او را میتوان در جُنگ متعلق به جنابذی، ملاحظه كرد (مركزی، ١٠ / ١٨٣٨). نامههایی نیز از او در دست است (منزوی، ٢ / (١) / ١٤٥٠؛ آقابزرگ، الذریعة، ٢٢ / ١٥٨؛ مركزی، ١ / ٢٢٢٢؛ سنا، ٢ / ١٢٩؛ شورا، ٢١ / ٢٢٧) كه از آن جمله، نامۀ خطاب به شیخ بهایی و پاسخ شیخ، در مجلۀ ارمغان («مكاتیب ... »، ١١- ١٨) چاپ شده است. آثار دیگر منسوب به ابراهیم همدانی عبارتند از: ١. حاشیه بر اثبات الواجب دوانی (اردبیلی، ١ / ٣٠؛ افندی، ١ / ١٣؛ اسكندر منشی، ١ / ١٤٩)؛ ٢. حاشیه بر شرح اشارات (همانجا؛ افندی، ١ / ٩)؛ ٣. حاشیة علی الكشاف (همانجا؛ اردبیلی، همانجا)؛ ٤. رسائل الكلامیة (آقابزرگ، الذریعة، ١٠ / ٢٥٧).
مآخذ
آستان قدس، فهرست؛
آقابزرگ، الذریعة؛
همو، طبقات اعلام الشیعة فی المائة الحادیة عشرة، به كوشش علی نقی منزوی، تهران (زیر چاپ)؛
ابن معصوم، علی بن احمد، سلافة العصر، تهران، المكتبة المرتضویة؛
اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
اسكندربیك منشی، تاریخ عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
افندی اصفهانی، میرزا عبدالله، ریاض العلماء، به كوشش احمد حسینی، قم، ١٤٠١ق؛
اوحدی، محمد حسینی، عرفات العاشقین، نسخۀ عكسی ملك، شم ٥٣٢٤ ش؛
تفرشی، میرمصطفی، نقد الرجال، تهران، ١٣١٨ق؛
حر عاملی، محمدبن حسن، امل الآمل، بغداد، ١٣٨٥ق / ١٩٦٥م؛
حزین، محمد علی بن ابیطالب، تذكرۀ حزین، اصفهان، ١٣٤٤ش؛
حسینی استرآبادی، حسن بن مرتضی، از شیخ صفی تا شاه صفی (تاریخ سلطانی)، به كوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٦٤ش؛
حقوق، خطی؛
خاتونآبادی، عبدالحسین، وقایع السنین و الاعوام، به كوشش محمد باقر بهبودی، تهران، ١٣٥٢ش؛
خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات، تهران، ١٣٩٠ق؛
دائرةالمعارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی و دیگران، تهران، ١٣٦٦، ج اول؛
سنا، خطی؛
شورا، خطی؛
صادقی كتابدار، تذكرۀ مجمع الخواص، ترجمۀ عبدالرسول خیامپور، تبریز، ١٣٢٧ش؛
صدیق حسنخان، محمد صدیق بن حسن، شمع انجمن، به كوشش مولوی عبدالحمید، بهوپال، ١٢٩٣ق / ١٨٧٦م؛
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران، ١٣٤٥ش؛
قاضی احمد قمی، احمدبن حسین، خلاصة التواریخ، به كوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٦٣ش؛
كشمیری، محمدعلی، نجوم السماء فی تراجم العلماء، لكهنو، ١٣٠٣ق / ١٨٨٦م؛
كنتوری، حامد حسین بن محمدعلی، كشف الحجب و الاستار، به كوشش م. هدایت حسن، كلكته، ١٩٣٥م؛
گلچین معانی، حاشیه بر تذكرۀ میخانۀ فخرالزمانی، تهران، ١٣٦٢ش؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
مركزی، خطی؛
«مكاتیب تاریخی»، ارمغان، س ٧، شم ١، تهران، ١٣٠٥؛
منجم یزدی، ملاجلالالدین محمد، تاریخ عباسی، به كوشش سیفالله وحیدنیا، تهران، ١٣٦٦ش؛
منزوی، خطی؛
نخجوانی، حسین، مواد التواریخ، تهران، ١٣٤٣ش؛
نصرآبادی، محمدطاهر، تذكره، به كوشش وحید دستگردی، تهران، ١٣٦١ش؛
نهاوندی، عبدالباقی، مآثر رحیمی، به كوشش م. هدایت حسین، كلكته، ١٩٣١م.
ناصر شعار