دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٩ - احمد علوی
احمد علوی
نویسنده (ها) :
صمد موحد
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَحْمَدِ عَلَوی، یا سیداحمد فرزند زینالعابدین علوی (یا حسینی) عاملی اصفهانی، حکیم، متکلم و محدث مشهور قرن ١١ق/ ١٧م، از شخصیتهای بزرگ مکتب فلسفی اصفهان و مفسر الهیات شفای ابنسینا.
پدر احمد مقیم جبلعامل بود و نقابت سادات را برعهده داشت، ولی در اوایل دورۀ صفویه به ایران مهاجرت کرد و در اصفهان اقامت گزید. او پیش از مهاجرت در محضر شیخ نورالدین علی کرکی، معروف به محقق ثانی (د ٩٤٠ق/ ١٥٣٣م) درس میخواند و داماد استاد خویش شد. ثمرۀ این ازدواج احمد علوی است. دختر دیگر کرکی به عقد شمسالدین محمد مرعشی ــ از شاگردان مورد علاقۀ کرکی و از سادات مرعشی مازندران ــ درآمد که میرمحمدباقر داماد، استاد احمد علوی، از این وصلت متولد شد. بهاینترتیب احمد علوی و میرداماد خالهزادگان یکدیگر، و نوۀ دختری محقق ثانیند. بعدها سیداحمد دختر میرداماد را به زنی گرفت و داماد او شد (میردامادی، ٦-٧).
احمد علوی ظاهراً در ایران زاده شد و بیشتر عمر خود را در اصفهان گذراند و در همانجا درگذشت (امین، ٢/ ٥٩٣). سال تولد او معلوم نیست، تنها میدانیم که از میرداماد (د ١٠٤١ق/ ١٦٣١م) جوانتر بوده است.
احمد علوی بیشتر تحصیلات خود را نزد شیخ بهایی (د ١٠٣١ق/ ١٦٢٢م) و میرداماد به انجام رساند (نک : حر عاملی، ١/ ٣٣) و فلسفه، فقه، حدیث، تفسیر و دیگر معارف اسلامی را از آن دو آموخت و به دریافت اجازه از ایشان نائل آمد. متن این اجازهها در بحارالانوار آمده است. شیخ بهایی در اجازهنامۀ خود از احمد تجلیل میکند و مینویسد که او مجاز است علاوه بر کتب اربعه، تألیفات وی را ]٨ کتاب خود را نام میبرد[ نیز روایت کند. تاریخ این اجازه ١٠١٨ق/ ١٦٠٩م است (نک : مجلسی، ١٠٦/ ١٥٧). احمد علوی از میرداماد دو اجازه دارد. میرداماد در اجازهنامۀ اول (١٠١٧ق) او را بسیار میستاید و مینویسد که الهیات شفا را نزد من خوانده، و اکنون نیز سرگرم فن قاطیغوریاس آن کتاب است. همچنین نمطهای اول و سوم اشارات ابنسینا و شرح خواجه نصیرالدین طوسی بر آنها را پیش من میخواند... (نک : همو، ١٠٦/ ١٥٢-١٥٤).
اجازهنامۀ دوم (١٠١٩ق) حاکی از این است که احمد علوی نزد میرداماد، انالوطیقای ثانی یعنی فن برهان کتاب شفا را خوانده، و در آن بحث و تحقیق کرده است (همو، ١٠٦/ ١٥٥-١٥٦).
احمد علوی همواره از میرداماد به احترام یاد میکند و در یکجا او را «معلم حکمت ایمانی یمانی» میخواند (ص ٥٩) و در نوشتههای خود میکوشد که از افکار و عقاید او حمایت کند؛ شاهد بر این مطلب کتاب النفحات اللاهوتیة فی العثرات البهائیۀ اوست که در آن به طرفداری میرداماد از شیخ بهایی انتقاد میکند. میرداماد نیز متقابلاً توجه خاصی به سیداحمد داشت، چنانکه بر کتاب کشف الحقائق وی تقریظ نوشت (امین، ٢/ ٥٩٣؛ میردامادی، ٨) و از او خواست تا شرحی بر قبسات بنویسد (آشتیانی، ٢/ ٦).
سیداحمد زبان عبری را به خوبی میدانسته، و با تورات و انجیلهای چهارگانه آشنایی ژرفی داشته است و در یکجا عبارتی از سفر تکوین را به عبری، ولی با خط عربی آورده، و به فارسی ترجمه کرده است (کربن، ١٠، ٦٤).
احمد علوی چند کتاب در دفاع از اسلام و اثبات نبوت حضرت محمد(ص) و رد شبهات معاندان نوشته است. وی در دورهای که مبلغان مسیحی میکوشیدند تا کتابهایی بر ضد اسلام بنویسند، به مقابله برخاست و با تسلطی که بر فلسفه و کلام دیگر معارف اسلامی و کتب عهدین داشت، به دفاع از اسلام پرداخت. او در آثاری چون مصقل صفا، لوامع ربانی، صواعق الرحمان و نیز لطائف غیبیه نشان میدهد که سخنانش متکی به اسناد و مدارک است، چنانکه در موارد لازم از عبارات عهدین شاهد میآورد و با نقل جملات و ذکر محل دقیق و ترجمۀ آنها به فارسی و نیز تحلیل آنها مهارت خود را در این زمینه آشکار میسازد. سیداحمد در این نوشتهها میکوشد تا نشان دهد که در کتب عهدین به نبوت پیامبر اسلام بشارت داده شده، و محمد(ص) همان «فارقلیط» انجیل یوحناست (مثلاً در لطائف غیبیه، ٢١٨؛ نیز نک : کربن، همانجاها). به گفتۀ هانری کربن: «تصوری که این حکیم شیعی از مسیحیت آغازین دارد، بسیار امروزی است، بهویژه اینکه این تصور ناظر بر الٰهیاتی مبتنی بر پاراقلیط است» (ص ١٠، ٦٣-٦٤).
احمد علوی، چنانکه گفته شد، در اصفهان وفات یافت و در تکیۀ آقارضی به خاک سپرده شد (دانشنامه؛ میردامادی، ٧). سال وفات او به درستی معلوم نیست، جز اینکه آقابزرگ آن را میان سالهای ١٠٥٤-١٠٦٠ق/ ١٦٤٤-١٦٥٠م دانسته است (١٨/ ٣٦٦).
برخی از فرزندان و نوادگان احمد،.اهل علم بودهاند و از مؤلفان و دانشمندان بهشمار میروند؛ از آن جملهاند: ١. میرمحمد عبدالحسیب (د ١١٢١، یا ١١٣٣ق/ ١٧٠٩، یا ١٧٢١م)، فرزند سیداحمد که از پدر خود اجازۀ روایت داشت و آثاری به عربی و فارسی در زمینۀ تفسیر، کلام، ادعیه و معارف دینی از او به یادگار مانده است (میردامادی، ١٩؛ صدر، ٢٥٣-٢٥٤؛ جزی، ٩٤، حاشیۀ ١٠٦؛ مهدوی، ١٢٢). ٢. بدرالدین، فرزند سیداحمد که محدث، فقیه، ادیب و شاعر بود و در طوس سکنى داشت و در آنجا تدریس میکرد. وی آثاری در اصول دین و احادیث و اخبار و ادعیه دارد (مدرس، ٤/ ٩٠؛ لغتنامه، ذیل عاملی). ٣. میرمحمد اشرف، فرزند عبدالحسیب که از شاگردان مجلسی بود و از او اجازۀ روایت داشت. در ١١٣٣، یا ١١٤٥ق/ ١٧٢١، یا ١٧٣٢م در ورنوسفادران سدهِ اصفهان وفات یافت و همانجا مدفون گردید. او آثاری در فلسفه، کلام، حدیث و رجال دارد (جزی، ٩٥، حاشیه؛ میردامادی، ٢٠-٢٢). از نوشتههای او کتاب فضائل السادات به طبع رسیده است (قم، ١٣٨٠ق).
آثـار
بیشتر نوشتههای احمد علوی در زمینۀ فلسفه و مباحث کلامی و به شیوۀ استادش میرداماد، با تمایلی به عرفان است. او آثاری به زبان عربی و فارسی دارد و «در هر دو زبان دارای تحریری روان و جذاب و در تقریر و تحریر مباحث علمی مسلط است» (آشتیانی، ٢/ ٥). نثر فارسی او نثری است محکم و آمیخته به اصطلاحات فلسفی و عرفانی و صنایع ادبی (برای فهرستی از نوشتههای او، نک : میردامادی، ١٠-١٥؛ روضاتی، ١/ ١٧٣-١٨١). مهمترین آثار او اینهاست:
١. اظهار الحق و معیارالصدق، به فارسی، در دفاع از میرلوحی سبزواری. میرلوحی کتابی در هجو ابومسلم خراسانی و حسین بن منصور حلاج تألیف کرده، و گرفتار عوام شده بود. احمد به دفاع از او برخاست و در ١٠٤٣ق/ ١٦٣٣م کتاب اظهارالحق را نوشت. دیگر علما نیز به وی تأسی کردند و به این ترتیب ١٦ رساله در تأیید میرلوحی نوشته شد (روضاتی، ١/ ١٧٠-١٧١، ١٧٥؛ میردامادی، ١١-١٢).
٢. بیان الحق و تبیان الصدق، به عربی، در احکام وقف (نک : آقابزرگ، ٣/ ١٧٩، ٣/ ١٧٩؛ آستان قدس ف، ٩٣).
٣. حظیرة الانس من ارکان ریاض القدس، به عربی، گزیدهای است از کتاب ریاض القدس (نک : آقابزرگ، ١١/ ٣٣٤؛ مرکزی، ٣(١)/ ٢٤٩-٢٥٠، ١٧/ ١٤٤؛ بهروزی، ١/ ٢٣٩؛ شورا، ١٦/ ٣٠٥).
٤. رسالة فی نجاسة الخمر، در رد رسالۀ امین استرابادی. این کتاب در ١٠٣٤ق/ ١٦٢٥م تألیف شده، و نسخههای خطی آن در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران موجود است (مرکزی، ١٢/ ٢٧٤٣؛ دانشپژوه، ٦٧).
٥. روضة المتقین، به عربی، حاشیه و تعلیقاتی است بر مقصد پنجم و ششم (امامت و معاد) تجرید خواجه نصیر (آقابزرگ، ١١/ ٣٠٢).
٦. ریاض القدس، به عربی، تعلیقاتی است بر شرح تجرید قوشجی و حواشی محقق خفری بر آن. این کتاب به نامهای، التعلیقة القدسیه، یا مصابیح القدس و قنادیل الانس نیز معروف است. تاریخ تألیف این اثر ١٠٢٢ق/ ١٦١٣م است و کتاب به شاه عباس تقدیم شده است (نک : همو، ١١/ ٣٣٤؛ مرکزی، ٨/ ٤٨١).
٧. صواعق الرحمان، به فارسی، در رد یهود و اثبات تحریف در تورات (آقابزرگ، ١٥/ ٩٤).
٨. کحل الابصار، به عربی، حواشی بر اشارات ابنسینا و شرح خواجه نصیرالدین طوسی است. مؤلف در آن از ریاض القدس و شرح شفای خود یاد میکند. وی تألیف آن را در رمضان ١٠٣٥ آغاز کرده، و در اوایل سال ١٠٣٦ق به پایان رسانیده است (نک : شورا، ٥/ ٤٤٧-٤٤٨، ٤٥٠؛ مرکزی، ١٦/ ٣٨٤-٣٨٥).
٩. کشف الحقائق، به عربی، حاشیه و شرحی است بر تقویم الایمان استادش میرداماد. میرداماد بر این کتاب تقریظ نوشته است (امین، ٢/ ٥٩٣؛ برای نسخههای خطی آن، نک : آقابزرگ، ١٨/ ٢٩؛ آستان قدس ف، ٤٦٢-٤٦٣).
١٠. لطائف غیبی، یا لطائف غیبیه، به فارسی، در اصول عقاید امامیه و مباحث کلامی، آمیخته با فلسفه و عرفان، براساس آیات قرآن و احادیث. این کتاب به کوشش جمالالدین میردامادی از روی نسخ معتبر موجود، در ١٣٩٦ق به طبع رسیده است. لطائف غیبی یک مقدمه و ٥ رکن (توحید ذات باری، عدل، نبوت، امامت و معاد) دارد. مؤلف در مقدمۀ کتاب، غرض از تألیف را بیان میکند و پیش از شروع در مقصد اصلی، به تفسیر فلسفی ـ کلامی سورۀ حمد میپردازد تا زمینۀ مباحث بعدی فراهم شود (احمد، ٣-٤، ١٥).
١١. لوامع ربانی در رد شبهات نصرانی، یا اللوامع الربانیه، به فارسی، در پاسخ کتابی است که یکی از مبلغان مسیحی بر ضد اسلام نوشته بوده است. سیداحمد در این کتاب از حواشی خود بر شفا و نیز از کتاب ریاض القدس و حظیرة الانس خویش یاد میکند. در کتاب لطائف غیبیه نیز از این اثر نام برده شده است (ص ٢١٨). نسخهای از این کتاب، ظاهراً به خط مؤلف، در اصفهان موجود است (روضاتی، ١/ ١٧٧-١٨١؛ نیز نک : مرعشی، ٦/ ٣٧٩-٣٨٠؛ منزوی، ٢(١)/ ٩٨٤-٩٨٥).
١٢. مصقل صفا در تجلیۀ آینۀ حقنما، به فارسی. آینۀ حقنما عنوان کتابی است که یکی از مبلغان مسیحی، در رد اسلام به زبان فارسی نوشته بوده است. احمد علوی دو رد این کتاب و پاسخ به ایرادات آن و اثبات تحریف کتب عهدین، مصقل صفا را نوشته است. این کتاب در ١٠٣٢ق به انجام رسیده، و نام شاه صفی در مقدمۀ آن آمده است. مؤلف در لطائف غیبیه از این کتاب در کتابخانههای مختلف وجود دارد (نک : آقابزرگ، ٢١/ ١٣٠- ١٣١؛ مرکزی، ١٢/ ٢٨٠٢-٢٨٠٤؛ شورا، ٢/ ٤٥٣-٢٥٤، ١٤/ ١٦٩-١٧٠؛ آستان قدس ف، ٥٢٦؛ منزوی، ٢(١)/ ٩٨٩).
١٣. المعارف الالهیة، به عربی، در شرح حدیث من عرف نفسه عرف ربه (آقابزرگ، ٢١/ ١٩٠).
١٤. مفتاح الشفاء و العروة الوثقی فی شرح الٰهیات شفاء، به عربی، حواشی و تعلیقاتی است مبسوط بر الٰهیات شفای ابنسینا و رفع مشکلات آن. این حواشی در ١٠٣٦ق به پایان رسیده است و در آن از «شاهعباس بهادرخان» نام میبرد. مفتاح الشفاء در ١٣٠٣ق در هامش الٰهیات شفا چاپ سنگی شده است. برخی مفتاح الشفاء و العروة الوثقی را در تألیف جداگانه محسوب کردهاند (دانشنامه)، ولی چنانکه محققان خاطرنشان ساختهاند، هر دو با هم نام یک کتاب است (آشتیانی، ٢/ ٦؛ نیز نک : شورا، ٥/ ١٨٠، ١٨٣). این اثر مهمترین نوشتۀ فلسفی سیداحمد بهشمار میرود و بیشتر شهرت او نیز به واسطۀ آن است. مؤلف در لطائف غیبیه از این نوشته با عنوان شرح الٰهیات شفا نام میبرد (ص ٥٩؛ برای نسخههای خطی آن، نک : مرکزی، ١٦/ ٢٣٩، ٤٦٠؛ ملی، ٨/ ٤٦٦؛ شورا، ٥/ ١٨٠-١٨١، ١٨٥-١٨٦).
١٥. مناهج الاخبار( الاخیار) فی شرح الاستبصار،به عربی. وی در این کتاب به شرح احادیث و اخبار استبصار شیخ طوسی پرداخته است. آغاز تألیف این اثر ظاهراً در ١٠٣٩ق بوده است (روضاتی، ١/ ١٧٥؛ برای نسخههای خطی آن، نک : آقابزرگ، ٢٢/ ٣٤٢؛ مرعشی، ١٤/ ١٥١؛ آستان قدس، ٥/ ١٨٢؛ آستان قدس ف، ٥٥٥؛ شیروانی، ١/ ٣٢٨-٣٢٩، ٤٦٠).
١٦. النفحات اللاهونیة فی العثرات البهائیة، در خردهگیری بر شیخ بهایی به جانبداری از میرداماد (امین، ٢/ ٥٩٤).
١٧. شرحی بر اشعار آغاز کتاب جذوات میرداماد (نک : دانشپژوه، ٩٣).
١٨. حواشی بر من لایحضره الفقیه شیخ صدوق (دانشنامه؛ مهدوی، ١٢١؛ امین، همانجا).
١٩. حواشی و تبلیغاتی بر قبسات میرداماد که پس از مرگ استاد نوشته شده است (آشتیانی. ٢/ ٦؛ نیز نک : شورا، ٥/ ١٨١).
نظر محققان معاصر دربارۀ احمد علوی
١. آشتیانی در منتخباتی از آثار حکمای الٰهی ایران، ضمن معرفی احمد علوی، به تحلیل برخی از افکار او میپردازد و در این کار به حواشی او بر الٰهیات شفا استناد میکند. دربارۀ شیوۀ کار و طرز تفکر و مسلک فلسفی سیداحمد و رابطۀ معنوی او با میرداماد مینویسد: «در روش فلسفی از اتباع حکمای مشّائیۀ اسلام است و از افکار شیخ اشراق و تابعان و شارحان حکمت وی نیز متأثر است. به واسطۀ عقیدت خاص و ارادت مخصوصی که به استاد بزرگ خود دارد، روش فلسفی او همان طریقۀ میرمحمدباقر داماد است و با اینکه با ملاصدرا معاصر بوده، اصلاً به افکار و عقاید او توجهی ننموده است» (٢/ ٥-٦). وی سپس به ذکر چند مورد از مباحث مهم مندرج در حواشی الٰهیات شفا میپردازد. این موارد عبارتند از: معاد جسمانی، مُثُل نوری افلاطونی و چگونگی علم باری تعالٰی. وی در تمام این موارد نتیجه میگیرد که طریقۀ مؤلف، همان طریقۀ میرداماد است و «روی اصول و قواعد حکمای مشائیه مشی نموده است» (٢/ ٣٠).
٢. هانری کربن در چند مورد از نوشتههای خود به معرفی زندگانی، آثار و افکار احمد علوی پرداخته است (ص ٦١-٦٤؛ همو، II/ ٧-٣١؛ ایرانیکا). وی برای حواشی احمد بر الٰهیات شفا اهمیت بسیار قائل است و معتقد است که مفتاح الشفاء تأثیرات تشیع اشراقی ابنسینا را بر مکتب اصفهان نشان میدهد و به عنوان نمونه به تحلیل سه نکته میپردازد: نخست عنوان کتاب؛ دوم اخطار احمد علوی به خلط رایج در باب موضوع فلسفۀ وجود، یعنی خلط میان وحدت وجود و وحدت موجود؛ سوم اندیشۀ امام به مثابۀ انسان کامل و سلطان معنوی جهان: «این اندیشه مشخصکنندۀ حکمت نبوی شیعی است و پیندی با مفهوم حکیم کامل در مقدمۀ حکمة الاشراق سهروردی دارد. احمد... نشان میدهد که چگونه تصور آرمانی حکیم در شخص امام تحقق پیدا کرده و چگونه شخص امام نسخهای است که تمامی عوالم وجود بر آن نقش بسته، و او به تنهایی عالمی عقلی است» (ص ٦١-٦٣).
مآخذ
آستان قدس: فهرست؛
آستان قدس ف، فهرست؛
آشتیانی، جلالالدین، منتخباتی از آثار حکمای الٰهی ایران، تهران، ١٣٥٤ق/ ١٩٧٥م؛
آقابزرگ، الذریعة، احمد علوی، لطائف غیبیه، به کوشش جمالالدین میردامادی، تهران، ١٣٩٦ق؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، به کوشش حسن امین، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
بهروزی، علینقی و محمدصادق فقیری، فهرست کتب خطی کتابخانۀ ملی فارس، شیراز، ١٣٥١ش؛
جزی، عبدالکریم، رجال اصفهان، اصفهان، ١٣٢٨ش؛
حر عاملی، محمد، امل الآمل، به کوشش احمد حسینی، بغداد، مکتبة الاندلس؛
دانشپژوه، محمدتقی، فهرست نسخههای خطی کتابخانۀ دانشکدۀ ادبیات، مجموعۀ امام جمعۀ کرمان، تهران، ١٣٤٤ش؛
دانشنامه؛
روضاتی، محمدعلی، فهرست کتب خطی کتابخانههای اصفهان، اصفهان، ١٣٤١ش/ ١٣٨٢ق؛
شورا. خطی؛
شیروانی، محمد، فهرست نسخههای خطی کتابخانۀ وزیری یزد، تهران، ١٣٥٠ش؛
صدر، حسن، تکملة امل الآمل، به کوشش احمد حسینی، قم، ١٤٠٦ق؛
کربن، هانری، فلسفۀ ایرانی و فلسفۀ تطبیقی، ترجمۀ جواد طباطبایی، تهران، ١٣٦١ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
مدرس، ریحانة الادب، تبریز، ١٣٤٦ش؛
مرعشی، خطی؛
مرکزی، خطی؛
ملی، خطی؛
منزوی، خطی؛
مهدوی، مصلحالدین، تذکرة القبور، اصفهان، کتابخانۀ ثقفی، میردامادی، جمالالدین، مقدمه بر لطائف غیبیه (نک : هم ، احمد علوی)؛
نیز:
Corbin, H., introd. Anthologie des philosophes iraniens (vide: PB, Āštiyānī);
Iranica.
صمد موحد