بخیل نامه - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٢٤ - احتیاط

نقل است کسی مهمان سفره تنگ نظری[١] بود. گربه‌ای آمد. میهمان لقمه‌ای برای او انداخت. گربه لقمه را خورد. مهمان خواست لقمه دوم را بیندازد که صاحب خانه گفت: این گربه مال همسایه است.[٢]

بـخـــــــل نادیـــــــدن بود أعــــواض[٣] را شـــــــــاد دارد دیـــــــدِ دُر خــــوّاض را

پس به عالم هیچ کس نبود بخیل زآنکه کس چیزی نبازد بی دلیل[٤]


[١]. بخیل، خسیس، تنگ چشم، تنگ نظر، ناخن خشک، سیه کاسه، ممسک، زفتی از مترادف‌های بخیل هستند.