تبليغ عاشورا در سطح اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩ - دوم
كيست؟ گفت: پسر فاطمه. پرسيد فاطمه چه كسى است؟ گفت: دختر محمد. گفت: محمد پيامبرتان؟ گفت: بله. گفت: پدر حسين كى بود؟ گفت: على بن ابىطالب. پرسيد: على بن ابىطالب كه بود؟ يزيد گفت: پسر عموى پيامبرمان. گفت: اف بر شما و دين شما. حرمت دين شما هيچ طرف مقايسه با دين مسيح نيست. در سرزمين ما در يكى از جزاير، ديرى وجود دارد كه در آن رد پاى الاغى است كه عيسى مسيح بر آن سوار بوده است و ما همه ساله از اطراف عالم قاصد آنجا را مىكنيم و نذرهايى براى آن داريم و آنجا را گرامى مىداريم همچون تعظيم شما از كعبهتان و اكنون من گواهى مىدهم كه شما بر باطليد. اين سخن گفت و از جا برخاست و دوباره برنگشت.
در حكايت ديگر باز سبط ابن الجوزى از محمد بن سعد در طبقات، از محمد بن عبدالرحمن نقل كرده، مىگويد: رأس الجالوت مرا ديد و گفت: بين من و حضرت داود هفتاد پيامبر فاصله است، يهودىها مرا تعظيم و احترام مىكنند در حالى كه شما پسر دختر پيامبرتان را كشتيد[١].
[١] . تذكرة الخواص، ص ٣٥١.