تبليغ عاشورا در سطح اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧ - دوم

چگونه مى‌تواند ببيند كسى را كه حسين را سر بريده و دستور كشتن او را داده و خاندان او را روى شتران شهر به شهر برده است؟

گفته شد كه در روز قتل حسين در شام سنگى نبود كه در زير آن خون تازه‌اى نباشد همان‌گونه كه در روز كشتن على (ع) رخ داد. بيهقى به نقل از الزهرى آورده است به شام بر عبدالملك وارد شدم او مى‌گفت: روز قتل على (ع) هيچ سنگى در بيت المقدس نبوده كه زير آن خون نباشد. سپس گفت هيچ كس جز من و تو از آن خبردار نيست. پس به هيچ كس مگو و گفت كه هيچ كس را خبر نكردم تا هنگامى كه او مرد.

و ابوالشيخ آورده كه همانا گروهى ذكر كرده‌اند: هر كسى كه در قتل حسين (ع) شريك بوده است دچار بلايى گرديده قبل از آن كه بميرد. پس مى‌گويد: مردى گفت من هم عليه حسين كمك كردم و هيچ مشكلى برايم پيش نيامده است. در اين هنگام ايستاد تا چراغ را روشن كند كه آتش او را در بر گرفت همچنان كه فرياد مى‌زد: آتش آتش مى‌سوخت سپس در فرات خود را در آب انداخت تا اين كه مرد.

سبط ابن الجوزى از السدى نقل كرده است كه هيچ كس در كشتن حسين شركت نكرده است مگر اين كه به بدترين حالت مرده است.

باز سبط ابن الجوزى در مورد نوحه سرايى جنيان به مناسبت شهادت حسين (ع) اشعارى نقل كرده است كه مردم كوفه در خلوت‌هاى نيمه شب اشعار جانسوزى را مى‌شنيدند كه گويندگان آن‌ها معلوم نبود. او از