تبليغ عاشورا در سطح اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣ - پنجم
آنان را شديداً تحت تأثير قرار مىدهد، به چشم مىخورد، تاريخ مىگويد:
١- پيرمردهايى كه با شوق، شهادت را پذيرا مىشدند. حالات حبيب بن مظاهر اسدى و مسلم بن عوسجه و زهير بن قين و ساير سرداران، انسان را به عالم بالاى انسانى مىبرد.
وفاداى آنان به امام و دينشان، ملكوتيان را متعجب مىسازد.
٢- كلمات زهير بن قين و غيره در شب عاشورا در مقابل پيشنهاد امام حسين (ع) كه در تاريكى شب فرار كنند، اوج انسانيت كامل را مجسم مىكند. اين سرداران بزرگوار هر يك بر ديگرى در جانبازى سبقت مىگيرند و همه در شوق لقاء الله غرق شدهاند.
٣- حضرت عباس به فرات پا مىگذارد و مشك خود را پر آب مىكند تا تشنگى اطفال را بر طرف كند و خود نيز تشنه است مىخواهد آب بخورد ولى يادش از تشنگى امامش مىآيد و آب را نمىخورد و تشنه از شريعه فرات بيرون مىشود.
٤- عبدالله نوجوان در گودى قتلگاه خود را بر بدن پاره پاره عمويش امام حسين (ع) مىاندازد. در اين حال كه مىبيند ظالمى شمشير خود را به قصد ضربت به امام بلند كرده است او دست كوچك خود را سپر امام قرار مىدهد و دستش بريده مىشود و در آغوش عمويش جان خود را از دست مىدهد.