فرهنگ نامه مرثيه سرايى و عزادارى سيد الشهداء - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦ - ٢ آب آوردن ابا الفضل براى سيد الشهدا در كودكى!
لكن صد حيف كه اصل ندارد. و در اصل شريف ثقه جليل عاصم بن حميد خبر عمرو و آمدن جراح را دارد، ابداً از اين كلمات در آن چيزى يافت نمىشود.[١] و همچنين ابو الفرج در مقاتل الطالبيين[٢] معالجه اثير بن عمر را ذكر كرده بدون اين شرح و حواشى.[٣]
٢. آب آوردن ابا الفضل براى سيد الشهدا در كودكى!
نمونه ديگرى از دروغ در مرثيهسرايى، داستانى است كه محدث نورى آن را در كتاب خود به عنوان نمونه ديگر از دروغپردازى آورده و شهيد مطهرى هم مىگويد من آن را مكرر شنيدهام و آن داستان ساختگى اين است:
روزى اميرالمؤمنين عليه السلام در بالاى منبر خطبه مىخواند، حضرت سيد الشهداء عليه السلام تشنه شد، آب خواست، حضرت به قنبر امر فرمود:
آب بياور، عباس در آن وقت طفل بود، چون شنيد تشنگى برادر را دويد نزد مادر و آب براى برادر گرفت در جامى و آن را بر سر گذاشت و آب از اطراف مىريخت، به همين قسم وارد مسجد [شد]، چشم پدر بر او افتاد گريست و فرمود: امروز چنين و روز عاشورا چنان، و قدرى از مصائب او ذكر نمود الخ.[٤]
[١]. ر. ك: الاصول الستة عشر( اصل عاصم بن حميد): ص ١٧٨ ح ١٤٠.
[٢]. ر. ك: مقاتل الطالبيين: ص ٥١.
[٣]. لؤلؤ و مرجان: ص ٢٦٠- ٢٦٢.
[٤]. لؤلؤ و مرجان: ص ٢٩٩.