فرهنگ نامه مرثيه سرايى و عزادارى سيد الشهداء
(١)
پيشگفتار
٧ ص
(٢)
فصل يكم جايگاه مرثيهسرايى عزادارى در سخن و سيره پيشوايان
١١ ص
(٣)
1 مرثيهسرايان سيد الشهدا پيش از واقعه كربلا
١٣ ص
(٤)
2 نخستين مرثيهسرايان سيد الشهدا پس از واقعه كربلا
١٤ ص
(٥)
3 پوشيدن لباس سياه در عزاى سيد الشهدا
١٦ ص
(٦)
4 تأكيد بر زنده نگهداشتن ياد سيد الشهدا
١٦ ص
(٧)
5 تأكيد بر تداوم عزادارى
١٧ ص
(٨)
فصل دوم فلسفه عزادارى
١٩ ص
(٩)
فصل سوم آسيب شناسى مرثيه سرايى و عزادارى
٢٣ ص
(١٠)
1 تحريف هدف عزادارى
٢٤ ص
(١١)
2 استناد به منابع غير معتبر
٣١ ص
(١٢)
3 گزارشهاى ذلتبار
٣٣ ص
(١٣)
چرا ذلت فرزندم حسين را خواندى؟!
٣٦ ص
(١٤)
4 غلو
٣٩ ص
(١٥)
5 دروغ
٤١ ص
(١٦)
دروغ در مرثيهسرايى در دوران گذشته
٤٢ ص
(١٧)
نمونههايى از روضههاى دروغ از نگاه محدث نورى
٤٣ ص
(١٨)
1 اضافات داستان آمدن طبيب براى معالجه امام على عليه السلام در بستر شهادت
٤٤ ص
(١٩)
2 آب آوردن ابا الفضل براى سيد الشهدا در كودكى!
٤٦ ص
(٢٠)
3 پيمان گرفتن زينب عليها السلام از حبيب بن مظاهر
٤٧ ص
(٢١)
4 احوالپرسى امام حسين عليه السلام از زين العابدين عليه السلام در روز عاشورا
٤٨ ص
(٢٢)
5 داستان اسب امام حسين عليه السلام
٤٩ ص
(٢٣)
6 داستان عروسى حضرت قاسم
٤٩ ص
(٢٤)
7 نسبت دادن شعر ابو الحسن تهامى به امام حسين عليه السلام
٥٠ ص
(٢٥)
8 آمدن زينب عليها السلام به بالين برادر در قتلگاه
٥٠ ص
(٢٦)
9 اسيرى در اين خانواده نبود
٥١ ص
(٢٧)
10 چگونگى حضور امام صادق در مجلس عزادارى
٥١ ص
(٢٨)
دروغ در مرثيهسرايى در عصر حاضر
٥٢ ص
(٢٩)
1 دعاى ليلا براى على اكبر
٥٣ ص
(٣٠)
2 نذر كردن ليلا براى سلامتى علىاكبر
٥٤ ص
(٣١)
3 داستان پيرزنى كه زمان متوكل به زيارت امام حسين عليه السلام مىرود
٥٦ ص
(٣٢)
ريشه دروغ در مرثيهسرايى از نگاه محدث نورى
٥٧ ص
(٣٣)
1 تجويز دروغ در تعزيه!
٥٧ ص
(٣٤)
2 تسامح در ابواب فضايل، قصص و مصايب
٥٩ ص
(٣٥)
ريشههاى اصلى دروغ در مرثيهسرايى
٥٩ ص
(٣٦)
الف - جهل
٦٠ ص
(٣٧)
ب - سوء استفاده از زبان حال
٦٠ ص
(٣٨)
ج - تلاش براى ارائه مصيبتى نو!
٦٣ ص
(٣٩)
د - دنياطلبى
٦٣ ص
(٤٠)
6 بدعت در نحوه عزادارى
٦٤ ص
(٤١)
فصل چهارم مجالس عزادارى هدفمند
٦٨ ص
(٤٢)
1 خدا محورى
٦٨ ص
(٤٣)
2 ارائه تاريخ و تحليل صحيح از حادثه عاشورا
٧٠ ص
(٤٤)
3 تبلور عاطفه و ارادت به اهل بيت عليهم السلام
٧٢ ص
(٤٥)
فصل پنجم كتابشناسى تاريخ عاشورا و عزادارى
٧٥ ص
(٤٦)
منابع قابل استناد
٧٧ ص
(٤٧)
منابع غير استناد
٧٩ ص
(٤٨)
1 مقتل منسوب به ابومخنف
٨٣ ص
(٤٩)
2 نور العين فى مشهد الحسين عليه السلام
٨٦ ص
(٥٠)
3 روضة الشهداء
٨٧ ص
(٥١)
4 المنتخب فى جمع المراثى و الخطب
٨٩ ص
(٥٢)
5 محرق القلوب
٩٠ ص
(٥٣)
6 اكسير العبادات فى اسرار الشهادات«اسرار الشهادة»
٩١ ص
(٥٤)
7 ناسخ التواريخ
٩٤ ص
(٥٥)
8 عنوان الكلام
٩٥ ص
(٥٦)
9 تذكرة الشهداء
٩٦ ص
(٥٧)
10 معالى السبطين
٩٧ ص
(٥٨)
منابع معاصر
٩٩ ص

فرهنگ نامه مرثيه سرايى و عزادارى سيد الشهداء - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ٣٧ - چرا ذلت فرزندم حسين را خواندى؟!

قيامت برپا شده و خلق در نهايت وحشت و حيرت، و هر كس به حال خود مشغول، و ملائكه ايشان را مى‌رانند به سوى حساب، و با هر تنى دو موكل بود. من چون اين داهيه را ديدم در انديشه عاقبت خود كه با اين بزرگى امر به كجا خواهد كشيد؟ در اين حال دو نفر از آن جماعت مرا امر نمودند به حضور در محضر خاتم النبيين صلى الله عليه و آله، چون مآل كار خطرناك بود مسامحه كردم، قهراً مرا كشاندند، يكى در پيش، ديگرى در عقب و من در وسط. هراسان و ترسناك سير مى‌كرديم كه ديدم عمارى بسيار بزرگى بر دوش جماعتى از طرف راست راه مى‌روند، با الهام الهى دانستم كه در آن عمارى سيده زنان عالم است- صلوات اللَّه عليها- و چون به عمارى نزديك شدم فرصت را غنيمت دانسته از دست موكلان فرار و خود را به زير عمارى رساندم. آن را قلعه‌اى محكم و محل منيعى ديدم كه پيش از من جمعى از گناه‌كاران به آنجا پناه برده بودند، و موكلين را ديدم از عمارى دور و قدرت بر نزديك شدن به عمارى، ندارند و به همان اندازه دورى با ما سير مى‌كنند و به اشاره التماس كردند برگرديم، قبول نكرديم، آن گاه به اشاره ما را تهديد كردند، چون تكيه‌گاه خود را محكم ديديم ما نيز ايشان را تهديد مى‌كرديم.

و با همين قوت قلب سير مى‌كرديم كه ناگاه رسولى از جانب رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و به آن معظمه از جانب آن جناب گفت كه:

جمعى از گناهكاران امت به تو پناه آورده‌اند، ايشان را روانه كن كه به حساب ايشان برسيم، پس آن مخدره اشاره فرمود كه موكلان از هر