فرهنگ نامه مرثيه سرايى و عزادارى سيد الشهداء - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥ - ١ مقتل منسوب به ابومخنف
پيشتر از اين دو، كتابى به نام مقتل ابى مخنف منتشر شده است كه نه تنها دليلى بر صحّت انتساب آن به مؤلف در دست نيست، بلكه تفاوت فراوان و آشكار مطالب آن با نقل طبرى از ابومخنف، قرينه نادرستى اين انتساب است. دليل ديگر، وجود برخى مطالب موهن به شخصيت بزرگوارانه امام حسين عليه السلام است كه تأليف آنها از نويسندهاى مشهور و موثّق همچون ابومخنف، بسى بعيد است. جالب توجه آن كه ميان اين كتاب چاپ شده ناشناخته، با متن برخى نسخههاى خطى آن تفاوت بيش از حدّ متعارفى به چشم مىآيد و اعتماد به آن را از ميان مىبرد.[١]
متأسفانه، نياز به مقتل أبي مخنف، موجب شده، بسيارى به همين نسخه متداول و رايج روى آورده و بيشتر مطالب آن را نادانسته به أبو مخنف نسبت دهند.
گفتنى است كه در دو سده اخير، بسيارى از محدثان، مورخان و كتابشناسان، پس از تأييد ابو مخنف و كتاب اصلى او، كتاب كنونى، متداول و در دسترس «مقتل ابومخنف» را بىاعتبار و غير قابل استناد دانستهاند. از اين ميان مىتوان به محدّث نورى[٢]، ميرزا محمد
[١]. نسخهاى از اين كتاب در آخر بحار الأنوار به چاپ رسيده و يك نسخه خطى به تاريخ ١١٣٠ نيز در كتابخانه دار الحديث نگاهدارى مىشود. اين نسخه خطى برخى از اشتباهات فاحش نسخه چاپى متداول را ندارد، مانند سند كتاب در آغاز متن چاپى، ص ٢٤ و روايت از كلينى در همان، ص ٢٥.
[٢]. لولؤ و مرجان: ص ٢٣٦.