علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٣ - آموزههای دینی و نظریه برچسبزنی
قوله «وقد نبزنا نبزا»؛ النبز، بالتحریک : اللقب، و النبز بالتسکین المصدر. یقال: نبزه و نبزه نبزا أی لقبه.[١]
در لسان العرب «نبز» را به معنای لقبی که ملقب بدان، از آن کراهت داشته باشد، بیان شده است.[٢] با این تفسیر و با توجه به این که ریشه این لغت در کلام عرب، به معنای کَندن پوست درخت خرما از آن است،[٣] میتوان دریافت که به وجود فشار در معنای لغوی نبز، اشاره شده است.
همان گونه که در حدیث یاد شده، ابوبصیر، به امام صادق از القاب ناروایی که به او داده شده، شکایت کرده است و امام نیز در پاسخ، به تقویتِ روحیۀ او پرداخته است. در ضمن، در حدیث، به فرهنگی بودن رفتار کجروانه نیز اشاره شده است. این که به پیروان امامان معصوم، رافضی میگفتهاند؛ خود نشان از فرهنگی بودن آن دارد. رَفض، در لغت به معنای «تَرکُکَ الشِیء؛ رها کردن چیزی»[٤] آمده است. به همین دلیل، به پیروان امامان رافضی میگفتهاند؛ چرا که بر این عقیده بودهاند که آنان، سنت پیامبر را رها کردهاند و در آن زمان، شیعیان، زیر فشارهای روانی سختی به سر میبردند؛ برای مثال شیخ طوسی نیز به این موضوع، اشاره کرده است.[٥] این لقب، نشان از آن دارد که به گروهی خاص، به خاطر عقیدهای خاص، لقبی دادهاند و این مضمون، به فرهنگی بودن آن نیز اشاره دارد؛ چون به نظر میرسد آن رفتاری که زمامداران عباسی و فقهای دینی دربار آنان ـ که سردمداران فرهنگی جامعه بودهاند ـ کجروی میدانند، در واقع، کجروی نبوده است؛ ولی از آنجا که با ایدئولوژی حاکمان آن دوره هماهنگ نبوده، با آن به مقابله میپرداختند که در مباحث آینده، به این مطلب اشاره خواهیم کرد.
٢ ـ ٢. ایجاد هویت کجروانه
در این زمینه، نظریه برچسبزنی، به دو نوع رفتار،اشاره دارد:
١. کجروی نخستین یا رفتارهایی که میتوان آن را ناشی از بروز یافتن شخصیت واقعی فرد کجرو دانست (رفتاری که از کجرو، سر زده است)[٦]؛
٢. کجروی دومین یا کجرویهایی که در پی واکنش جامعه در برابر کجروی نخستین و به عنوان پاسخی در برابر این واکنش، شکل میگیرد.[٧]
بخشی از این واکنشها در کجروی دومین، برای فرد برچسب خورده، هویت کجروانه ایجاد خواهد کرد. در حقیقت، یکی از گونههای کجروی دومین، جایی است که فرد، هویت کجروانه را پذیرفته است.
[١] . گزارههای دینی و طبیعت اجتماعی کجروی، ص ١٤١ ـ ١٤٣.
[٢] . جرم و جرمشناسی، ص ١٨٦.
[٣].need for esteem.
[٤] . جامعهشناسی کجروی، ص ٣١٧.
[٥] . جرم و جرمشناسی، ص ١٩٦.
[٦] . الکافی، ج ٨ ، ص ٣٣ ـ ٣٦، ح ٦.
[٧] . مرآة العقول، ج ٢٥، ص ٧٩.