صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٩ - پيام به عموم مسلمين و دولتهاى اسلامى و عربى (مصيبتهاى جانگداز فلسطين)
غير انسانى خود- كه بهرهبردارى از طبقه محروم است- برسد. عصرى كه استعمار با گماشتن اذناب خود در گوشه و كنار ممالك اسلامى به اسمهاى مختلف و عناوين فريبنده- و احياناً به اسم اسلام- فرهنگ قرآن را عقب زده و راه را هر چه بيشتر براى بهرهبردارى خود باز مىكند، آن ايران و آنچه در آن مىگذرد كه همه مصيبتهاى جانگداز است؛ اين فلسطين كه اكنون در رأس مصيبتهاست؛ اين اختلاف كلمه و سرسپردگيهاى بعضى از سران ممالك اسلامى كه با داشتن منابع طبيعى سرشار و ذخاير گرانبها و جمعيت هفتصد ميليونى نتوانستهاند دست استعمار و صهيونيسم را از بلاد اسلامى قطع كرده و به نفوذ ايادى آن پايان بخشند؛ اين هواهاى نفسانيه و دستنشاندگى بعضى دوَل عربى است كه موجب شده جمعيت صد ميليونى عرب نتوانند فلسطين را از چنگال اسرائيل برهانند.
بايد بدانند كه مقصود دوَل بزرگ استعمار از ايجاد اسرائيل، تنها اشغال فلسطين نيست؛ بلكه اگر به آنان فرصت داده شود، تمام كشورهاى عربى- العياذباللَّه- به سرنوشت فلسطين دچار خواهند شد. اكنون كه گروهى از مردان فداكار فلسطين به منظور تعيين سرنوشت خويش، به دست خويش- كه همانا آزادى فلسطين است- بر ضد مشتى غاصب متجاوز قيام مردانه كردهاند و به جان، براى رهايى اراضى مغصوبه و سرزمينهاى اشغال شده كوشش مىكنند، مىبينيم كه عمال استعمار، ديروز با آنان در اردن چه كردند [١] و امروز در لبنان چه مىكنند. تبليغات و دسايس سوء و همه جانبه در كار است؛ دستهاى ناپاك اذناب استعمار به فعاليت مشغول است كه طوايف مسلمين را از اين گروه فداكار جدا كند، و آنان را از مراكز حساس سوقالجيشى- كه امكان عمليات و ضربه زدن به قواى غاصب اسرائيل از آنجا ميسر است- بيرون براند.
آيا با اين وضع، مسلمين و دوَل كشورهاى اسلامى در مقابل خداوند تعالى در مقابل عقل و وجدان، تكليفى ندارند؟ مردان فداكار فلسطين به دست عمال استعمار در
[١] اشاره به فاجعه كشتار فلسطينىها در سپتامبر سياه (١٩٧٠ م.) در اردن به دست شاه حسين.