صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧١ - وظيفه روحانيت دخالت در سياست است
شاهنشاه را از بين ببر، خداى تبارك و تعالى مثل من و شما نمىدانست قضيه را كه نبايد با شاه مخالفت كرد؟! در روايت است، [از] «طبرى» [١] نقل مىكنند يا از «ابن اثير» [٢] روايت است كه «مَلِكُ الْمُلوك» پيغمبر فرموده است كه منفورترين كلمات است پيش من؛ [٣] يعنى شاهنشاه. اين جزو كلمات منفور است كه به كسى از بشر نسبت داده بشود. اين مال خداست. از اوّلى كه بساط انبيا بوده است تا زمان رسول اكرم، تا بعدها زمان ائمه- عليهم السلام- مرتب مقابله كردند. تو حبس هم [كه] بودند مقابله كردند. موسى بن جعفر تو حبس هم مقابله مىكرد. حضرت ابى عبد اللَّه [٤] با آن تقيه كذايى و كذايى، آن «روايت مقبوله» [٥] را مىفرمايد و مقابله مىكند با آنها. مقابله مىكند با كلام، با تبليغ؛ تبليغ بر ضدشان مىكند، مردم را سوق مىدهد به خلاف آنها. معاويه يك سلطان بود در آن وقت؛ حضرت امام حسن بر خلافش قيام كرد در صورتى كه آن وقت همه هم با آن مردك بيعت كرده بودند و سلطانش حساب مىكردند. حضرت امام حسن قيام كرد تا آن وقتى كه مىتوانست. وقتى كه يك دسته علاف نگذاشتند كه كار را انجام بدهد، با آن شرايط صلح كرد كه مفتضح كرد معاويه را. آن قدرى كه حضرت امام حسن معاويه را مفتضح كرد به همان قدر بود كه سيد الشهداء يزيد را مفتضح كرد. مقابله هميشه بوده است. بعدها هم علماى بزرگ هميشه، هميشه علماى بزرگ مخالفت مىكردند؛ با قدرتها هميشه علماى بزرگ مخالفت مىكردند براى اينكه مىديدند كه اين مخالفين، اين قلدرها، بودجه مملكت را خرج عياشيهاى فرنگشان و كذا مىكنند؛ قرض مىكنند به عهده اين ملت و مىروند به عياشى. چند كرور قرض كرد آن شخص [٦] و [به اروپا
[١] ابو جعفر محمد بن جرير طبرى (٢٢٤- ٣١٠ ه. ق.) صاحب تاريخ طبرى.
[٢] عز الدين على بن اثير جَزَوى (٥٥٥- ٦٣٠ ه. ق.) صاحب كامل التواريخ مشهور به تاريخ ابن اثير.
[٣] نيز ر. ك: صحيح مسلم، ج ٣، ص ١٦٨٨.
[٤] در لسان حديث و فقه، ابو عبد اللَّه كنيه امام ششم حضرت جعفر بن محمد الصادق (ع) است.
[٥] عمر بن حنظله از امام صادق (ع) درباره تحاكم به طاغوت پرسيد و حضرت آن را منع فرمود و رجوع به فقها را به شيعيان توصيه نمود.
[٦] ناصر الدين شاه.