صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥ - اعظمِ معاصى اختلاف علما
مردم. نجف اگر ساقط شد ديانت اسلام ساقط است. شما بايد وقتى كه وارد اينجا مىشويد، وقتى اينجا هستيد و از اينجا مىخواهيد برويد در يك شهر ديگرى، بايد مردم آن شهر از علم شما، از اخلاق شما، از- عرض مىكنم كه- اعمال شما، از همه اينها بايد استفاده كنند و موعظه گيرند. شما خيال نكنيد تا آخر عمر بتوانيد با رياكارى كارتان را درست كنيد كه بيخود من همه كارها را مىكنم ولى مىروم آنجا با ريا! نمىتوانيد. بالاخره كشف مىشود فساد. خوب، فرض كنيد توانستيد؛ چند سال عمر مىكنيد؟ چند سال با ريا و تزوير و با خدعه و با فحشِ به مردم زندگى مىكنيد؟ صد و بيست سال؟ و حال اينكه صد و بيست ساله در بين ما نيست! در بين مردم هم خيلى خيلى كماند- حالا ما فرض مىكنيم صد و بيست سال؛ شما صد و بيست سال با خدعه و فريب توانستيد يك زندگى [داشته باشيد]؛ چه زندگىاى؟ چه زندگىاى؟ يك زندگى طلبگى! يك زندگى مبتذل! ما فرض مىكنيم يك زندگى مثل هارون الرشيد- اين طور فرض مىكنيم كه- يك زندگىاى شما صد و بيست سال عمر مىكنيد و يك زندگىاى پيدا مىكنيد مثل هارون الرشيد! صد و بيست سال در مقابل غير متناهى چه نسبتى دارد؟ بَعدش غير متناهى معذبيد! اگر چنانچه به ديانت اسلام اعتقاد داريد، اگر اعتقاد انسان باقى ماند و اين طور چيزها، خوب، فشارها وارد مىكند.
خداى تبارك و تعالى عنايت دارد به بندگان خودش؛ عقل داده به اينها؛ عرض مىكنم كه قوه اينكه بتوانند خودشان را تهذيب كنند داده است؛ اكتفا به اين نكرده، انبيا فرستاده است؛ كتاب فرستاده است؛ اوليا فرستاده است؛ مهذِّبين فرستاده است؛ اگر اينها تأثير نكرد، باز فشارهايى در دنيا به آنها وارد مىكند. اينها عناياتى است كه از طرف حق تعالى است كه فشار بر آنها وارد مىكند؛ يوغ و خنّاق بر آنها وارد مىكند؛ حبسشان مىبرد و- عرض مىكنم كه- جلويشان را در امور مىگيرند؛ عمامه آنها را برمىدارند، هزار اهانتها مىكنند. اينها همه عناياتى است كه خدا بر شماها دارد، و ما خودمان نمىفهميم كه اينها عنايت است. اگر چنانچه با اين هم آدم نشد، در مرضها فشارها بر او