صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٥ - نجف را بيدار كنيد!
«آغا محمد قجر» داشتيم، مفاخرمان اين است كه «نادر قلى» داشتيم. يك آدم مزخرف سفاك اين آدم بود كه خدا مىداند كه چه خبر بود. اينها جشن دارند؟! مسلمين بايد عزا بگيرند براى اين طور حكومتها. جشن براى او بايد بگيرند كه وقتى كه احتمال اين را مىدهد كه در آخر مملكت يك گرسنهاى باشد، به خودش گرسنگى مىدهد. آنى كه كنار مسجد، دار الإمارهاش و دكة القضائش همين مسجد كوفه- يك گوشهاى از مسجد كوفه- دكة القضائش هست و روى زمين مىنشيند و
يأكل كما يأكل العبيد و يمشى كما يمشى العبيد. [١]
وقتى هم پيراهن گيرش مىآيد پيراهن نو را به «قنبر» [٢] مىدهد، پيراهن كهنه را خودش بر مىدارد و آستينش هم، آستينش هم كه بلند است پاره مىكند همان طور مىپوشد و مىرود خطبه مىخواند؛ يك مملكتى هم دارد كه دَه مقابل مملكت ايران است. اين جشن دارد.
نجف را بيدار كنيد!
آقا به هوش بياييد؛ نجف را بيدار كنيد. اعتراض كنيد. اگر صدتا تلگراف از نجف برود كه با كمال ادب، آقاى كذا و كذا- «اعلى كذا»- [٣] با كمال ادب برود كه آقا اين گرسنهها را سير كنيد؛ اين مقدار خرجى كه براى اين امور مىخواهى بكنى خرج اين ملت بيچاره گرسنه بكن؛ خرج اين ورشكستههاى بيچاره بكن كه بعضىشان فرار كردند از ايران؛ در همين جا هستند، در نمىدانم جاهاى ديگر هم بعضى. اگر يكصد تا تلگراف از اينجا، از علماى اينجا، از فضلاى اينجا، از طلاب اينجا برود، احتمال تأثير دارد لكن كو كه يك همچو چيزى بشود؟ اگر اعتراض نكنند كه چرا اعتراض مىكنيد خيلى ما متشكر هستيم! ما تكليف نداريم واقعاً؟! ما بايد به حال اين ملت بنشينيم نگاه كنيم هر چه
[١] مانند غلامان غذا مىخورَد و مانند آنان مشى (روش) مىكند. اقتباس از حديثى مشابه از امام باقر (ع) پيرامون رسول اكرم (ص). ر. ك: بحار الأنوار، ج ١٦، ص ٢٢٥.
[٢] بردهاى آفريقايى، كه به دست حضرت على (ع) آزاد شد و پيوسته در خدمت آن حضرت بود. وى بعدها به دست حجاج بن يوسف ثقفى به شهادت رسيد.
[٣] كنايه از شاه، كه او را «اعليحضرت» مىخواندند.