صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠ - برنامه زندگى و حكومت در اسلام
به طورى كه مكتوبشان در صحيح بخارى مضبوط است- مكتوبى را كه به هرقل [١] نوشتند، و آن طورى كه تاريخ ضبط كرده است ايشان چهار تا مكتوب مرقوم فرمودهاند به چهار تا امپراتور: يكى ايران، يكى روم، يكى مصر، يكى حبشه. و عين مكتوب ايشان- آن طورى كه در ذهنم هست- مضبوط است. عين مكتوب ايشان را- به طورى كه در ذهن من است- در موزه تركيه زيارت كردهام. اين چهار مكتوبى كه مرقوم فرمودهاند به مضمون واحد است به چهار امپراتور و آنها را دعوت به اسلام كردهاند و دعوت به توحيد؛ اين مقدمه بوده است، شالوده بوده است از براى اينكه حقايق اسلام را به تمام دنيا، به تمام امپراتوريهاى دنيا ابلاغ بفرمايند و اسلام به آن نحوى كه هست معرفى بشود به مردم. مع الأسف آنها جواب مثبت، الّا پادشاه حبشه، نداده؛ و لهذا متوقف شده است آن دعوتى كه رسول اكرم مىخواستند بفرمايند و مىخواستند اسلام را معرفى كنند. عَلى أىِّ حالٍ با رنجهاى فراوان، چه خود رسول اكرم و چه بعد از رسول اكرم كسانى كه متكفل بودهاند رياست اسلام را، با رنجهاى فراوان اسلام را تقويت كردند. و دست به دست، اين اسلام آمد تا الآن كه به ما محول شده است؛ به اين طبقهاى كه الآن موجودند محول شده است. اين طبقه موجودهاند كه الآن مسئول اسلام و مسئول احكام اسلام هستند و اين مسئوليت به حَسَب اختلاف مراتب اشخاص فرق مىكند، بعضيها مسئوليتشان خيلى زياد است، و بعضى هم مسئوليت دارند لكن به اندازه آنها نيست.
برنامه زندگى و حكومت در اسلام
كسانى كه مسئوليتشان خيلى زياد است دولتهاى اسلامى است؛ رؤساى جمهور اسلام، سلاطين اسلام، اينها مسئوليتشان خيلى زياد است و شايد بيشتر از همه طبقات باشد. اسلام الآن به دست اين طبقه، به حسب اراده خداى تبارك و تعالى- تكويناً- سپرده شده است و آنها مسئولند بر حفظ اسلام و حفظ وحدت كلمه اسلام و حفظ احكام اسلام و معرفى كردن اسلام را به دنياى متمدن كه گمان نشود اسلام مثل مسيحيت
[١] هرقل يا هراكليوس (٥٧٥- ٦٤١ م.) امپراتور روم شرقى (بيزانس).