صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢ - معناى واقعى توبه
و به فكر نيفتند؛ ما به پيرى رسيديم و مصيبت را مىدانيم آقا. من كه حالا آمدهام به شما عرض مىكنم، نه اينكه خود من يك آدمى هستم، آدمشدنْ مرحوم آقاى حاج شيخ [١] مىگفت محال است! من عرض كردم كه سنم يك قدرى از شما زيادتر است، و شما وقتى به سراغ بنده مىآييد اينجا حرف من را گوش كنيد، از اين جهت به شما عرض مىكنم تا جوان هستيد مىتوانيد يك كارى انجام بدهيد. ريشههاى فساد در قلب جوان ضعيف است؛ هر چه بزرگ شد ... آن روايت را ملاحظه كردهايد؛ من سابقاً [در احاديث] ديدهام كه قلب انسان نقطه سفيد است؛ بعد كه چيز مىكند، گناه مىكند، نقطه سياهى پيدا مىشود؛ و هر چه گناه زياد بشود، سياهْ سياهتر مىشود. [٢] اين جوان قلبش لطيف است، ملكوتى است، لكن وقتى كه وارد شد در اين جامعهها، وارد شد در اين چيزها، كم كم- خداى نخواسته- ابتلائات پيدا مىكند. دائماً يك كارى مىكند؛ يك شب و روزى از او نمىگذرد الّا اينكه يك كار- نعوذ باللَّه- خلافى مىكند. خوب، اين يك نقطه سودا در قلبش پيدا مىشود؛ نه در اين قلب، در آن قلبى كه نفسانى و روحانى است. كم كم آن نقطه سياه زياد مىشود؛ وقتى كه به پيرى رسيد و قلبش سياه شده است، او نمىتواند به اين زوديها اين قلب را برگرداند به حال اول؛ لكن شما جوانها مىتوانيد؛ قدرت داريد؛ قدرت جوانى داريد. از اين طرف قدرت جوانى داريد، از آن طرف اين امور در شما ضعيف است الآن. هر چه سن شما اضافه بشود و هر قدمى كه برداريد و برداريم، بروى به طرف آخرت، آن چيزهايى كه منافى است با سعادت انسان زياد مىشود؛ قدرت هم كم مىشود. به سن پيرى كه رسيد نمىتواند ديگر؛ از او نمىآيد توبه.
معناى واقعى توبه
توبه يك امرى نيست كه انسان با لفظ اتوبُ الى اللَّه كارش درست بشود! ندامت است. اين ندامت به اين زوديها نمىآيد براى يك اشخاصى كه پنجاه سال غيبت كرده؛ پنجاه [سال] فحش داده؛ ريشش را سفيد كرده در فحش و غيبت! او نمىتواند. او تا آخر عمر
[١] آقاى عبد الكريم حائرى يزدى (از مراجع بزرگ تقليد).
[٢] مفهوم روايتى از امام باقر (ع) پپپ كافى، ج ٢، ص ٢٧٣.