صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١ - تعجيل در «توبه»
حالا؛ يك مقدار كمى از آن مانده، باقىاش از بين رفته. همهاش وقتى كه انسان مىشنود از اشخاص، هى اشكال بر اين است كه آخوندها اين جورند و اين جورند!
وضع حوزه نجف
در خصوص نجف يك زوايدى هست كه در ساير جاها نيست؛ اين از مختصات نجف است. حوزه، حوزه قديمى هزار ساله است؛ ديگر حوزهها حوزههاى جديد هستند. حوزه در جوار حضرت امير واقع شده، ديگران در جوار حضرت امير نيستند. خوب، ما بايد يك قدرى مطالعه كنيم در وضع زندگى اين مرد بزرگ. ما ادعا مىكنيم شيعه هستيم؛ چه شيعهاى؟! خوب آن زهد دارد، من كه ندارم، باز شيعهام؟! او تقوا دارد، ما نداريم، باز شيعه هستيم؟! او وضع زندگىاش چطور است، ما نداريم، باز هم شيعه هستيم؟! شيعه هستى، آخر شيعه بايد يك مشايعتى از او كرده باشد، يك تبعيتى از او كرده باشد تا شيعه باشد.
تعجيل در «توبه»
من مىترسم كه وقتى كه رسيد به اينجايى كه موت آمد براى ما، ما از اين مذهب شيعه و از اين اسلام و از اينها اصلًا خارج بشويم- خداى نخواسته- از اين دنيا برويم! اگر بنا باشد كه اعمال ما اين طور باشد كه وضع زندگى ما وضع اعمال ما اين نحو باشد كه انسان ملاحظه مىكند، بترسيد از اينكه خداى نخواسته در آخر عمر وقتى كه ... در روايتى هست كه وقتى كه نفَس به اينجا رسيد، يا نفَس به اينجا رسيد و اشاره به حلقوم كرد، عالِم ديگر برايش توبه نيست! براى اينكه در آيه شريفه فرموده است كه آنهايى كه عمل مىكنند «بِجَهالَةٍ»، آنها برايشان توبه است. [١] عالِم حالا كه مهلت دارد، توبه مىتواند بكند؛ اما به شما سند دادند كه از اين مجلس مىتوانيد بيرون برويد؟ شايد صاعقه آمدش. سندى ندادند كه. به شما سند دادند كه تا فردا زنده هستيد؟ شايد نبوديد! به ما سند دادند كه تا ده سال ديگر زنده هستيم؟ خوب، شايد نبوديم. اگر جوانها به فكر نباشند
[١] اشاره به سوره نساء، آيه ١٧.