صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠ - دستهاى ناپاك در پى ساقط كردن حوزهها
پاپ براى آن كشيشى كه در واشنگتن دارد، آن بودجهاى كه براى همان كشيشى كه در واشنگتن است، آن وقت من يادم است كه حساب كردم، حساب كرديم ديديم شد، قلم؛ يك قلمى بود كه از تمام بودجهاى كه حوزههاى شيعه دارند بيشتر بود! شما چيزى نداريد كه سر او دعوا كنيد. سر ديانت است؛ ديانت هم كه دعوا ندارد. الحمد للَّه ديانت داريد اما ديانت كه دعوا ندارد. سر همه اينها به دنيا برمىگردد. انسان خودش را بازى مىدهد كه من در فلان جبهه كه واقع شدم تكليف شرعى اقتضا مىكند! تكليف شرعى اقتضا مىكند كه انسان اهانت كند به مسلمين؟! اهانت كند به ملّا؟! اهانت كند به- عرض مىكنم كه- همجنس خودش؟! اين تكليف شرعى است؟! دنياست آقا اينها! هواهاى نفس است.
دستهاى ناپاك در پى ساقط كردن حوزهها
انسان اگر چنانچه در خلال تحصيلى كه مشغول تحصيل است يك قدم هم براى تهذيب نفس بردارد ... اين حوزهها فاقد شدند اين مطالب را. اين نيست الآن، كم است اينها. اينها هم نمىگويند. كم است آن اشخاصى كه حالا هم يك حوزه تهذيبى داشته باشند؛ يك حوزه اخلاقى داشته باشند؛ يك حوزه موعظهاى داشته باشند. يك دستهاى ناپاك اينها را ساقط كرده؛ يعنى اين حوزهها را ساقط كرده است. اى آقا! فلانى اهل منبر است! خوب، اهل منبر باشد. حضرت امير هم اهل منبر بود. اينها براى اين است كه اين حوزهها از اين معنوياتى كه دارند ساقط بشوند. ماديات هم كه ندارند، يك آبرويى هم كه در جامعه دارند كه دولتها از اين آبرويى كه اينها در جامعه دارند مىترسند، از من و جنابعالى كه نمىترسند، من و شما كه قدرتى نداريم، اگر از يك آخوندى، از يك مرجعى، بترسند، نه از دعاى او مىترسند و نه از نفرين او مىترسند، كىْ آنها اعتقاد به دعا و نفرين دارند؟ آنها از ملتها مىترسند؛ مىترسند كه اگر اهانتى به فلان بكنند ملتها بر آنها چه بشود. اگر ما به جان هم بيفتيم و من آن را تكفير كنم، او من را تكفير كند، هر دومان ساقط بشويم، خوب در بين ملتها هم، ملت هم از دست ما مىرود؛ چنانچه رفته است