صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٢ - نامه به آقاى سيد احمد خمينى (شهريه طلاب)
برسانم؛ ان شاء اللَّه هر وقت پيدا شد مىفرستم. و باز به ايشان پيغام دهيد كه اگر براى آن شخص محترم [١] خداى نخواسته حادثهاى پيدا شد، آقازاده محترمشان خوب است انجام دهند و در صورتى كه لازم است وكالت براى ايشان بفرستم، مرقوم داريد. و السلام عليك. از شما اميد دعا دارم، چنانچه به شما و محترمه مكرمه دعا مىكنم.
پدرت
[١] به دنبال تعطيل شهريه قم امام، تصميم گرفتيم به هر صورتى شده است شهريه امام را بدهيم. آقاى حاج شيخ حسن صانعى و آقاى حاج شيخ فضل اللَّه محلاتى را به بيت آيت اللَّه حاج ميرزا احمد آشتيانى (روحانى درجه يك تهران و همطراز آيت اللَّه خوانسارى) فرستاديم كه پول هست ولى نمىگذارند به طلاب بدهيم؛ ما حاضريم اين پول را با عنوان حضرت عالى بپردازيم و از اين ماه شهريه شما شود. ايشان مسأله را موقوف به استخاره كردند، البته بعد از مباحثات بسيار كه طلاب فقيرند و شما احساس مسئوليت نمىكنيد كه وجوهات باشد و به مصرف طلاب نرسد، در اين هنگام قرار بر استخاره شد. آيت اللَّه ميرزا باقر آشتيانى- فرزند ايشان- استخاره مىكند، استخاره خوب مىآيد و قبول مىكند و اجازه از امام مىخواهند. امام براى آيت اللَّه العظمى آقاى حاج ميرزا احمد آشتيانى- فيلسوف و فقيه و تقريباً بيست سال از امام بزرگتر- نامهاى بسيار محترمانه نوشتند كه بالاخره در آن اجازه داده بودند كه ايشان وجوهات را بگيرند، وجوهات موجود هم به اسم ايشان داده شود. اين مسأله مثل بمب در محافل روحانى تهران صدا كرد و معلوم بود كه روحانيون مخالف امام ساكت ننشستهاند. به ايشان خيلى مراجعه شد كه شأن شما اجل از اين است كه حالا وكيل آقاى خمينى بشويد؛ ولى ايشان زير بار حرف آنها نرفتند. مدتى به اسم ايشان شهريه داده مىشد. جناب حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ حسن صانعى، كه در آن موقع تقريباً بعد از وكيل امام در قم- آقاى لواسانى- همه كاره منزل امام بود، در آن موقع شهريه امام را مىداد. قرار شد ايشان برود و در موقع شهريه دادن در بين مقسمين شهريه بنشيند تا اندك طلابى كه از قضيه خبر نداشتند كه شهريه امام است، مطلع شوند. ماه اول ايشان اين كار را كرد. در پرونده (ساواك) امام آمده است كه آقاى حاج شيخ حسن صانعى كه حقوق طلاب آقاى خمينى را مىپرداخته در مكان شهريهاى كه خمينى به نام آشتيانى مىدهد، نشسته است تا معلوم شود شهريه خمينى است. ساواك قم در ماه دوم از طريق آقاى حاج ميرزا ابو القاسم آشتيانى كه وكيل امام هم بود و از طرف مرحوم آشتيانى مسئول پرداخت شهريه امام به نام آقاى آشتيانى شده بود، طى يادداشتى براى آقاى صانعى نوشته بود: «بودن شما در اين مكان ضرورى نيست و بايد جلسه را ترك كنيد». ايشان با من مشورت كرد، قرار شد نرود؛ چرا كه همه مىدانستند شهريه امام است و ما با همين، مستمسكى به دست ساواك ندهيم. حال آيت اللَّه العظمى حاج ميرزا احمد آشتيانى خوب نبود و در شرف مرگ بود. امام به آقاى لواسانى نوشتند كه اگر شما صلاح مىدانيد به آيت اللَّه آقاى حاج ميرزا باقر آشتيانى كه تقريباً همسن امام بود، وكالت داده شود. از بس امام به آقاى لواسانى علاقه داشت از ايشان مشورت كرد كه نكند ايشان كه وكيل تام الاختيار امام است برنجد. بعد هم آقاى آيت اللَّه حاج ميرزا محمد باقر آشتيانى شهريه امام را ادامه داد تا آخر و شهريه امام در قم ترك نشد. نقش شهريه در حوزههاى علميه در تثبيت مرجعيت و مبارزه بسيار زياد است. (پاورقىهاى اين نامه به قلم آقاى سيد احمد خمينى نگارش شده است).