مقالات فلسفی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - فلسفه اسلامی پیش از ملا صدرا
از این قبیل است تقسیم قیاس به اقترانی و استثنائی و تقسیم اقترانی به شرطی و حملی که به این ترتیب از بوعلی است. دیگر بیان اینکه نقیض قضیه مرکبه جزئیه حملیه ضرورة المحمول است و ایراد بر قدما که میپنداشتند نقیض این قضیه مثل سایر قضایای مرکبه، منفصله مانعة الخلوّ مرکب از نقیض دو جزء اصل است. این نظر از متأخرین از ابن سینا است. همچنین بیان نوعی دیگر از «عکس نقیض» در میان متأخرین از شیخ و خواجه پیدا شده؛ شاید اول کسی که آن را عنوان کرده است «کاتبی» است.
از این قبیل است تفکیک قضیه معدولة الطرف از قضیه سالبة الطرف که تاریخ پیدایش این نیز از عصر بوعلی متأخّرتر است. در منطق از این گونه مطالب زیاد میتوان یافت و همه آنها مسائل قابل توجهی است و باید مکمّل «منطق صورت» شمرده شوند.
در میان مسائل منطقی که اسم برده شد دو مسأله از باقی با اهمیتتر است؛ یکی تقسیم علم به تصور و تصدیق که هنوز هم در کتب روان شناسی رایج است، دیگر تقسیم قضیه به خارجیه و حقیقیه و ذهنیه که از آن هم مهمتر است و چون به دست متأخّران ابن سینا شکل گرفته است در فلسفه غرب انعکاسی ندارد. احیاناً در کلمات دانشمندان غربی به مطالبی برمیخوریم که ریشه آنها عدم توجه به تفاوت میان این سه قسم قضیه است.
ارزش مسائل تازه وارد در فلسفه و اینکه آیا در میان آنها مسائلی هست که تغییرات کلی و اصولی در فلسفه داده باشد یا نه، بحث جالبی است که اگر بخواهیم حق آن را ادا کنیم باید جداگانه آن را طرح کنیم. فقط به یک نکته باید اشاره کنیم و آن اینکه ما بعضی مسائل را جدید شمردیم و حال آنکه احیاناً آنها را به دوره قبل از اسلام نیز نسبت میدهند، مانند «وحدت وجود» و «قاعده بسیط الحقیقه».
اینجا همین قدر میگویم اگر بخواهیم سرسری قضاوت کنیم مطلب از همان قرار است که نسبت دادهاند، اما اگر بخواهیم دقیقا ریشه و مشخّصات یک نظریه فلسفی نظیر «وحدت وجود» را در میان عرفا و حکمای اسلامی به دست آوریم و طرز تفکر آنها را کاملًا آنطور که فکر میکردهاند به دست آوریم میبینیم این یک نوع طرز تفکر خاصی است که مخصوص مسلمین است. مثلًا پارهای از اظهار نظر کنندگان خیال میکنند هر نظر فلسفی که نوعی وحدت برای جهان قائل شد میتوان آن را