مقالات فلسفی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠ - فلسفه اسلامی پیش از ملا صدرا
برهان حرکت و اثبات محرک اول است ولی حکمای اسلامی براهین دیگری اقامه کردند که برهان حرکت در مقابل آنها به چیزی شمرده نمیشود. بوعلی در اشارات برهانی اقامه میکند و نام آن را «برهان صدّیقین» میگذارد [١]. صدرا برهان دیگری بر اساس مبانی خاصّ خود اقامه میکند و میگوید این برهان است که شایسته است به نام «برهان صدّیقین» خوانده شود [٢].
همچنین است براهین توحید و تجرد نفس که برای پرهیز از اطاله از ذکر آنها صرف نظر میکنیم. در منطق نیز به این قبیل مسائل مخصوصاً در ابواب «قیاسات مختلطه» برمیخوریم که به وسیله منطقیین اسلامی برهانی برای برخی مطالب علاوه شده است.
اما قسم سوم یعنی مسائلی که در دوره اسلامی از ابهام خارج گردیده و مشخّص شده است. برای این قسمت، رابطه حرکت با علت و رابطه خدا و عالم، مسأله معروف مثل افلاطونی، و مسأله صرف الوجود بودن واجب را باید نام برد. اگر آنچه نویسندگان جدید مینویسند درست باشد، میان تصور افلاطون از «مثل» با تصور شیخ اشراق از «مثل» که حامی سرسخت آن است تفاوت است کما اینکه تصور صدرا نیز با تصور شیخ اشراق اندکی تفاوت دارد. میر داماد تعبیر دیگری کرده است از «مثل» که آن خود جالب توجه است.
من الآن نمیدانم که در فلسفه قدیم یونانی و اسکندرانی این مسأله که در فلسفه اسلامی تحت عنوان «الواجب ماهیته انّیته» طرح شده مطرح بوده یا نبوده، اگر فرض کنیم که مطرح بوده و به همان شکل بوده است که ابن سینا در کتب خود طرح کرده، باید بگوییم این مسأله در قدیم خیلی مبهم و نامشخص بوده و در فلسفه اسلامی مشخص شده و ارزش خود را بازیافته است.
فراموش نمیکنم سالها پیش مقدمه کنز الحکمه شهرزوری به قلم مرحوم ضیاء الدین درّی را میخواندم، دیدم آن مرحوم مدعی شده که گفتههای صدرا همه از دیگران است و برای اثبات مدعای خود یکی همین مسأله را ذکر کرده بود و مدعی شده بود صدرا در کتاب خود عین مطلبی را عنوان کرده که شیخ عنوان کرده است. من
[١]. شرح اشارات، اواخر نمط چهارم.[٢]. اسفار، ج ٣ چاپ قدیم، ص ٦.