مقالات فلسفی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠ - شاگردان هگل
است در طبیعت و بزرگترین آینه ماوراء الطبیعه است. ناسازگاریها نقش اساسی در ترکیبها و تکاملها دارند ولی قاعده کلی طبیعت این نیست که هر اتمی یا هر مولکولی یا نبات و انسانی بر اثر ناسازگاری درونی، یک چیز در درون خودش میزاید و نتیجه میدهد. اگر هم فرض کنیم اینطور باشد و در بعضی موارد هم چنین است (البته نه به صورت قانون عام، چنانکه خداوند میفرماید: خدا ضدی را از ضد دیگر به وجود میآورد) ولی در این موارد خاص هم باز این تضاد است که از حرکت ناشی شده است نه حرکت از تضاد. پس ناسازگاریها نمیتوانند حرکت را توجیه کنند، زیرا جوانه زدن ضدی در درون ضد دیگر هم خودش یک جریان است، خودش یک حرکت است، پس خودش مشمول قانون حرکت است. حرکت علت این گونه تضادهاست نه این گونه تضادها علت حرکتها. تضادها معلول حرکتهاست و به نوبه خود علت حرکتهاست اما به صورت محرک محرک، نظیر علل غائی و یا به صورت علل قاسر.
پس ناسازگاری به این شکل در جهان عمومیت ندارد (به شکل زنجیرهای و طولی و پرورش ضدی در بطن ضد دیگر و بعد ترکیب) چون اولًا جهان وابسته است، اگر یک چیزی را تنها در نظر بگیریم یک قدم هم نمیتواند جلو برود، و ثانیاً اگر بر فرض چنین باشد چنانکه در قرآن داریم:«تولج اللّیل فی النّهار و تولج النّهار فی اللّیل و تخرج الحی من المیت و تخرج المیت من الحی» [١] این ناسازگاریها مولود حرکتها هستند. پس ناسازگاریها نمیتوانند حرکت را توجیه کنند، پس باید برویم سراغ محرک حدوث و حدوث تدریجی.
[١]. آل عمران/ ٢٧.