آشنایی با قرآن ط-صدرا
(١)
تفسیر سوره نور
١١ ص
(٢)
تفسیر سوره نور (1)
١١ ص
(٣)
معنای سوره
١٢ ص
(٤)
اهمیت مسائل مربوط به عفاف
١٣ ص
(٥)
مجازات زنا
١٤ ص
(٦)
فلسفه مجازات زنا
١٥ ص
(٧)
ازدواج در سیستم فرنگی و سیستم اسلامی
١٨ ص
(٨)
افراط و تفریط در اروپا
٢١ ص
(٩)
مجازات تهمت زنا
٢٢ ص
(١٠)
سه احتمال
٢٦ ص
(١١)
شأن نزول آیه
٢٩ ص
(١٢)
تفسیر سوره نور (2)
٣٣ ص
(١٣)
چرا داستان افک خیر بود؟
٣٤ ص
(١٤)
سخن دوست قدیمی
٣٧ ص
(١٥)
داستان مجعول کتابسوزی اسکندریه
٣٩ ص
(١٦)
دو نکته
٤٣ ص
(١٧)
1 مؤمنان نفس واحدند
٤٣ ص
(١٨)
2 ایمان، ملاک وحدت
٤٣ ص
(١٩)
تکلیف ما در مواجهه با افکها
٤٥ ص
(٢٠)
مبارزه با بدعت
٤٧ ص
(٢١)
سوء استفاده از یک حدیث
٤٩ ص
(٢٢)
تفسیر سوره نور (3)
٥١ ص
(٢٣)
معنی اول آیه
٥٣ ص
(٢٤)
برنامه آمریکاییها برای فاسد کردن دنیا
٥٤ ص
(٢٥)
تدبیر اسلام برای حفظ روح مروّت
٥٤ ص
(٢٦)
معنی دوم آیه
٥٥ ص
(٢٧)
بدترین مردم
٥٦ ص
(٢٨)
مکافات گناه
٥٧ ص
(٢٩)
از شیطان پیروی نکنید
٥٧ ص
(٣٠)
هشدار به مسلمین
٥٨ ص
(٣١)
اهمیت قرآن به مسئله وحدت مسلمین
٥٨ ص
(٣٢)
اسلام و منطق محبت
٦١ ص
(٣٣)
تعبیراتی درباره پاسخ بدی را به نیکی دادن
٦٣ ص
(٣٤)
یکی از ملکات ائمه اطهار
٦٥ ص
(٣٥)
علی علیه السلام و دعوای دو نفر
٦٦ ص
(٣٦)
کیفر تهمت زنندگان به زنان عفیف
٦٧ ص
(٣٧)
عالَم آخرت عالَم زنده است
٦٨ ص
(٣٨)
زن از نظر عفت، ناموس مرد است
٦٨ ص
(٣٩)
تفسیر سوره نور (4)
٧١ ص
(٤٠)
راه تأمین عفاف از نظر اسلام
٧٢ ص
(٤١)
دو مثال
٧٢ ص
(٤٢)
فرق انسان با حیوانات در غریزه جنسی
٧٦ ص
(٤٣)
اذن
٧٧ ص
(٤٤)
داستان ثَمُرة بن جُندَب
٧٩ ص
(٤٥)
یک دستور مترقّی
٨١ ص
(٤٦)
سه حالت موجود در جامعه ما در خصوص مهمان سرزده
٨٢ ص
(٤٧)
حالت مورد پسند اسلام
٨٥ ص
(٤٨)
اماکن عمومی اجازه ورود نمی خواهد
٨٥ ص
(٤٩)
وجوب ستر عورت
٨٦ ص
(٥٠)
سنّت ناپسند در اروپا
٨٨ ص
(٥١)
تفسیر سوره نور (5)
٩٠ ص
(٥٢)
یکسانی مسئله چشم
٩١ ص
(٥٣)
چرانی و ستر عورت در مورد زن و مرد
٩١ ص
(٥٤)
وظیفه پوشش برای زن
٩٢ ص
(٥٥)
سرّ اختصاص این وظیفه به زن
٩٣ ص
(٥٦)
خواستگاری پسر از دختر، امری طبیعی و فطری
٩٤ ص
(٥٧)
فلسفه مَهر
٩٥ ص
(٥٨)
دختر نمایی برخی پسران، پدیده مخصوص عصر ما
٩٦ ص
(٥٩)
آرامش روانی، اولین فایده پوشش زن
٩٧ ص
(٦٠)
تفسیر سوره نور (6)
١٠٠ ص
(٦١)
اطلاق نور به خدا
١٠١ ص
(٦٢)
کلمه نوردر دعاها و روایات
١٠٤ ص
(٦٣)
نکته
١٠٧ ص
(٦٤)
مثلی برای نور خدا
١٠٨ ص
(٦٥)
نظر ابوعلی سینا و غزالی درباره این آیه
١٠٩ ص
(٦٦)
تفسیر این آیه در روایات
١١١ ص
(٦٧)
تفسیر سوره نور (7)
١١٤ ص
(٦٨)
مطلبی در باب خداشناسی
١١٤ ص
(٦٩)
اصل هدایت
١١٦ ص
(٧٠)
انواع هدایت
١١٩ ص
(٧١)
مقصود از بیوت چیست؟
١٢١ ص
(٧٢)
نتیجه
١٢٤ ص
(٧٣)
مقصود آیه انسان است
١٢٤ ص
(٧٤)
تفاوت منطق عرفانی قرآن با برخی عرفانها
١٢٥ ص
(٧٥)
تفسیر سوره نور (8)
١٢٨ ص
(٧٦)
نقش ایمان در سعادت انسان
١٢٩ ص
(٧٧)
یک اصل قرآنی
١٣٢ ص
(٧٨)
ایمان، شرط قبول عمل
١٣٦ ص
(٧٩)
هر فرد یا ملتی به مقصد راهی که می رود می
١٣٨ ص
(٨٠)
رسد نه مقصد دیگر
١٣٨ ص
(٨١)
آیا میان دنیا و آخرت تضاد است؟
١٣٩ ص
(٨٢)
تفضّل خدا
١٤٠ ص
(٨٣)
سه مَثل برای عمل کافران
١٤٣ ص
(٨٤)
تفسیر سوره نور (9)
١٤٥ ص
(٨٥)
معنی کافر
١٤٦ ص
(٨٦)
حقیقت اسلام تسلیم است
١٤٨ ص
(٨٧)
شک دکارت
١٥٠ ص
(٨٨)
شرط مقبول واقع شدن عمل
١٥٢ ص
(٨٩)
آفات عمل صالح
١٥٤ ص
(٩٠)
جزای عمل کافر
١٥٦ ص
(٩١)
تفسیر سوره نور (10)
١٦٢ ص
(٩٢)
تسبیح و تحمید موجودات
١٦٣ ص
(٩٣)
فرق تسبیح و تحمید
١٦٥ ص
(٩٤)
مسبّحات در قرآن
١٦٧ ص
(٩٥)
تفسیر حکیمانه
١٧٠ ص
(٩٦)
تفسیر عارفانه
١٧٢ ص
(٩٧)
وجهه مُلکی و وجهه ملکوتی موجودات
١٧٤ ص
(٩٨)
داستان حاج شیخ عباس قمی در وادی السلام
١٧٦ ص
(٩٩)
داستان شیخ بهایی در تخت فولاد اصفهان
١٧٧ ص
(١٠٠)
سخن پیامبر صلی الله علیه و آله
١٧٨ ص
(١٠١)
تفسیر سوره نور (11)
١٨١ ص
(١٠٢)
جهان صیرورت و شدن
١٨٢ ص
(١٠٣)
معنی توحید
١٨٣ ص
(١٠٤)
رسالت دین
١٨٤ ص
(١٠٥)
جهانی که دین ارائه می دهد
١٨٥ ص
(١٠٦)
دنیای شعور باطن انسان
١٨٦ ص
(١٠٧)
تمثیل مولوی
١٨٧ ص
(١٠٨)
مثال دیگر
١٨٨ ص
(١٠٩)
باطن و جان عالَم
١٩٠ ص
(١١٠)
کورباطنی
١٩١ ص
(١١١)
رمضان، ماه ضیافت خدا
١٩٥ ص
(١١٢)
تفسیر سوره نور (12)
١٩٧ ص
(١١٣)
کائنات جوّیه
١٩٨ ص
(١١٤)
ریح
٢٠١ ص
(١١٥)
ریاح
٢٠١ ص
(١١٦)
نظام نزول باران
٢٠٢ ص
(١١٧)
معنی سماء
٢٠٥ ص
(١١٨)
آیات الهی و نشانه های خدا
٢٠٧ ص
(١١٩)
معنی قلب
٢٠٨ ص
(١٢٠)
جا به جا کردن شب و روز
٢٠٨ ص
(١٢١)
عبرت از این حوادث
٢٠٩ ص
(١٢٢)
تفسیر سوره نور (13)
٢١٢ ص
(١٢٣)
آب، رمز حیات
٢١٣ ص
(١٢٤)
نظریه تبدّل انواع
٢١٦ ص
(١٢٥)
حرف عوامانه
٢١٧ ص
(١٢٦)
اصول داروین
٢١٨ ص
(١٢٧)
داروینیسم مؤید توحید است
٢١٩ ص
(١٢٨)
درسی که باید آموخت
٢٢١ ص
(١٢٩)
آیات روشنگر راه
٢٢٢ ص
 
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص

آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦ - چرا داستان افک خیر بود؟

میدهد: یک داستان جعل میکند، بعد این داستان را به زبان خود اینها میاندازد تا خودشان قصه و حرف و سخنی را که دشمنشان علیه خودشان جعل کرده بازگو کنند. این علتش ناآگاهی است و نباید مردمی اینقدر ناآگاه باشند که حرفی را که دشمن ساخته، ندانسته بازگو کنند؛ این یکی میگوید چنین حرفی را شنیدهام، دیگری میگوید من هم شنیدهام، و همین طور. اینها نمیدانند حرفی که دشمن جعل میکند وظیفه شما این است که همان جا زیرپایتان دفنش کنید. اصلًا دشمن میخواهد این حرف بین مردم پخش بشود. شما باید دفنش کنید و به یک نفر هم نگویید، تا به این وسیله با توطئه [١] سکوتْ نقشه دشمن را نقش بر آب کنید [٢].


[١]. [به معنی نقشه]

[٢]. مثلًا زمانی شایع بود و شاید هنوز هم در میان بعضیها شایع است و یک وقتی دیدم کسی میگفت: شنیدهام این فلسطینیها ناصبی هستند. «ناصبی» یعنی دشمن علی علیه السلام. ناصبی غیر از سنّی است. سنّی یعنی کسی که خلیفه بلافصل را ابوبکر میداند و علی علیه السلام را خلیفه چهارم میداند و معتقد نیست که پیغمبر شخصی را بعد از خود به عنوان خلیفه نصب کرده است؛ میگوید پیغمبر کسی را [به خلافت] نصب نکرد و مردم هم ابوبکر را انتخاب کردند. سنّی برای امیرالمؤمنین احترام قائل است، چون او را خلیفه و پیشوای چهارم میداند و علی را دوست دارد. ناصبی یعنی کسی که علی را دشمن میدارد. سنّی مسلمان است ولی ناصبی کافر و نجس است. ما با ناصبی نمیتوانیم معامله مسلمان بکنیم. حال یک کسی میآید میگوید: شنیدهام این فلسطینیها ناصبی هستند. شنونده به یکی دیگر میگوید، او هم یک جای دیگر تکرار میکند، و همین طور هر کسی میگوید: شنیدهام این فلسطینیها ناصبی هستند. معلوم است، اگر فلسطینیها ناصبی باشند کافرند و در درجه یهودیها قرار میگیرند. هیچ فکر نمیکنند که این، حرفی است که یهودیها جعل کردهاند. در هر جایی حرفی جعل میکنند برای این که احساس همدردی نسبت به فلسطینیها را از بین ببرند. میدانند مردم ایران شیعهاند و شیعه دوستدار علی است و معتقد است هر کس دشمن علی باشد کافر است؛ برای این که احساس همدردی را از بین ببرند، این دروغ را جعل میکنند. در صورتی که در یکی از سفرهایی که به مکه رفته بودیم و فلسطینیها را زیاد میدیدیم، یکی از آنها آمد به من گفت: فلان مسئله از مسائل حج حکمش چیست؟ بعد گفت: من شیعه هستم، این رفقایم سنّیاند. معلوم شد بین اینها شیعه هم وجود دارد. بعد خودشان میگفتند: بین ما شیعه و سنّی هست، شیعه هم زیاد داریم. همین لیلا خالد* معروف شیعه است. در چندین نطق و سخنرانی خودش در مصر گفته من شیعهام. ولی دشمن یهودی یک عده مزدور خود را مأمور میکند و میگوید: شما پخش کنید که اینها ناصبیاند. قرآن بیان کرده که در این موارد- اگر چنین نسبتهایی نسبت به افرادی که جزو شما هستند و مثل شما شهادتین میگویند شنیدید- وظیفهتان چیست.