آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - کورباطنی
ترسم بروم عالم جان نادیده [١] | بیرون روم از جهان، جهان نادیده | |
در عالم جان چون روم از عالم تن [١] در عالم تن عالم جان نادیده
میگوید وقتی که هنوز در اینجا هستم و با عالم جان آشنا نشدهام، بعدش هم دیگر فایده ندارد، وقتی هم بمیرم کور مردهام، همان که قرآن فرمود:وَ مَنْ کانَ فی هذِهِ اعْمی فَهُوَ فِی الْاخِرَةِ اعْمی وَ اضَلُّ سَبیلًا [٢]کورباطنی
مقصود از «اعمی» چیست؟ آیا مقصود کسی است که در این دنیا چشم سر نداشته باشد؟ این که برای کسی جرم نمیشود، و چقدر اولیاءاللَّه بودهاند که چشم نداشتهاند.
مرحوم سید احمد کربلایی یکی از بزرگان بوده است. نامههایی میان ایشان و عالم بسیار بزرگ مرحوم حاج شیخ محمدحسین اصفهانی (رضواناللَّه علیه) استادِ علامه طباطبایی رد و بدل شده است. گفتند مرحوم آقا سید احمد یک چشمش کور بوده. علامه طباطبایی (سلّمهاللَّه تعالی) نقل میکردند که او در آخرین نامهاش مینویسد: «دوست دارم که چشم دیگرم هم کور بشود که جز او دیگر چیزی را نبینم.» یک چنین کوری از هر بینایی بیناتر است.
ابوبصیر از اصحاب حضرت باقر و حضرت صادق علیهما السلام است و کور
[١]. میترسم بمیرم و عالم جان را ندیده باشم.
[٢]. چگونه من میتوانم از عالم تن به عالم جان بروم؟
[٣]. اسراء/ ٧٢.