آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥ - وجهه مُلکی و وجهه ملکوتی موجودات
نمیشنویم؟ نه، مقصودشان این است که هر موجودی و هر ذرهای که در این عالم هست دو وجهه و دو رو دارد: یک رو به این جهان دارد که در این رو مرده است، و یک رو به جهان دیگر دارد، یک وجهه ملکوتی دارد که در آن رو و در آن وجهه هر موجودی زنده و شاعر است.
میگویند مثلًا چوبی که شما میبینید، همه حقیقت آن را درک نمیکنید. عمیقترین علوم بشر، آنجا که علم بشر به عمق اتمها هم راه پیدا میکند، یک روی این موجود را درک میکند و آن «وجهه مُلکی» این موجود است. همین موجود یک «وجهه ملکوتی» دارد که از دست حس و علم ظاهر بشر خارج است. انسان باید اهل دل و اهل معنا و اهل حقیقت بشود تا آن روی موجودات را هم درک کند. وقتی آن روی موجودات را درک کرد میبیند موجودات چگونه در آن رو همه درّاک و هوشیار و عالم و مسبّح و حامدند. داود که کوهها و مرغها با او تسبیح میگفتند، نه این است که اگر ما کنار داود بودیم صدای کوهها را میشنیدیم (مردم دیگر بودند و نمیشنیدند)، داود گوش دیگری داشت که به باطن و ملکوت اشیاء راه پیدا کرده بود و صدای ملکوت آنها را میشنید. اگر گوش باطن ما باز شود ما هم میشنویم، و خیال نکنید که این یک مطلب به اصطلاح دوری است و فقط پیغمبری باید باشد؛ نه، حتی لزومی ندارد آن شخص پیغمبر باشد.
شنیدهاید که سنگریزه در کف مبارک پیغمبر اکرم تسبیح گفت. از جمله معجزات پیغمبر اکرم این بود که مشتی سنگریزه را به دست گرفتند و مردم دیدند سنگریزهها در مشت پیغمبر تسبیح خدا میگویند. در اینجا معجزه پیغمبر این نبود که سنگریزه را به تسبیح درآورد؛ معجزه پیغمبر این بود که گوش افراد را باز کرد و آنها صدای سنگریزه را شنیدند. آن سنگریزه همیشه تسبیح میگفت؛ معجزه پیغمبر در شنواندن این صدا به