آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - مسبّحات در قرآن
هم اختصاص به مؤمنین نمیدهد. ای پیغمبر! آیا تسبیح مرغان را در حالی که در اوج آسمان صف کشیدهاند ندیدی؟ بالاتر این که بعد میگوید: کلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبیحَهُ هرکدام از اینها (کوهها، درختها، مرغها، انسانها و هر موجودی که تسبیح میکند) به تسبیح خود آگاه است، به نماز خود آگاه است. عجیب این است که این امر را تعبیر به «نماز» میکند. گفتیم یک جا تعبیر به «تسبیح» و «حمد» میکند و یک جا تعبیر به «سجود» میکند. اینجا اصلًا تعبیر به «صلاة» کرده است. گو این که بعضی مفسرین گفتهاند مقصود از «صلاة» دعاست، ولی همان نماز است، چون روح نماز هم دعاست. خود قرآن تعبیر به «صلاة» کرده است: اینها نماز دارند و به نماز خودشان آگاهند و خدای آنها هم به کار آنها آگاه است.
بنابراین ما چنین آیاتی در قرآن داریم و نباید اول برویم ببینیم که آیا میتوانیم معنی بکنیم که مقصود از تسبیح [و تحمید] چیست. قرآن چنین مطلبی میگوید که تمام ذرات عالم هستی خدا را تسبیح و حمد میکنند، و به ما هم می گوید: ولی شما ای مردم فهم نمیکنید اما چنین چیزی وجود دارد. البته خدا هم که این مطلب را بیان کرده، نخواسته یک معمایی را که هیچ وقت بشر به هیچ شکل آن را حل نمیکند بیان کرده باشد. قرآن این را میگوید برای این که ما تلاش کنیم تا به این حقیقت برسیم و این حقیقت را به اندازه ظرفیت خودمان کشف کنیم و بفهمیم.
گفتیم مرحله دوم این است که ببینیم تلاشی که افراد بشر بعد از این راهنمایی قرآن، در این راه کردهاند چه بوده و در واقع این آیات را چگونه خواستهاند تفسیر کنند. این سلسله آیات در قرآن مجموعاً دو گونه تفسیر شده است که ما میتوانیم این دوگونه را «حکیمانه» و «عارفانه» بنامیم.