گفتاري در باب صبر - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٥٨ -           نمونه ئى از تاريخ
عليه السلام به اتكاء مقررات و وظائف اسلامى و به دنبال احساس مسئوليتى بزرگ , دست به يك قيام و حركت انقلابى عظيم زده و با هدف( آموزش عملى يكدرس اساسى اسلام) [١] به عملى قهرآميز عليه تشكيلات حكومت اموى و نظام فاسد و منحط جامعه اقدام نموده بود .
چنين حركتى بيش از همه براى دستگاه خلافت , خطر و تهديد مى آفريد و لذا بطور قهرى و طبيعى همه ى امكانات و نيروهاى آن را بر ضد خود بسيج و تحريك مى كرد . اين دو نفر ( عمربن سعد و حربن يزيد ) بخشى از امكانات وسيع آن دستگاه ستمگر بر عليه اين حركت انقلابى و بانى و پديد آورنده ى آن , حسين بن على عليه السلام , بودند .
پس در آغاز , هر دو نفر به عنوان دو مهره ى اساسى در صحنه ئى كه بازيگر واقعى آن , خليفه ى غاصب , يزيدبن معاويه بود ظاهر شدند .
او آندو را همچون دست و بازوئى به كار گماشته بود تا
[١]- تحليل و تفسير واقعه ى عاشورا و بيان هدف اصلى و جهتگيرى اجتماعى قيام حسين بن على عليه السلام در گفتار ديگرى از اين سلسله .